عصر ایران- در بخش بزرگی از قرن بیستم، سیاست را بیش از هر چیز، احزاب تعریف میکردند. شهروندان معمولاً خود را طرفدار یک حزب میدانستند، نه یک فرد. رأیدهندگان ممکن بود رهبران احزاب را دوست داشته باشند یا از آنها انتقاد کنند، اما آنچه هویت سیاسی آنها را شکل میداد، مجموعهای از ایدهها، برنامهها و سنتهای حزبی بود. احزاب، واسطه میان جامعه و حکومت بودند؛ نیرو تربیت میکردند، رهبر میساختند، برنامه ارائه میدادند و رقابت سیاسی را در قالبی نسبتاً پایدار سامان میدادند.
امروز اما این تصویر، دستکم در بسیاری از کشورهای جهان، در حال تغییر است. در بسیاری از انتخابات، نام رهبر بیش از نام حزب اهمیت پیدا کرده است. شهروندان بیش از آنکه بگویند «به فلان حزب رأی میدهم»، میگویند «به فلان شخص رأی میدهم». گویی سیاست، به تدریج از رقابت میان احزاب به رقابت میان شخصیتها تبدیل شده است. این تحول، فقط یک تغییر ظاهری نیست؛ بلکه نشانه دگرگونی عمیقتری در شیوه سیاستورزی است. …












