عصر ایران؛ حمید خدری؛ دکترای مدیریت صنعتی
پیش درآمد: نویسنده در این سلسله یادداشتهای مستقل، میکوشد با نگاهی به پیوند توسعه و انرژی در ایران و جهان، زمینهای برای آگاهیبخشی عمومی فراهم آورد. یادداشت پیشرو، چهارمین یادداشت از این مجموعه است.
در یادداشت های پیشین، از «ناترازی» در انرژی فراتر رفته و به «شدت بالای مصرف انرژی» رسیدیم. دیدیم که مسئلهی اصلی ما در صنایع و کسب و کارها ، صرفاً کمبود منابع نیست، بلکه " ناکارآمدی مزمن" است. اما پرسش بزرگ اینجاست: اگر راهکارهای نوینی برای کاهش مصرف وجود دارند، چرا به مرحلهی اجرا نمیرسند؟
بخشی از پاسخ در پیچیدگیهای "نظام قراردادی" ما نهفته است؛ جایی که حتی مدلهای پیشرویی مثل ESCO (شرکتهای خدمات انرژی) نیز در ساختار اداری-حقوقی ما، به سختی فرصت ظهور و رشد پیدا میکنند. به این مدل و اهمیت اجرای آن در صنایع نفت و گاز در یادداشت سوم پرداخته شد؛ اما چرا علیرغم اهمیت آن، مدل ESCO) ) هنوز نتوانسته است جایگاه واقعی خود را در صنایع پیدا کند؟ یکم: مدلهای قراردادی: ابزاری که هنوز بومی سازی نشده است …












