
عصر ایران؛ سروش بامداد - قرار بود هر ازگاهی بر گفتههای گهربار و ناگهربار کاربهدستان یا صاحبان تریبون و اسم و رسم تأمل و در واقع آنها را به میزان 20 تا 60 درصد غنی سازی کنیم نه بیشتر تا اسباب دردسر نشود.
دو قسمت ارایه و از آنها استقبال شد و این بار هم سراغ 10 عبارت گفته شده در همین هفته میرویم:
1. "یکی از دستگاهها فشار آورد کلمۀ "هایده" و لوازم آرایش زنانه را از موتور جستوجوی ایرانی حذف کنید چون این کلمات ابتذال و تبرج را در جامعه ترویج میکنند."- فیروزآبادی دبیر پیشین شورای عالی فضای مجازی ( در گفتوگو با ایمان بیک)
اهتمام آن دستگاه در مقابله با ابتذال و تبرج ستودنی است اما خدا را شکر که موتور جستوجوی گوگل زیر نظر اینها نبود و نیست! به یاد جملهای از زنده یاد ناصر تقوایی میافتیم که در نشستی در خانه هنرمندان میگفت به سانسورچی ارشاد گفتم شما نمیتوانید برخی از کلمات را از فرهنگ واژگان بیرون بیندازید. هر واژه جای خود را دارد و گاه از زبان یک شخصیت در رمان یا فیلم باید آن کلمه را بشنویم در حالی که در جای دیگر شاید ناپسند در نظر آید.
دربارۀ ابتذال هم باز از کسی شنیدم که ابتذال یعنی کار خود را پایین تر از استاندارد پذیرفته شده انجام دهی و با این نگاه رفتگری که شامگاهان با دقت و حرکات موزون پاکبانی میکند و کار خود را درست انجام میدهد شایسته احترام و قدرشناسی است و پزشکی که وقت کافی برای بیمار خود نمیگذارد و به چشم حق ویزیت و دست مزد عمل جراحی به او مینگرد مبتذل است.
از نویسندهای هم شنیدم که سانسورچی ارشاد به او گفته بود این جمله را بردارید: دختر زیر باران، خسته و تنها ایستاده بود. پرسید: چرا؟ نکند شما معتقدید خسته یا تنها نبود یا نایستاده بلکه نشسته بود؟ او پاسخ داد: هیچ کدام! چون زیر باران لباس به تن او میچسبد.
حالا حکایت هایده است. به یاد صفحات آغازین رمان «ثریا در اغما»ی اسماعیل فصیح میافتم که در توصیف وضعیت اتوبوسی که به ترکیه میرفت نوشته بود صدای هایده از پخش صوت آن شنیده میشد... بندگان خدا دچار ابتذال و تبرج شده بودند و خودشان خبر نداشتند!
2. "ایران 65 میلیون نفر نیروی کار دارد که 40 میلیون نفرشان هیچ مشارکتی در کار و اقتصاد ندارند و فقط 25 میلیون نفرشان در این چرخه هستند. فاجعه اقتصادی یعنی همین" …












