قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

جامعۀ خسته، مشکلی فراگیر در دنیای امروز

انسان امروز تقریباً هیچ‌گاه از جریان اطلاعات جدا نمی‌شود. تلفن همراه از لحظه بیدار شدن تا لحظه خواب، اخبار، پیام‌ها، تصاویر و هشدارهای بی‌پایان را به ذهن او...
 جامعۀ خسته، مشکلی فراگیر در دنیای امروز

  عصر ایران؛ احمد فرتاش - اگر بخواهیم با یک واژه، حال‌وهوای بسیاری از جوامع امروز را توصیف کنیم، شاید «خستگی» دقیق‌ترین انتخاب باشد. نه خستگی جسمی، بلکه نوعی فرسودگی ذهنی و اجتماعی که آرام‌آرام در رفتار مردم، در سیاست، در فرهنگ و حتی در روابط انسانی نفوذ کرده است. جامعه خسته، جامعه‌ای نیست که الزاماً فقیر باشد یا درگیر جنگ و آشوب باشد. حتی ممکن است رشد اقتصادی داشته باشد و خیابان‌هایش آرام به نظر برسند. اما در زیر این ظاهر آرام، احساسی از فرسودگی جریان دارد؛ احساسی که نه به یک حادثه، بلکه به انباشت بحران‌ها، نااطمینانی‌ها و فشارهای دائمی مربوط می‌شود.

  در گذشته، مردم نیز با مشکلات بزرگ روبه‌رو بودند؛ جنگ، رکود اقتصادی، بیماری‌های فراگیر و بحران‌های سیاسی. اما میان بحران‌ها معمولاً دوره‌هایی از آرامش وجود داشت. جامعه فرصت می‌کرد نفس بکشد، خود را بازسازی کند و دوباره به آینده امیدوار شود. امروز اما بحران‌ها دیگر به صورت مقطعی رخ نمی‌دهند؛ آنها به وضعیت دائمی زندگی تبدیل شده‌اند. هنوز یک بحران پایان نیافته، بحران دیگری آغاز می‌شود. همه‌گیری بیماری، جنگ، تورم، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، پیشرفت شتابان فناوری، رقابت قدرت‌های بزرگ و ده‌ها مسئله دیگر، احساس زندگی در جهانی بی‌ثبات را تقویت کرده‌اند.

  این خستگی فقط نتیجه رویدادهای بیرونی نیست. شیوه زندگی مدرن نیز در شکل‌گیری آن سهم بزرگی دارد. انسان امروز تقریباً هیچ‌گاه از جریان اطلاعات جدا نمی‌شود. تلفن همراه از لحظه بیدار شدن تا لحظه خواب، اخبار، پیام‌ها، تصاویر و هشدارهای بی‌پایان را به ذهن او سرازیر می‌کند. مغزی که در گذشته ساعت‌هایی از روز را در سکوت یا بی‌خبری سپری می‌کرد، اکنون دائماً در معرض محرک‌های تازه قرار دارد. ذهن انسان برای چنین حجمی از اطلاعات تکامل نیافته است. نتیجه، چیزی است که روان‌شناسان آن را «فرسودگی شناختی» می‌نامند؛ حالتی که در آن فرد احساس می‌کند دیگر توان پردازش خبرها، تصمیم‌ها و حتی احساسات خود را ندارد.

  شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم دیگر خبرها را با دقت گذشته دنبال نمی‌کنند. نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه از سر ناتوانی. وقتی هر روز ده‌ها بحران در برابر چشم انسان قرار می‌گیرد، ذهن برای محافظت از خود، نوعی بی‌حسی ایجاد می‌کند. تصاویر جنگ، قحطی یا فجایع طبیعی که زمانی افکار عمومی را تکان می‌داد، امروز گاهی فقط چند ثانیه توجه ما را جلب می‌کند و بعد جای خود را به ویدئویی سرگرم‌کننده یا خبری دیگر می‌دهد. این بی‌تفاوتی، الزاماً نشانه سنگدلی نیست؛ گاهی نشانه خستگی است.

  در سیاست نیز نشانه‌های جامعه خسته به‌خوبی دیده می‌شود. در بسیاری از کشورها، مشارکت سیاسی کاهش یافته یا شکل آن تغییر کرده است. بخشی از شهروندان دیگر باور ندارند که رأی دادن، اعتراض کردن یا فعالیت مدنی بتواند تغییر مهمی ایجاد کند. در مقابل، گروهی دیگر به رهبران پوپولیست گرایش پیدا می‌کنند؛ نه لزوماً به این دلیل که برنامه‌های آنها را دقیق می‌پسندند، بلکه چون از وضعیت موجود خسته شده‌اند و هر تغییری را بهتر از تداوم وضع فعلی می‌دانند. خستگی، همیشه به انفعال منجر نمی‌شود؛ گاهی به تصمیم‌های ناگهانی و پرریسک نیز می‌انجامد.

  اقتصاد نیز در این میان نقش مهمی دارد. فشار مداوم هزینه‌های زندگی، ناامنی شغلی و دشوار شدن برنامه‌ریزی برای آینده، احساس فرسودگی را تشدید می‌کند. بسیاری از جوانان، برخلاف نسل‌های پیشین، مطمئن نیستند که تلاش بیشتر الزاماً به زندگی بهتر منجر خواهد شد. وقتی رابطه میان کوشش و نتیجه در ذهن مردم تضعیف شود، انگیزه نیز به‌تدریج کاهش می‌یابد. جامعه خسته، جامعه‌ای است که در آن افراد بیش از آنکه برای ساختن آینده برنامه‌ریزی کنند، درگیر مدیریت امروز هستند.

  در محیط کار نیز این پدیده آشکار است. اصطلاح «فرسودگی شغلی» دیگر فقط درباره پزشکان یا پرستاران به کار نمی‌رود. کارمندان، معلمان، روزنامه‌نگاران، برنامه‌نویسان و حتی مدیران نیز از احساس خستگی دائمی سخن می‌گویند. قرار بود فناوری کار انسان را آسان‌تر کند، اما در بسیاری از موارد مرز میان کار و استراحت را از بین برده است. ایمیل‌ها، پیام‌ها و جلسات آن‌لاین، روز کاری را پایان‌ناپذیر کرده‌اند. انسان مدرن حتی زمانی که در خانه است، اغلب احساس می‌کند هنوز در محل کار حضور دارد.

  این خستگی، بر فرهنگ نیز اثر گذاشته است. آثار سرگرم‌کننده کوتاه، ویدئوهای چندثانیه‌ای و محتوای ساده، محبوب‌تر از آثار عمیق و طولانی شده‌اند. این تغییر فقط نتیجه سلیقه نیست؛ نتیجه کاهش ظرفیت ذهن برای تمرکز طولانی نیز هست. جامعه‌ای که خسته است، کمتر حوصله خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگوهای پیچیده را دارد. به همین دلیل، سیاست نیز به سمت شعارهای کوتاه، پیام‌های احساسی و پاسخ‌های ساده برای مسائل پیچیده حرکت می‌کند.

  با این حال، شاید مهم‌ترین ویژگی جامعه خسته این باشد که هنوز زندگی می‌کند، کار می‌کند و حتی لبخند می‌زند، اما شور و اشتیاق گذشته را ندارد. مردم وظایف روزمره خود را انجام می‌دهند، اما احساس می‌کنند انرژی روانی لازم برای رؤیاپردازی، مشارکت یا تغییر کاهش یافته است. این وضعیت از بیرون شاید چندان دیده نشود، اما در درازمدت می‌تواند سرمایه اجتماعی، خلاقیت و اعتماد عمومی را فرسوده کند.

  با وجود همه اینها، تاریخ نشان می‌دهد که خستگی، سرنوشت همیشگی جوامع نیست. هرگاه مردم دوباره احساس کنند که تلاششان معنا دارد، آینده قابل پیش‌بینی‌تر شده است و نهادهای سیاسی و اقتصادی توان پاسخ‌گویی به مسائل را دارند، امید نیز آرام‌آرام بازمی‌گردد. امید، برخلاف تصور رایج، یک احساس شاعرانه نیست؛ نوعی سرمایه اجتماعی است. جامعه‌ای که امید دارد، شکست را موقتی می‌بیند؛ اما جامعه‌ای که خسته شده است، حتی موفقیت‌های کوچک را نیز نشانه آغاز تغییری بزرگ تلقی نمی‌کند.

   شاید بزرگ‌ترین چالش دولت‌ها در دهه‌های آینده، فقط افزایش رشد اقتصادی یا حل بحران‌های امنیتی نباشد. چالش اصلی، بازگرداندن انرژی روانی به جامعه است؛ ایجاد این باور که آینده صرفاً ادامه امروز نیست و تلاش جمعی هنوز می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. زیرا تمدن‌ها زمانی دچار افول نمی‌شوند که منابع‌شان تمام می‌شود؛ اغلب زمانی رو به افول می‌روند که شهروندان‌شان دیگر انگیزه‌ای برای ساختن فردا نداشته باشند.

  پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عکس پدرانه سپند امیرسلیمانی با شعری احساسی (+عکس) خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تمام گل‌های لیونل مسی در جام های جهانی در یک ویدئوی تماشایی بیشتر بخوانید: تفاوت نسل‌ها؛ با اضطراب در سنین مختلف چگونه برخورد کنیم؟ جاسوسی هوشمند؛ وقتی هوش مصنوعی تمام مکالمات ما را ضبط می‌کند چرا استرس باعث می‌شود نتوانید بخوابید؟ پاسخ در تکامل انسان نهفته است تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 فرسودگی ناوگان آمریکا؛ فرصتی تبلیغاتی برای چین در اقیانوس آرام

 سایت خبرفوری / ۲ ساعت قبل

فرسودگی ناوگان آمریکا؛ فرصتی تبلیغاتی برای چین در اقیانوس آرام

  عصر ایران؛ احمد فرتاش - اگر بخواهیم با یک واژه، حال‌وهوای بسیاری از جوامع امروز را توصیف کنیم، شاید «خستگی» دقیق‌ترین انتخاب باشد. نه خستگی جسمی، بلکه نوعی فرسودگی ذهنی و اجتماعی که آرام‌آرام در رفتار مردم، در سیاست، در فرهنگ و حتی در روابط انسانی نفوذ کرده است. جامعه خسته، جامعه‌ای نیست که الزاماً فقیر باشد یا درگیر جنگ و آشوب باشد. حتی ممکن است رشد اقتصادی داشته باشد و خیابان‌هایش آرام به نظر برسند. اما در زیر این ظاهر آرام، احساسی از فرسودگی جریان دارد؛ احساسی که نه به یک حادثه، بلکه به انباشت بحران‌ها، نااطمینانی‌ها و فشارهای دائمی مربوط می‌شود.

  در گذشته، مردم نیز با مشکلات بزرگ روبه‌رو بودند؛ جنگ، رکود اقتصادی، بیماری‌های فراگیر و بحران‌های سیاسی. اما میان بحران‌ها معمولاً دوره‌هایی از آرامش وجود داشت. جامعه فرصت می‌کرد نفس بکشد، خود را بازسازی کند و دوباره به آینده امیدوار شود. امروز اما بحران‌ها دیگر به صورت مقطعی رخ نمی‌دهند؛ آنها به وضعیت دائمی زندگی تبدیل شده‌اند. هنوز یک بحران پایان نیافته، بحران دیگری آغاز می‌شود. همه‌گیری بیماری، جنگ، تورم، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، پیشرفت شتابان فناوری، رقابت قدرت‌های بزرگ و ده‌ها مسئله دیگر، احساس زندگی در جهانی بی‌ثبات را تقویت کرده‌اند.

  این خستگی فقط نتیجه رویدادهای بیرونی نیست. شیوه زندگی مدرن نیز در شکل‌گیری آن سهم بزرگی دارد. انسان امروز تقریباً هیچ‌گاه از جریان اطلاعات جدا نمی‌شود. تلفن همراه از لحظه بیدار شدن تا لحظه خواب، اخبار، پیام‌ها، تصاویر و هشدارهای بی‌پایان را به ذهن او سرازیر می‌کند. مغزی که در گذشته ساعت‌هایی از روز را در سکوت یا بی‌خبری سپری می‌کرد، اکنون دائماً در معرض محرک‌های تازه قرار دارد. ذهن انسان برای چنین حجمی از اطلاعات تکامل نیافته است. نتیجه، چیزی است که روان‌شناسان آن را «فرسودگی شناختی» می‌نامند؛ حالتی که در آن فرد احساس می‌کند دیگر توان پردازش خبرها، تصمیم‌ها و حتی احساسات خود را ندارد.

  شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم دیگر خبرها را با دقت گذشته دنبال نمی‌کنند. نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه از سر ناتوانی. وقتی هر روز ده‌ها بحران در برابر چشم انسان قرار می‌گیرد، ذهن برای محافظت از خود، نوعی بی‌حسی ایجاد می‌کند. تصاویر جنگ، قحطی یا فجایع طبیعی که زمانی افکار عمومی را تکان می‌داد، امروز گاهی فقط چند ثانیه توجه ما را جلب می‌کند و بعد جای خود را به ویدئویی سرگرم‌کننده یا خبری دیگر می‌دهد. این بی‌تفاوتی، الزاماً نشانه سنگدلی نیست؛ گاهی نشانه خستگی است.

  در سیاست نیز نشانه‌های جامعه خسته به‌خوبی دیده می‌شود. در بسیاری از کشورها، مشارکت سیاسی کاهش یافته یا شکل آن تغییر کرده است. بخشی از شهروندان دیگر باور ندارند که رأی دادن، اعتراض کردن یا فعالیت مدنی بتواند تغییر مهمی ایجاد کند. در مقابل، گروهی دیگر به رهبران پوپولیست گرایش پیدا می‌کنند؛ نه لزوماً به این دلیل که برنامه‌های آنها را دقیق می‌پسندند، بلکه چون از وضعیت موجود خسته شده‌اند و هر تغییری را بهتر از تداوم وضع فعلی می‌دانند. خستگی، همیشه به انفعال منجر نمی‌شود؛ گاهی به تصمیم‌های ناگهانی و پرریسک نیز می‌انجامد.

  اقتصاد نیز در این میان نقش مهمی دارد. فشار مداوم هزینه‌های زندگی، ناامنی شغلی و دشوار شدن برنامه‌ریزی برای آینده، احساس فرسودگی را تشدید می‌کند. بسیاری از جوانان، برخلاف نسل‌های پیشین، مطمئن نیستند که تلاش بیشتر الزاماً به زندگی بهتر منجر خواهد شد. وقتی رابطه میان کوشش و نتیجه در ذهن مردم تضعیف شود، انگیزه نیز به‌تدریج کاهش می‌یابد. جامعه خسته، جامعه‌ای است که در آن افراد بیش از آنکه برای ساختن آینده برنامه‌ریزی کنند، درگیر مدیریت امروز هستند.

  در محیط کار نیز این پدیده آشکار است. اصطلاح «فرسودگی شغلی» دیگر فقط درباره پزشکان یا پرستاران به کار نمی‌رود. کارمندان، معلمان، روزنامه‌نگاران، برنامه‌نویسان و حتی مدیران نیز از احساس خستگی دائمی سخن می‌گویند. قرار بود فناوری کار انسان را آسان‌تر کند، اما در بسیاری از موارد مرز میان کار و استراحت را از بین برده است. ایمیل‌ها، پیام‌ها و جلسات آن‌لاین، روز کاری را پایان‌ناپذیر کرده‌اند. انسان مدرن حتی زمانی که در خانه است، اغلب احساس می‌کند هنوز در محل کار حضور دارد.

  این خستگی، بر فرهنگ نیز اثر گذاشته است. آثار سرگرم‌کننده کوتاه، ویدئوهای چندثانیه‌ای و محتوای ساده، محبوب‌تر از آثار عمیق و طولانی شده‌اند. این تغییر فقط نتیجه سلیقه نیست؛ نتیجه کاهش ظرفیت ذهن برای تمرکز طولانی نیز هست. جامعه‌ای که خسته است، کمتر حوصله خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگوهای پیچیده را دارد. به همین دلیل، سیاست نیز به سمت شعارهای کوتاه، پیام‌های احساسی و پاسخ‌های ساده برای مسائل پیچیده حرکت می‌کند.

  با این حال، شاید مهم‌ترین ویژگی جامعه خسته این باشد که هنوز زندگی می‌کند، کار می‌کند و حتی لبخند می‌زند، اما شور و اشتیاق گذشته را ندارد. مردم وظایف روزمره خود را انجام می‌دهند، اما احساس می‌کنند انرژی روانی لازم برای رؤیاپردازی، مشارکت یا تغییر کاهش یافته است. این وضعیت از بیرون شاید چندان دیده نشود، اما در درازمدت می‌تواند سرمایه اجتماعی، خلاقیت و اعتماد عمومی را فرسوده کند.

  با وجود همه اینها، تاریخ نشان می‌دهد که خستگی، سرنوشت همیشگی جوامع نیست. هرگاه مردم دوباره احساس کنند که تلاششان معنا دارد، آینده قابل پیش‌بینی‌تر شده است و نهادهای سیاسی و اقتصادی توان پاسخ‌گویی به مسائل را دارند، امید نیز آرام‌آرام بازمی‌گردد. امید، برخلاف تصور رایج، یک احساس شاعرانه نیست؛ نوعی سرمایه اجتماعی است. جامعه‌ای که امید دارد، شکست را موقتی می‌بیند؛ اما جامعه‌ای که خسته شده است، حتی موفقیت‌های کوچک را نیز نشانه آغاز تغییری بزرگ تلقی نمی‌کند.

   شاید بزرگ‌ترین چالش دولت‌ها در دهه‌های آینده، فقط افزایش رشد اقتصادی یا حل بحران‌های امنیتی نباشد. چالش اصلی، بازگرداندن انرژی روانی به جامعه است؛ ایجاد این باور که آینده صرفاً ادامه امروز نیست و تلاش جمعی هنوز می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. زیرا تمدن‌ها زمانی دچار افول نمی‌شوند که منابع‌شان تمام می‌شود؛ اغلب زمانی رو به افول می‌روند که شهروندان‌شان دیگر انگیزه‌ای برای ساختن فردا نداشته باشند.

  پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عکس پدرانه سپند امیرسلیمانی با شعری احساسی (+عکس) خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تمام گل‌های لیونل مسی در جام های جهانی در یک ویدئوی تماشایی بیشتر بخوانید: تفاوت نسل‌ها؛ با اضطراب در سنین مختلف چگونه برخورد کنیم؟ جاسوسی هوشمند؛ وقتی هوش مصنوعی تمام مکالمات ما را ضبط می‌کند چرا استرس باعث می‌شود نتوانید بخوابید؟ پاسخ در تکامل انسان نهفته است تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 عدالت و فناوری نوین؛ درخواست مشاور بنیاد شهید | جهان نیوز

 سایت جهان نیوز / ۳ ساعت قبل

عدالت و فناوری نوین؛ درخواست مشاور بنیاد شهید | جهان نیوز

  عصر ایران؛ احمد فرتاش - اگر بخواهیم با یک واژه، حال‌وهوای بسیاری از جوامع امروز را توصیف کنیم، شاید «خستگی» دقیق‌ترین انتخاب باشد. نه خستگی جسمی، بلکه نوعی فرسودگی ذهنی و اجتماعی که آرام‌آرام در رفتار مردم، در سیاست، در فرهنگ و حتی در روابط انسانی نفوذ کرده است. جامعه خسته، جامعه‌ای نیست که الزاماً فقیر باشد یا درگیر جنگ و آشوب باشد. حتی ممکن است رشد اقتصادی داشته باشد و خیابان‌هایش آرام به نظر برسند. اما در زیر این ظاهر آرام، احساسی از فرسودگی جریان دارد؛ احساسی که نه به یک حادثه، بلکه به انباشت بحران‌ها، نااطمینانی‌ها و فشارهای دائمی مربوط می‌شود.

  در گذشته، مردم نیز با مشکلات بزرگ روبه‌رو بودند؛ جنگ، رکود اقتصادی، بیماری‌های فراگیر و بحران‌های سیاسی. اما میان بحران‌ها معمولاً دوره‌هایی از آرامش وجود داشت. جامعه فرصت می‌کرد نفس بکشد، خود را بازسازی کند و دوباره به آینده امیدوار شود. امروز اما بحران‌ها دیگر به صورت مقطعی رخ نمی‌دهند؛ آنها به وضعیت دائمی زندگی تبدیل شده‌اند. هنوز یک بحران پایان نیافته، بحران دیگری آغاز می‌شود. همه‌گیری بیماری، جنگ، تورم، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، پیشرفت شتابان فناوری، رقابت قدرت‌های بزرگ و ده‌ها مسئله دیگر، احساس زندگی در جهانی بی‌ثبات را تقویت کرده‌اند.

  این خستگی فقط نتیجه رویدادهای بیرونی نیست. شیوه زندگی مدرن نیز در شکل‌گیری آن سهم بزرگی دارد. انسان امروز تقریباً هیچ‌گاه از جریان اطلاعات جدا نمی‌شود. تلفن همراه از لحظه بیدار شدن تا لحظه خواب، اخبار، پیام‌ها، تصاویر و هشدارهای بی‌پایان را به ذهن او سرازیر می‌کند. مغزی که در گذشته ساعت‌هایی از روز را در سکوت یا بی‌خبری سپری می‌کرد، اکنون دائماً در معرض محرک‌های تازه قرار دارد. ذهن انسان برای چنین حجمی از اطلاعات تکامل نیافته است. نتیجه، چیزی است که روان‌شناسان آن را «فرسودگی شناختی» می‌نامند؛ حالتی که در آن فرد احساس می‌کند دیگر توان پردازش خبرها، تصمیم‌ها و حتی احساسات خود را ندارد.

  شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم دیگر خبرها را با دقت گذشته دنبال نمی‌کنند. نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه از سر ناتوانی. وقتی هر روز ده‌ها بحران در برابر چشم انسان قرار می‌گیرد، ذهن برای محافظت از خود، نوعی بی‌حسی ایجاد می‌کند. تصاویر جنگ، قحطی یا فجایع طبیعی که زمانی افکار عمومی را تکان می‌داد، امروز گاهی فقط چند ثانیه توجه ما را جلب می‌کند و بعد جای خود را به ویدئویی سرگرم‌کننده یا خبری دیگر می‌دهد. این بی‌تفاوتی، الزاماً نشانه سنگدلی نیست؛ گاهی نشانه خستگی است.

  در سیاست نیز نشانه‌های جامعه خسته به‌خوبی دیده می‌شود. در بسیاری از کشورها، مشارکت سیاسی کاهش یافته یا شکل آن تغییر کرده است. بخشی از شهروندان دیگر باور ندارند که رأی دادن، اعتراض کردن یا فعالیت مدنی بتواند تغییر مهمی ایجاد کند. در مقابل، گروهی دیگر به رهبران پوپولیست گرایش پیدا می‌کنند؛ نه لزوماً به این دلیل که برنامه‌های آنها را دقیق می‌پسندند، بلکه چون از وضعیت موجود خسته شده‌اند و هر تغییری را بهتر از تداوم وضع فعلی می‌دانند. خستگی، همیشه به انفعال منجر نمی‌شود؛ گاهی به تصمیم‌های ناگهانی و پرریسک نیز می‌انجامد.

  اقتصاد نیز در این میان نقش مهمی دارد. فشار مداوم هزینه‌های زندگی، ناامنی شغلی و دشوار شدن برنامه‌ریزی برای آینده، احساس فرسودگی را تشدید می‌کند. بسیاری از جوانان، برخلاف نسل‌های پیشین، مطمئن نیستند که تلاش بیشتر الزاماً به زندگی بهتر منجر خواهد شد. وقتی رابطه میان کوشش و نتیجه در ذهن مردم تضعیف شود، انگیزه نیز به‌تدریج کاهش می‌یابد. جامعه خسته، جامعه‌ای است که در آن افراد بیش از آنکه برای ساختن آینده برنامه‌ریزی کنند، درگیر مدیریت امروز هستند.

  در محیط کار نیز این پدیده آشکار است. اصطلاح «فرسودگی شغلی» دیگر فقط درباره پزشکان یا پرستاران به کار نمی‌رود. کارمندان، معلمان، روزنامه‌نگاران، برنامه‌نویسان و حتی مدیران نیز از احساس خستگی دائمی سخن می‌گویند. قرار بود فناوری کار انسان را آسان‌تر کند، اما در بسیاری از موارد مرز میان کار و استراحت را از بین برده است. ایمیل‌ها، پیام‌ها و جلسات آن‌لاین، روز کاری را پایان‌ناپذیر کرده‌اند. انسان مدرن حتی زمانی که در خانه است، اغلب احساس می‌کند هنوز در محل کار حضور دارد.

  این خستگی، بر فرهنگ نیز اثر گذاشته است. آثار سرگرم‌کننده کوتاه، ویدئوهای چندثانیه‌ای و محتوای ساده، محبوب‌تر از آثار عمیق و طولانی شده‌اند. این تغییر فقط نتیجه سلیقه نیست؛ نتیجه کاهش ظرفیت ذهن برای تمرکز طولانی نیز هست. جامعه‌ای که خسته است، کمتر حوصله خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگوهای پیچیده را دارد. به همین دلیل، سیاست نیز به سمت شعارهای کوتاه، پیام‌های احساسی و پاسخ‌های ساده برای مسائل پیچیده حرکت می‌کند.

  با این حال، شاید مهم‌ترین ویژگی جامعه خسته این باشد که هنوز زندگی می‌کند، کار می‌کند و حتی لبخند می‌زند، اما شور و اشتیاق گذشته را ندارد. مردم وظایف روزمره خود را انجام می‌دهند، اما احساس می‌کنند انرژی روانی لازم برای رؤیاپردازی، مشارکت یا تغییر کاهش یافته است. این وضعیت از بیرون شاید چندان دیده نشود، اما در درازمدت می‌تواند سرمایه اجتماعی، خلاقیت و اعتماد عمومی را فرسوده کند.

  با وجود همه اینها، تاریخ نشان می‌دهد که خستگی، سرنوشت همیشگی جوامع نیست. هرگاه مردم دوباره احساس کنند که تلاششان معنا دارد، آینده قابل پیش‌بینی‌تر شده است و نهادهای سیاسی و اقتصادی توان پاسخ‌گویی به مسائل را دارند، امید نیز آرام‌آرام بازمی‌گردد. امید، برخلاف تصور رایج، یک احساس شاعرانه نیست؛ نوعی سرمایه اجتماعی است. جامعه‌ای که امید دارد، شکست را موقتی می‌بیند؛ اما جامعه‌ای که خسته شده است، حتی موفقیت‌های کوچک را نیز نشانه آغاز تغییری بزرگ تلقی نمی‌کند.

   شاید بزرگ‌ترین چالش دولت‌ها در دهه‌های آینده، فقط افزایش رشد اقتصادی یا حل بحران‌های امنیتی نباشد. چالش اصلی، بازگرداندن انرژی روانی به جامعه است؛ ایجاد این باور که آینده صرفاً ادامه امروز نیست و تلاش جمعی هنوز می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. زیرا تمدن‌ها زمانی دچار افول نمی‌شوند که منابع‌شان تمام می‌شود؛ اغلب زمانی رو به افول می‌روند که شهروندان‌شان دیگر انگیزه‌ای برای ساختن فردا نداشته باشند.

  پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عکس پدرانه سپند امیرسلیمانی با شعری احساسی (+عکس) خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تمام گل‌های لیونل مسی در جام های جهانی در یک ویدئوی تماشایی بیشتر بخوانید: تفاوت نسل‌ها؛ با اضطراب در سنین مختلف چگونه برخورد کنیم؟ جاسوسی هوشمند؛ وقتی هوش مصنوعی تمام مکالمات ما را ضبط می‌کند چرا استرس باعث می‌شود نتوانید بخوابید؟ پاسخ در تکامل انسان نهفته است تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 راز افزایش جذب آهن؛ چگونه کمبود آهن را درمان کنیم؟ | اشتباهاتی که جذب آهن را مختل می‌کنند

 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۳ ساعت قبل

راز افزایش جذب آهن؛ چگونه کمبود آهن را درمان کنیم؟ | اشتباهاتی که جذب آهن را مختل می‌کنند

  عصر ایران؛ احمد فرتاش - اگر بخواهیم با یک واژه، حال‌وهوای بسیاری از جوامع امروز را توصیف کنیم، شاید «خستگی» دقیق‌ترین انتخاب باشد. نه خستگی جسمی، بلکه نوعی فرسودگی ذهنی و اجتماعی که آرام‌آرام در رفتار مردم، در سیاست، در فرهنگ و حتی در روابط انسانی نفوذ کرده است. جامعه خسته، جامعه‌ای نیست که الزاماً فقیر باشد یا درگیر جنگ و آشوب باشد. حتی ممکن است رشد اقتصادی داشته باشد و خیابان‌هایش آرام به نظر برسند. اما در زیر این ظاهر آرام، احساسی از فرسودگی جریان دارد؛ احساسی که نه به یک حادثه، بلکه به انباشت بحران‌ها، نااطمینانی‌ها و فشارهای دائمی مربوط می‌شود.

  در گذشته، مردم نیز با مشکلات بزرگ روبه‌رو بودند؛ جنگ، رکود اقتصادی، بیماری‌های فراگیر و بحران‌های سیاسی. اما میان بحران‌ها معمولاً دوره‌هایی از آرامش وجود داشت. جامعه فرصت می‌کرد نفس بکشد، خود را بازسازی کند و دوباره به آینده امیدوار شود. امروز اما بحران‌ها دیگر به صورت مقطعی رخ نمی‌دهند؛ آنها به وضعیت دائمی زندگی تبدیل شده‌اند. هنوز یک بحران پایان نیافته، بحران دیگری آغاز می‌شود. همه‌گیری بیماری، جنگ، تورم، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، پیشرفت شتابان فناوری، رقابت قدرت‌های بزرگ و ده‌ها مسئله دیگر، احساس زندگی در جهانی بی‌ثبات را تقویت کرده‌اند.

  این خستگی فقط نتیجه رویدادهای بیرونی نیست. شیوه زندگی مدرن نیز در شکل‌گیری آن سهم بزرگی دارد. انسان امروز تقریباً هیچ‌گاه از جریان اطلاعات جدا نمی‌شود. تلفن همراه از لحظه بیدار شدن تا لحظه خواب، اخبار، پیام‌ها، تصاویر و هشدارهای بی‌پایان را به ذهن او سرازیر می‌کند. مغزی که در گذشته ساعت‌هایی از روز را در سکوت یا بی‌خبری سپری می‌کرد، اکنون دائماً در معرض محرک‌های تازه قرار دارد. ذهن انسان برای چنین حجمی از اطلاعات تکامل نیافته است. نتیجه، چیزی است که روان‌شناسان آن را «فرسودگی شناختی» می‌نامند؛ حالتی که در آن فرد احساس می‌کند دیگر توان پردازش خبرها، تصمیم‌ها و حتی احساسات خود را ندارد.

  شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم دیگر خبرها را با دقت گذشته دنبال نمی‌کنند. نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه از سر ناتوانی. وقتی هر روز ده‌ها بحران در برابر چشم انسان قرار می‌گیرد، ذهن برای محافظت از خود، نوعی بی‌حسی ایجاد می‌کند. تصاویر جنگ، قحطی یا فجایع طبیعی که زمانی افکار عمومی را تکان می‌داد، امروز گاهی فقط چند ثانیه توجه ما را جلب می‌کند و بعد جای خود را به ویدئویی سرگرم‌کننده یا خبری دیگر می‌دهد. این بی‌تفاوتی، الزاماً نشانه سنگدلی نیست؛ گاهی نشانه خستگی است.

  در سیاست نیز نشانه‌های جامعه خسته به‌خوبی دیده می‌شود. در بسیاری از کشورها، مشارکت سیاسی کاهش یافته یا شکل آن تغییر کرده است. بخشی از شهروندان دیگر باور ندارند که رأی دادن، اعتراض کردن یا فعالیت مدنی بتواند تغییر مهمی ایجاد کند. در مقابل، گروهی دیگر به رهبران پوپولیست گرایش پیدا می‌کنند؛ نه لزوماً به این دلیل که برنامه‌های آنها را دقیق می‌پسندند، بلکه چون از وضعیت موجود خسته شده‌اند و هر تغییری را بهتر از تداوم وضع فعلی می‌دانند. خستگی، همیشه به انفعال منجر نمی‌شود؛ گاهی به تصمیم‌های ناگهانی و پرریسک نیز می‌انجامد.

  اقتصاد نیز در این میان نقش مهمی دارد. فشار مداوم هزینه‌های زندگی، ناامنی شغلی و دشوار شدن برنامه‌ریزی برای آینده، احساس فرسودگی را تشدید می‌کند. بسیاری از جوانان، برخلاف نسل‌های پیشین، مطمئن نیستند که تلاش بیشتر الزاماً به زندگی بهتر منجر خواهد شد. وقتی رابطه میان کوشش و نتیجه در ذهن مردم تضعیف شود، انگیزه نیز به‌تدریج کاهش می‌یابد. جامعه خسته، جامعه‌ای است که در آن افراد بیش از آنکه برای ساختن آینده برنامه‌ریزی کنند، درگیر مدیریت امروز هستند.

  در محیط کار نیز این پدیده آشکار است. اصطلاح «فرسودگی شغلی» دیگر فقط درباره پزشکان یا پرستاران به کار نمی‌رود. کارمندان، معلمان، روزنامه‌نگاران، برنامه‌نویسان و حتی مدیران نیز از احساس خستگی دائمی سخن می‌گویند. قرار بود فناوری کار انسان را آسان‌تر کند، اما در بسیاری از موارد مرز میان کار و استراحت را از بین برده است. ایمیل‌ها، پیام‌ها و جلسات آن‌لاین، روز کاری را پایان‌ناپذیر کرده‌اند. انسان مدرن حتی زمانی که در خانه است، اغلب احساس می‌کند هنوز در محل کار حضور دارد.

  این خستگی، بر فرهنگ نیز اثر گذاشته است. آثار سرگرم‌کننده کوتاه، ویدئوهای چندثانیه‌ای و محتوای ساده، محبوب‌تر از آثار عمیق و طولانی شده‌اند. این تغییر فقط نتیجه سلیقه نیست؛ نتیجه کاهش ظرفیت ذهن برای تمرکز طولانی نیز هست. جامعه‌ای که خسته است، کمتر حوصله خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگوهای پیچیده را دارد. به همین دلیل، سیاست نیز به سمت شعارهای کوتاه، پیام‌های احساسی و پاسخ‌های ساده برای مسائل پیچیده حرکت می‌کند.

  با این حال، شاید مهم‌ترین ویژگی جامعه خسته این باشد که هنوز زندگی می‌کند، کار می‌کند و حتی لبخند می‌زند، اما شور و اشتیاق گذشته را ندارد. مردم وظایف روزمره خود را انجام می‌دهند، اما احساس می‌کنند انرژی روانی لازم برای رؤیاپردازی، مشارکت یا تغییر کاهش یافته است. این وضعیت از بیرون شاید چندان دیده نشود، اما در درازمدت می‌تواند سرمایه اجتماعی، خلاقیت و اعتماد عمومی را فرسوده کند.

  با وجود همه اینها، تاریخ نشان می‌دهد که خستگی، سرنوشت همیشگی جوامع نیست. هرگاه مردم دوباره احساس کنند که تلاششان معنا دارد، آینده قابل پیش‌بینی‌تر شده است و نهادهای سیاسی و اقتصادی توان پاسخ‌گویی به مسائل را دارند، امید نیز آرام‌آرام بازمی‌گردد. امید، برخلاف تصور رایج، یک احساس شاعرانه نیست؛ نوعی سرمایه اجتماعی است. جامعه‌ای که امید دارد، شکست را موقتی می‌بیند؛ اما جامعه‌ای که خسته شده است، حتی موفقیت‌های کوچک را نیز نشانه آغاز تغییری بزرگ تلقی نمی‌کند.

   شاید بزرگ‌ترین چالش دولت‌ها در دهه‌های آینده، فقط افزایش رشد اقتصادی یا حل بحران‌های امنیتی نباشد. چالش اصلی، بازگرداندن انرژی روانی به جامعه است؛ ایجاد این باور که آینده صرفاً ادامه امروز نیست و تلاش جمعی هنوز می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. زیرا تمدن‌ها زمانی دچار افول نمی‌شوند که منابع‌شان تمام می‌شود؛ اغلب زمانی رو به افول می‌روند که شهروندان‌شان دیگر انگیزه‌ای برای ساختن فردا نداشته باشند.

  پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عکس پدرانه سپند امیرسلیمانی با شعری احساسی (+عکس) خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تمام گل‌های لیونل مسی در جام های جهانی در یک ویدئوی تماشایی بیشتر بخوانید: تفاوت نسل‌ها؛ با اضطراب در سنین مختلف چگونه برخورد کنیم؟ جاسوسی هوشمند؛ وقتی هوش مصنوعی تمام مکالمات ما را ضبط می‌کند چرا استرس باعث می‌شود نتوانید بخوابید؟ پاسخ در تکامل انسان نهفته است تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 لژیونرهای ایرانی در اکانت‌های عربی

 روزنامه دنیای اقتصاد / ۴ ساعت قبل

لژیونرهای ایرانی در اکانت‌های عربی

  عصر ایران؛ احمد فرتاش - اگر بخواهیم با یک واژه، حال‌وهوای بسیاری از جوامع امروز را توصیف کنیم، شاید «خستگی» دقیق‌ترین انتخاب باشد. نه خستگی جسمی، بلکه نوعی فرسودگی ذهنی و اجتماعی که آرام‌آرام در رفتار مردم، در سیاست، در فرهنگ و حتی در روابط انسانی نفوذ کرده است. جامعه خسته، جامعه‌ای نیست که الزاماً فقیر باشد یا درگیر جنگ و آشوب باشد. حتی ممکن است رشد اقتصادی داشته باشد و خیابان‌هایش آرام به نظر برسند. اما در زیر این ظاهر آرام، احساسی از فرسودگی جریان دارد؛ احساسی که نه به یک حادثه، بلکه به انباشت بحران‌ها، نااطمینانی‌ها و فشارهای دائمی مربوط می‌شود.

  در گذشته، مردم نیز با مشکلات بزرگ روبه‌رو بودند؛ جنگ، رکود اقتصادی، بیماری‌های فراگیر و بحران‌های سیاسی. اما میان بحران‌ها معمولاً دوره‌هایی از آرامش وجود داشت. جامعه فرصت می‌کرد نفس بکشد، خود را بازسازی کند و دوباره به آینده امیدوار شود. امروز اما بحران‌ها دیگر به صورت مقطعی رخ نمی‌دهند؛ آنها به وضعیت دائمی زندگی تبدیل شده‌اند. هنوز یک بحران پایان نیافته، بحران دیگری آغاز می‌شود. همه‌گیری بیماری، جنگ، تورم، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، پیشرفت شتابان فناوری، رقابت قدرت‌های بزرگ و ده‌ها مسئله دیگر، احساس زندگی در جهانی بی‌ثبات را تقویت کرده‌اند.

  این خستگی فقط نتیجه رویدادهای بیرونی نیست. شیوه زندگی مدرن نیز در شکل‌گیری آن سهم بزرگی دارد. انسان امروز تقریباً هیچ‌گاه از جریان اطلاعات جدا نمی‌شود. تلفن همراه از لحظه بیدار شدن تا لحظه خواب، اخبار، پیام‌ها، تصاویر و هشدارهای بی‌پایان را به ذهن او سرازیر می‌کند. مغزی که در گذشته ساعت‌هایی از روز را در سکوت یا بی‌خبری سپری می‌کرد، اکنون دائماً در معرض محرک‌های تازه قرار دارد. ذهن انسان برای چنین حجمی از اطلاعات تکامل نیافته است. نتیجه، چیزی است که روان‌شناسان آن را «فرسودگی شناختی» می‌نامند؛ حالتی که در آن فرد احساس می‌کند دیگر توان پردازش خبرها، تصمیم‌ها و حتی احساسات خود را ندارد.

  شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم دیگر خبرها را با دقت گذشته دنبال نمی‌کنند. نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه از سر ناتوانی. وقتی هر روز ده‌ها بحران در برابر چشم انسان قرار می‌گیرد، ذهن برای محافظت از خود، نوعی بی‌حسی ایجاد می‌کند. تصاویر جنگ، قحطی یا فجایع طبیعی که زمانی افکار عمومی را تکان می‌داد، امروز گاهی فقط چند ثانیه توجه ما را جلب می‌کند و بعد جای خود را به ویدئویی سرگرم‌کننده یا خبری دیگر می‌دهد. این بی‌تفاوتی، الزاماً نشانه سنگدلی نیست؛ گاهی نشانه خستگی است.

  در سیاست نیز نشانه‌های جامعه خسته به‌خوبی دیده می‌شود. در بسیاری از کشورها، مشارکت سیاسی کاهش یافته یا شکل آن تغییر کرده است. بخشی از شهروندان دیگر باور ندارند که رأی دادن، اعتراض کردن یا فعالیت مدنی بتواند تغییر مهمی ایجاد کند. در مقابل، گروهی دیگر به رهبران پوپولیست گرایش پیدا می‌کنند؛ نه لزوماً به این دلیل که برنامه‌های آنها را دقیق می‌پسندند، بلکه چون از وضعیت موجود خسته شده‌اند و هر تغییری را بهتر از تداوم وضع فعلی می‌دانند. خستگی، همیشه به انفعال منجر نمی‌شود؛ گاهی به تصمیم‌های ناگهانی و پرریسک نیز می‌انجامد.

  اقتصاد نیز در این میان نقش مهمی دارد. فشار مداوم هزینه‌های زندگی، ناامنی شغلی و دشوار شدن برنامه‌ریزی برای آینده، احساس فرسودگی را تشدید می‌کند. بسیاری از جوانان، برخلاف نسل‌های پیشین، مطمئن نیستند که تلاش بیشتر الزاماً به زندگی بهتر منجر خواهد شد. وقتی رابطه میان کوشش و نتیجه در ذهن مردم تضعیف شود، انگیزه نیز به‌تدریج کاهش می‌یابد. جامعه خسته، جامعه‌ای است که در آن افراد بیش از آنکه برای ساختن آینده برنامه‌ریزی کنند، درگیر مدیریت امروز هستند.

  در محیط کار نیز این پدیده آشکار است. اصطلاح «فرسودگی شغلی» دیگر فقط درباره پزشکان یا پرستاران به کار نمی‌رود. کارمندان، معلمان، روزنامه‌نگاران، برنامه‌نویسان و حتی مدیران نیز از احساس خستگی دائمی سخن می‌گویند. قرار بود فناوری کار انسان را آسان‌تر کند، اما در بسیاری از موارد مرز میان کار و استراحت را از بین برده است. ایمیل‌ها، پیام‌ها و جلسات آن‌لاین، روز کاری را پایان‌ناپذیر کرده‌اند. انسان مدرن حتی زمانی که در خانه است، اغلب احساس می‌کند هنوز در محل کار حضور دارد.

  این خستگی، بر فرهنگ نیز اثر گذاشته است. آثار سرگرم‌کننده کوتاه، ویدئوهای چندثانیه‌ای و محتوای ساده، محبوب‌تر از آثار عمیق و طولانی شده‌اند. این تغییر فقط نتیجه سلیقه نیست؛ نتیجه کاهش ظرفیت ذهن برای تمرکز طولانی نیز هست. جامعه‌ای که خسته است، کمتر حوصله خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگوهای پیچیده را دارد. به همین دلیل، سیاست نیز به سمت شعارهای کوتاه، پیام‌های احساسی و پاسخ‌های ساده برای مسائل پیچیده حرکت می‌کند.

  با این حال، شاید مهم‌ترین ویژگی جامعه خسته این باشد که هنوز زندگی می‌کند، کار می‌کند و حتی لبخند می‌زند، اما شور و اشتیاق گذشته را ندارد. مردم وظایف روزمره خود را انجام می‌دهند، اما احساس می‌کنند انرژی روانی لازم برای رؤیاپردازی، مشارکت یا تغییر کاهش یافته است. این وضعیت از بیرون شاید چندان دیده نشود، اما در درازمدت می‌تواند سرمایه اجتماعی، خلاقیت و اعتماد عمومی را فرسوده کند.

  با وجود همه اینها، تاریخ نشان می‌دهد که خستگی، سرنوشت همیشگی جوامع نیست. هرگاه مردم دوباره احساس کنند که تلاششان معنا دارد، آینده قابل پیش‌بینی‌تر شده است و نهادهای سیاسی و اقتصادی توان پاسخ‌گویی به مسائل را دارند، امید نیز آرام‌آرام بازمی‌گردد. امید، برخلاف تصور رایج، یک احساس شاعرانه نیست؛ نوعی سرمایه اجتماعی است. جامعه‌ای که امید دارد، شکست را موقتی می‌بیند؛ اما جامعه‌ای که خسته شده است، حتی موفقیت‌های کوچک را نیز نشانه آغاز تغییری بزرگ تلقی نمی‌کند.

   شاید بزرگ‌ترین چالش دولت‌ها در دهه‌های آینده، فقط افزایش رشد اقتصادی یا حل بحران‌های امنیتی نباشد. چالش اصلی، بازگرداندن انرژی روانی به جامعه است؛ ایجاد این باور که آینده صرفاً ادامه امروز نیست و تلاش جمعی هنوز می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. زیرا تمدن‌ها زمانی دچار افول نمی‌شوند که منابع‌شان تمام می‌شود؛ اغلب زمانی رو به افول می‌روند که شهروندان‌شان دیگر انگیزه‌ای برای ساختن فردا نداشته باشند.

  پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عکس پدرانه سپند امیرسلیمانی با شعری احساسی (+عکس) خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تمام گل‌های لیونل مسی در جام های جهانی در یک ویدئوی تماشایی بیشتر بخوانید: تفاوت نسل‌ها؛ با اضطراب در سنین مختلف چگونه برخورد کنیم؟ جاسوسی هوشمند؛ وقتی هوش مصنوعی تمام مکالمات ما را ضبط می‌کند چرا استرس باعث می‌شود نتوانید بخوابید؟ پاسخ در تکامل انسان نهفته است تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 چنگیز شیخلی درگذشت

چنگیز شیخلی درگذشت

چنگیز شیخلی از پیشگامان اکتشاف غارهای ایران و غارنوردی، در ۹۹ سالگی درگذشت.

 پرش شگفت‌انگیز یونیتری

پرش شگفت‌انگیز یونیتری

دنیای اقتصاد: سهام شرکت یونیتری (Unitree)، یکی از بزرگ‌ترین سازندگان روبات‌های انسان‌نما در چین، در اولین عرضه عمومی سهام خود در روز چهارشنبه در شانگهای، در جدیدترین نشانه خوش‌بینی سرمایه‌گذاران نسبت به پیشرفت‌های فناوری چین، در ابتدا تا ۶۲۹ درصد افزایش یافت. به گزارش آسوشیتدپرس، این شرکت که در سال ۲۰۱۶ توسط کارآفرین وانگ شینگ در مرکز فناوری شرقی چین،‌ هانگژو، تاسیس شد، حدود 6.1‌میلیارد یوآن (۹۰۴‌میلیون دلار) در فهرست خود در بازار STAR به سبک نزدک بورس شانگهای جمع‌آوری کرد. قیمت هر سهم 150.8یوآن (22.36دلار) بود. سهام آن با ۴۶۰درصد افزایش به ۸۴۵یوآن (125.31دلار) رسید.

 زندگی زیر گنبد‌های فیروزه‌ای

زندگی زیر گنبد‌های فیروزه‌ای

مسجد برای بسیاری از ما فقط یک ساختمان با گنبد فیروزه‌ای و محراب نیست؛ بخشی از خاطرات محله است. جایی که آدم‌ها یکدیگر را می‌دیدند، از حال هم باخبر می‌شدند

 تحویل ۱۰۰۰ واحد نهضت ملی مسکن گیلان تا پایان سال

تحویل ۱۰۰۰ واحد نهضت ملی مسکن گیلان تا پایان سال

آرمان امروز :مدیرکل راه و شهرسازی گیلان، از تحویل حدود یک هزار واحد از پروژه های نهضت ملی مسکن استان طی امسال خبر داد و گفت: بخشی از این واحدها در هفته دولت به بهره برداری می رسد. محمدمهدی علیزاده در حاشیه مراسم تجلیل از خبرنگاران، با اشاره به شرایط کشور در جریان دو جنگ تحمیلی اخیر، اظهار [ ]

 سردی قیمت‌ در خرماپزان بم

سردی قیمت‌ در خرماپزان بم

آرمان امروز : فصل برداشت خرما در بم فرا رسیده؛ محصولی که با دستان پینه‌ بسته و در گرمای طاقت‌فرسای ۵۰ درجه از نخل‌ها چیده می‌شود، اما در حالی که قیمت مصوب هر کیلو خرمای مضافتی بم ۳۴۰ هزار تومان تعیین شده، نخل داران بمی محصول درجه یک خود را با نرخ ۵۵ تا ۷۰ [ ]

 آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

تصویری قدیمی از یک آرایشگر زن را در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان و در دوره قاجار می‌بینید.

 روز ۱۷۳ جنگ | ترامپ: تنگه هرمز اهمیت خود را از دست خواهد داد

روز ۱۷۳ جنگ | ترامپ: تنگه هرمز اهمیت خود را از دست خواهد داد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر بر باز بودن تنگه هرمز تاکید کرد و گفت با ساخت چند خط انتقال نفت، تنگه هرمز اهمیت خود را از دست خواهد داد.

 فرار نفتکش‌های چینی‌ از هرمز

فرار نفتکش‌های چینی‌ از هرمز

دنیای‌ اقتصاد: دو غول کشتیرانی دولتی چین، در پی تداوم بحران نظامی در خاورمیانه، ارسال نفتکش‌های خود از دو گلوگاه حیاتی منطقه را متوقف و به‌جای آن، محموله‌های نفتی را از نقاطی خارج از خلیج‌فارس بارگیری می‌کنند.