
عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- چند هفته پس از آنکه دونالد ترامپ در اجلاس ناتو در ترکیه شرکت کرد، جزئیاتی از بازگشت او منتشر شد که تصویری غیرمعمول از سطح نگرانیِ امنیتی، پیرامون رئیسجمهور آمریکا ارایه میداد. ترامپ برخلاف آنچه خبرنگاران و افکار عمومی میپنداشتند، ترکیه را با همان هواپیمایی که هنگام خروج سوار شده بود، ترک نکرد.
او پس از سوارشدنِ علنی به هواپیمای «ایر فورس وان»، مخفیانه و با استفاده از خودرو خدماتِ پذیراییِ فرودگاه به هواپیمای نظامی دیگری منتقل شد. هواپیمای اصلی هم که حامل شماری از کارکنان، مقامات و خبرنگاران بود، به پرواز درآمد و عملاً به «هواپیمای فریب» تبدیل شد.
شاید این عملیات صرفاً اقدامی حفاظتی تلقی شود، ولی گزارشهای بعدی نشان دادند نگرانی دربارۀ تهدید موشکیِ احتمالی علیه هواپیمای رئیسجمهور در تصمیمگیری سرویسِ مخفی و ارتش آمریکا نقش داشته است.
روزنامۀ والاستریتژورنال گزارش داد انتقال ترامپ به هواپیمای نظامی کوچکتر، در واکنش به تهدیدهایی علیه هواپیمای اصلی انجام شده بود.
اهمیت ماجرا فقط در شکل عجیبِ انتقال نیست. پرسشی که تحلیلگران مطرح میکنند این است که «چگونه ایران حتی در غیابِ حملۀ مستقیم توانسته به عاملی تبدیل شود که امنیتِ شخصی رئیسجمهور آمریکا را متزلزل میکند؟»
از سوی دیگر، آیا این عملیات واقعاً نشاندهندۀ تهدیدِ قطعی از جانب ایران است یا بخشی از جنگ اطلاعاتی و ارزیابیهای احتیاطیِ دستگاه امنیتی آمریکا؟ پاسخ به این پرسشها ساده نیست، اما همین ابهام، ماجرا را از حادثۀ امنیتی به موضوع سیاسی بحثبرانگیز مبدل کرده است. وال استریت ژورنال در همین رابطه نوشته: «تیم امنیتی ترامپ در شرایطی قرار داشت که نمیتوانست بر سر تهدید احتمالی ریسک کند.» این نکته اهمیت زیادی دارد. «لازم نیست تهدید به مرحلۀ حمله برسد تا دستگاه امنیتی تصمیم به تغییر مسیر بگیرد.»
در حفاظت از رئیسجمهور، هزینۀ تصمیمِ احتیاطی بسیار کمتر از هزینۀ اشتباه محاسباتی است. مشکل از جایی آغاز میشود که همین تهدید، سوژۀ اختلافِ اطلاعاتی میشود. رسانهها پرسیدهاند: «تهدید ایران، قطعی است یا محتمل؟» و حملۀ احتمالی را به گروههای وابسته به ایران مرتبط دانستهاند. رویترز از تهدید موشکیِ معتبر و قریبالوقوع …












