قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

فرار با کامیونت خدماتی؛ «عملیات فریب» برای حفاظت از ترامپ با به خطر انداختنِ جان دیگران/ همچنان سوژۀ طنز!

عجیب‌ترین و طنزآمیزترین بخش این ماجرا، نه هواپیمای فریب است، نه هواپیمای نظامی؛ وجه نمادین داستان، همان کامیونت خدماتیِ فرودگاه است که ترامپ را بی‌س...
 فرار با کامیونت خدماتی؛ «عملیات فریب» برای حفاظت از ترامپ با به خطر انداختنِ جان دیگران/ همچنان سوژۀ طنز!

 

    عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- چند هفته پس از آنکه دونالد ترامپ در اجلاس ناتو در ترکیه شرکت کرد، جزئیاتی از بازگشت او منتشر شد که تصویری غیرمعمول از سطح نگرانیِ امنیتی، پیرامون رئیس‌جمهور آمریکا ارایه می‌داد. ترامپ برخلاف آنچه خبرنگاران و افکار عمومی می‌پنداشتند، ترکیه را با همان هواپیمایی که هنگام خروج سوار شده بود، ترک نکرد.

    او پس از سوارشدنِ علنی به هواپیمای «ایر فورس وان»، مخفیانه و با استفاده از خودرو خدماتِ پذیراییِ فرودگاه به هواپیمای نظامی دیگری منتقل شد. هواپیمای اصلی هم که حامل شماری از کارکنان، مقامات و خبرنگاران بود، به پرواز درآمد و عملاً به «هواپیمای فریب» تبدیل شد.

    شاید این عملیات صرفاً اقدامی حفاظتی تلقی شود، ولی گزارش‌های بعدی نشان دادند نگرانی دربارۀ تهدید موشکیِ احتمالی علیه هواپیمای رئیس‌جمهور در تصمیم‌گیری سرویسِ مخفی و ارتش آمریکا نقش داشته است.

 روزنامۀ وال‌استریت‌ژورنال گزارش داد انتقال ترامپ به هواپیمای نظامی کوچک‌تر، در واکنش به تهدیدهایی علیه هواپیمای اصلی انجام شده بود.

  اهمیت ماجرا فقط در شکل عجیبِ انتقال نیست. پرسشی که تحلیل‌گران مطرح می‌کنند این است که «چگونه ایران حتی در غیابِ حملۀ مستقیم توانسته به عاملی تبدیل شود که امنیتِ شخصی رئیس‌جمهور آمریکا را متزلزل می‌کند؟» 

   از سوی دیگر، آیا این عملیات واقعاً نشان‌دهندۀ تهدیدِ قطعی از جانب ایران است یا بخشی از جنگ اطلاعاتی و ارزیابی‌های احتیاطیِ دستگاه امنیتی آمریکا؟ پاسخ به این پرسش‌ها ساده نیست، اما همین ابهام، ماجرا را از حادثۀ امنیتی به موضوع سیاسی بحث‌برانگیز مبدل کرده است. وال استریت ژورنال در همین رابطه نوشته: «تیم امنیتی ترامپ در شرایطی قرار داشت که نمی‌توانست بر سر تهدید احتمالی ریسک کند.» این نکته اهمیت زیادی دارد. «لازم نیست تهدید به مرحلۀ حمله برسد تا دستگاه امنیتی تصمیم به تغییر مسیر بگیرد.»

 در حفاظت از رئیس‌جمهور، هزینۀ تصمیمِ احتیاطی بسیار کمتر از هزینۀ اشتباه محاسباتی است. مشکل از جایی آغاز می‌شود که همین تهدید، سوژۀ اختلافِ اطلاعاتی می‌شود. رسانه‌ها پرسیده‌اند: «تهدید ایران، قطعی است یا محتمل؟» و حملۀ احتمالی را به گروه‌های وابسته به ایران مرتبط دانسته‌اند. رویترز از تهدید موشکیِ معتبر و قریب‌الوقوع سخن گفت و گزارش کرد که احتمال استفاده از موشک‌های دوش‌پرتابِ حرارتی نیز بررسی می‌شود. واضح است که تهدید معتبر، الزاماً به معنای تهدید اثبات‌شده نیست. دستگاه‌های امنیتی در چُنین شرایطی بر مبنای احتمال تصمیم می‌گیرند، نه بر اساس یقین. همۀ آنچه با احتیاط می‌توان گفت این است که «مقام‌های امنیتی آمریکا، تهدید را به اندازه‌ای جدی ارزیابی کردند که عملیات پیچیده‌ای برای انتقال ترامپ از هواپیمای اصلی انجام دهند.»

 

     «هواپیمای فریب» در تاریخ عملیات نظامی و امنیتی پدیدۀ جدیدی نیست. ارتش‌ها از گذشته تلاش کرده‌اند اطلاعاتِ مربوط به موقعیت واقعی فرماندهان، نیروها یا تجهیزاتِ حساس را پنهان کنند. وال استریت ژورنال یادآوری کرده است که «حتی رؤسای جمهور آمریکا هم در سفرهای حساس از روش‌های محرمانه برای پنهان‌کردنِ مسیر یا مقصد استفاده می‌کردند؛ از سفرهای مخفیانۀ دوران جنگ جهانی دوم تا سفر محرمانۀ جو بایدن به اوکراین در سال 2023.» بنابراین عملیات فریب، امری بی‌سابقه نیست ولی تهدیدِ منتسب به ایران و انتقال رئیس‌جمهور پرحاشیه با خودروی خدماتی در فرودگاه، مورد را متفاوت می‌کند.

 

     یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های ماجرا این است که هواپیمای اصلی با گروهی از افراد به پرواز درآمد که از عملیات محرمانۀ ترامپ اطلاع نداشتند و درواقع طعمه شدند. خبرنگاران و شماری از کارکنان و مقامات تصور می‌کردند ترامپ در همان هواپیما حضور دارد و هفته‌ها بعد فهمیدند هواپیمایی که با آن از ترکیه خارج شده‌اند، حامل رئیس‌جمهور نبوده است.

    جالب‌تر آنکه حتی مارکو روبیو (وزیر خارجه) و اسکات بِسِنت (وزیر خزانه‌داری) نیز در هواپیمای فریب بودند، ولی ترامپ، پیت هِگسِت (وزیر دفاع) و چند دستیار نزدیک به هواپیمای کوچک‌تر منتقل شدند. به‌عبارتی دو وزیر ارشدِ کابینه که هر دو در سطح جانشینیِ ِریاست‌جمهوری قرار دارند، در هواپیمایی بودند که نقش فریب را ایفا می‌کرد.

 

  همین موضوع بحث‌برانگیز شد و تیم حفاظت، دلیل قطعی و رسمی منتشر نکرد. آنچه می‌دانیم این است که هگست، بخش ِمهمی از مدیریت تهدید بوده و همراهی‌اش با رئیس‌جمهور ضروری‌تر تشخیص داده است. از طرفی، حضور روبیو و بسنت در هواپیمای اصلی باعث می‌شد ظاهر عادیِ سفر حفظ شود. اگر همۀ اعضای ارشد ِدولت از هواپیما خارج می‌شدند، احتمالاً عملیات فریب لو می‌رفت. آیا آن‌ها عمداً به‌عنوان طعمه انتخاب شدند؟ از نظر سیاسی و اخلاقی، این موضوع پیچیده است. چرا جانِ رئیس‌جمهور و هگست در اولویت قرار داشت؟ احتمالاً تصمیم‌گیری بر اساس ِضرورت عملیاتی و محدودکردنِ تعداد افرادی بوده که از جابه‌جایی ترامپ اطلاع داشتند. همین مسئله به واکنش‌های سیاسی در آمریکا دامن زده است.

 

     آسوشیتدپرس نوشته: «ترامپ پس از افشای ماجرا تلاش کرد اهمیت شخصی‌اش را کاهش دهد. او گفت سرویس مخفی و ارتش از او خواستند با هواپیمای دیگری پرواز کند و این تصمیم به دلیل تهدید امنیتی گرفته شده، ولی او واهمه‌ای نداشته است. چنین واکنشی قابل پیش‌بینی است. برای فردی با خصایصِ ترامپ که می‌کوشد تصویر عمومی‌اش را بر قدرت، جسارت و بی‌اعتنایی به تهدید بنا کند، پذیرش اینکه از ایران ترسیده، خوشایند نیست و مسئلۀ اصلی هم، روان‌شناسی ترامپ نیست. حتی اگر او واقعاً نترسیده باشد، سازوکار امنیتی آمریکا ترسیده یا دست‌کم احتمال وقوع خطر را جدی گرفته است.

 این پرسش در تحلیل‌ها مطرح شده که ایران چگونه به چُنین سطحی از تهدید رسیده است؟ پس از ترور سردار قاسم سلیمانی در دورۀ نخستِ ریاست‌جمهوری ترامپ، مقام‌های آمریکایی بارها از احتمال انتقام ایران سخن گفتند. در سال‌های بعد گزارش‌های متعددی دربارۀ تلاش‌های منتسب به ایران برای انتقام از عاملان ترور منتشر شد. درگیری مستقیمِ ایران و آمریکا و ترور فرماندهان ارشدِ ایران در سال 2026 نیز، شرایط را پیچیده‌تر کرده است. درنتیجه، حتی زمانی که میان دو کشور، آتش‌بس یا مذاکراتی برقرار است، پروندۀ تهدید علیه برخی مقام‌های آمریکایی کاملاً از دستور کار امنیتی خارج نمی‌شود. طبیعی است که در چُنین شرایطی ایران صرفاً مسئله‌ای مربوط به برنامۀ هسته‌ای یا نفوذ منطقه‌ای نیست. ایران اکنون به عاملی تبدیل شده که می‌تواند امنیت نیروهای آمریکایی، متحدان آمریکا، مسیرهای دریایی، زیرساخت‌های منطقه‌ای و حتی امنیت شخصِ رئیس‌جمهور را به چالش بکشد.

 

  تهدید علیه یک پایگاه نظامی یا کشتی آمریکایی را می‌توان در جارچوبِ منازعۀ نظامی تحلیل کرد، اما تهدید مستقیم علیه رئیس‌جمهور، اثر روانی و سیاسیِ متفاوتی دارد. او یک فرد نیست؛ نمادِ دولت و فرماندۀ کل نیروهای مسلح است. اگر دشمنی بتواند او را وادارد که مسیر سفرش را مخفی کند، هواپیمایش را تغییر دهد و برای پنهان‌کردنِ موقعیتش از هواپیمای فریب استفاده کند، بدون شلیک یک گلوله، «اثرگذاری استراتژیک» ایجاد کرده است. این وضعیت لزوماً به معنای پیروزی یا پیشرفتِ راهبردی ایران نیست. اتفاقاً ممکن است نتیجۀ معکوس داشته باشد و واشنگتن را به اقدامات سخت‌تر امینتی با نظامی سوق دهد. اما نشان می‌دهد بازدارندگی فقط با تخریب فیزیکی ایجاد نمی‌شود. گاهی کافی است طرف مقابل باور کند که هزینۀ آسیب‌پذیربودن بالاست. افزایش آسیب‌پذیری می‌تواند ترامپ را به سمتِ تصمیم‌های تهاجمی‌تر سوق دهد. ترساندن لزوماً به معنای مهار مهاجم نیست و می‌تواند عواقب خطرناکی داشته باشد. اگر تهران بخواهد از تهدید علیه منافع آمریکا به‌عنوان ابزار بازدارندگی استفاده کند، باید خطر ایجاد چرخۀ ترس، تلاقی و تشدید تنش را در نظر بگیرد.

 

گزارش‌های نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست هم خواندنی و قابل‌تأمل‌اند. نیویورک‌تایمز نوشته: «مسئله صرفاً ترور ترامپ نیست؛ میزان جدی‌گرفتنِ تهدید اهمیت دارد.» این رسانه در افشای جزئیاتِ عملیات نقش داشت و بر این پرسش تمرکز کرد که «چرا حفاظت از چند نفر را در اولویت قرار داده‌اند؟... اگر تهدید واقعاً جدی نبود چرا دولت آمریکا حاضر شد چُنین عملیاتِ پیچیده‌ای را اجرا کند و اگر جدیت داشت، چرا ابتدا روایت دیگری دربارۀ علتِ استفاده از هواپیمای قدیمی ارائه کرد؟» تناقضِ میان روایت رسمی و واقعیت محرمانه، بخشی از اهمیتِ سیاسی ماجراست. نیویورک‌تایمز می‌گوید: «چرا رئیس‌جمهوری که همیشه بر شفافیت و قدرتِ خلل‌ناپذیرش تأکید می‌کند، در مواجه با تهدید امنیتی ناچار می‌شود واقعیت را از اعضای تیمش پنهان کند؟» البته روایت نیویورک‌تایمز از منظر خبرنگاری اهمیت ویژه‌ای دارد. گزارش‌های این روزنامه دربارۀ مسائل امنیتیِ هواپیمای ریاست‌جمهوری پیش‌تر نیز باعثِ برخورد دولت با خبرنگاران این رسانه شده بود و حتی گزارش‌هایی دربارۀ احضار برخی خبرنگارانِ نیویورک‌تایمز منتشر شده است.

 

  واشنگتن‌پست ماجرا را از زاویۀ دیگری کاویده. این روزنامه در گزارشِ دوازدهم آگوست نوشته: «سازمان سیا در خصوص تهدیدهای امنیتی، اطمینانی به موساد ندارد.» این نکته، داستان را پیچیده‌تر می‌کند. واقعیت چیست؟ در روایتِ نخست، تصور می‌شود تهدیدِ مشخصِ ایرانی شناسایی شده و سرویسِ مخفی برای نجاتِ جان رئیس‌جمهور، دست به عملیات خارق‌العاده زده است. روایت دوم، نشان می‌دهد بخشی از جامعۀ اطلاعاتی آمریکا دربارۀ صحت این اطلاعات تردید دارد.

 واشنگتن پست می‌گوید: «روبیو و بسنت در هواپیمای فریب باقی ماندند... اگر هواپیمای اول واقعاً طعمه بوده، آیا دولت آمریکا حق داشت افرادی را که از این موضوع بی‌خبرند، در آن نگه دارد؟» و در ادامه به سابقۀ تاریخیِ این شیوه اشاره کرده و ماجرا را با عملیات مشابهِ «نجاتِ بیل کلینتون در سفر محرمانه‌اش به پاکستان در سال 2000» مقایسه کرده است. ماجرا از این قرار بود که وقتی احتمال حمله به هواپیمای ریاست‌جمهوری پیش آمد، برای کاهش خطر، یک هواپیمای فریب با هواپیمای حاملِ کلینتون از فرودگاه خارج شد تا مهاجم احتمالی نتواند تشخیص دهد رئیس‌جمهور در کدام هواپیماست.

 

در عملیات کلینتون، هواپیمای فریب در معرض ِدید رسانه‌ها فرود آمد و یک مأمور سرویس مخفی که ظاهری شبیه به کلینتون داشت از آن خارج شد تا وانمود شود رئیس‌جمهور در آن هواپیماست. کلینتون هم با هواپیمایی بی‌نام‌و‌نشان وارد پاکستان شد. تفاوت در این نکته است که کارکنانِ دولت و خبرنگارانِِ همراه از عملیات فریب مطلع بودند. جو لاکهارت (سخنگوی وقت کاخ سفید) و سوزان پیچ (خبرنگار یواس‌ای‌ تودی) به رسانه‌ها توضیح دادند که حاضران می‌دانستند ماجرا از چه قرار است و برخلافِ ماجرای ترامپ، عامدانه بی‌خبر نبوده‌اند. این نکته، عملیاتِ فرار ترامپ را از نظر شفافیت، مسئولیت اخلاقی و امنیتِ مسافران بحث‌برانگیز می‌کند.

 

پالتیکو می‌گوید ماجرا را باید در متنِ سیاست ترامپ دید. این رسانه معمولاً بر پیامدهای سیاسیِ رخدادها در واشنگتن متمرکز است و این‌بار هم در پی آن است که این حادثه حاوی چه نکاتی دربارۀ دولت ترامپ، نحوۀ ارتباط با کنگره، رسانه‌ها و مدیریتِ اطلاعاتِ امنیتی است. ماجرا خیلی سریع از موضوع امنیتی به مسئلۀ سیاست داخلی تبدیل شد. منتقدان دموکرات، خواهان توضیح دربارۀ عملیات شدند و پرسش اصلی این بود که چرا کارکنان، خبرنگاران و حتی مقام‌های ارشد دولت در هواپیمایی قرار گرفتند که برای فریبِ مهاجم احتمالی به کار رفت؟

 

  این بحث برای دولت ترامپ حساس است، چون او همیشه رسانه‌ها را به بزرگ‌نمایی و خصومت با خود متهم کرده است. حالا رسانه‌ها می‌توانند استدلال کنند که مشکل فقط نجاتِ ترامپ از تهدید خارجی نیست؛ مشکل اصلی این است که دولت حتی پس از پایانِ خطر، دربارۀ آنچه رخ داد، توضیح کاملی ارائه نکرد. بنابراین ماجرا در واشنگتن به دو بحث گره می‌خورد: «امنیت در برابر شفافیت» و «اختیار رئیس‌جمهور در برابر پاسخگویی عمومی».

 

  گاردین هم با زبانی صریح به واکاوی ماجرا پرداخته، به نقش نمادین خودروی خدمات اشاره کرده و پرسیده «چه‌کسانی برای حفظ جان ترامپ در معرض همان خطری قرار گرفتند که قرار بود از رئیس‌جمهور دور شود؟» بسیاری از منتقدان سیاسی به همین موضوع اشاره کرده‌اند و خواهان توضیح کنگره شده‌اند. از نگاه گاردین «این ماجرا نشانۀ عمق بی‌اعتمادی و خصومت میان تهران و واشنگتن است ولی حتی اگر تهدید واقعی باشد، ایران نیازی به موفقیت در عملیات ترور ندارد تا بر رفتار آمریکا اثر بگذارد. کافی است تهدید آن‌قدر جدی باشد که رئیس‌جمهور آمریکا نتواند آزادانه از فرودگاه خارج شود.» این روزنامه تأکید می‌کند که سیاست خارجی رئیس‌جمهور، به بحران‌های داخلی و خارجی دامن زده است.

 

 

ولی شاید مهم‌ترین پیام ماجرا این باشد که رابطۀ ایران و آمریکا به سطحی رسیده که حتی سفر دیپلماتیک رئیس‌جمهور آمریکا به کشورهای دیگر نمی‌تواند کاملاً از منطقِ نظامی و امنیتی جدا شود. ترامپ برای شرکت در اجلاس بین‌المللی به ترکیه رفت و برنامۀ بازگشت به احتمالِ سوءقصد به جانش گره خورد. درنتیجه بحران دو کشور، دیگر مجموعه‌ای از تحریم‌ها، مذاکرات و حملات نظامی نیست. این بحران به مناسبات روزمرۀ امنیت ملی آمریکا نفوذ کرده است. حتی اگر هیچ حمله‌ای در کار نباشد، احتمال حمله می‌تواند تصمیم‌گیران را وادار به تغییر رفتار کند.

 این بحث برای دولت ترامپ حساس است، چون او همیشه رسانه‌ها را به بزرگ‌نمایی و خصومت با خود متهم می‌کند. حالا رسانه‌ها می‌توانند استدلال کنند که مشکل فقط نجاتِ ترامپ از تهدید خارجی نیست؛ مشکل اصلی این است که دولت حتی پس از پایانِ خطر، دربارۀ آنچه رخ داده، توضیح کاملی ارائه نکرد. بنابراین ماجرا در واشنگتن به دو بحث گره می‌خورد: «امنیت در برابر شفافیت» و «اختیار رئیس‌جمهور در برابر پاسخگویی عمومی».

 

 

گاردین هم با زبانی صریح به واکاوی ماجرا پرداخته، به نقش نمادینِ خودروی خدمات اشاره کرده و پرسیده: «چه‌کسانی برای حفظ جان ترامپ در معرض همان خطری قرار گرفتند که قرار بود از رئیس‌جمهور دور شود؟» بسیاری از منتقدان سیاسی به همین موضوع اشاره کرده‌اند و خواهان توضیح کنگره شده‌اند. از نگاه گاردین «این ماجرا نشانۀ عمق بی‌اعتمادی و خصومت میان تهران و واشنگتن است ولی حتی اگر تهدید واقعی باشد، ایران نیازی به موفقیت در عملیات ترور ندارد تا بر رفتار آمریکا اثر بگذارد. کافی است تهدید آن‌قدر جدی باشد که رئیس‌جمهور آمریکا نتواند آزادانه از فرودگاه خارج شود.» این روزنامه تأکید می‌کند که سیاست خارجی رئیس‌جمهور، به بحران‌های داخلی و خارجی دامن زده است.

 

      ولی شاید مهم‌ترین پیام ماجرا این باشد که رابطۀ ایران و آمریکا به سطحی رسیده که حتی سفر دیپلماتیکِ رئیس‌جمهور آمریکا به کشورهای دیگر نمی‌تواند کاملاً از منطقِ نظامی و امنیتی جدا شود. ترامپ برای شرکت در اجلاس بین‌المللی به ترکیه رفت و برنامۀ بازگشت به احتمالِ سوءقصد به جانش گره خورد. درنتیجه بحران دو کشور، دیگر مجموعه‌ای از تحریم‌ها، مذاکرات و حملات نظامی نیست. این بحران به مناسبات روزمرۀ امنیت ملی آمریکا نفوذ کرده است. حتی اگر هیچ حمله‌ای در کار نباشد، احتمال حمله می‌تواند تصمیم‌گیران را وادار به تغییر رفتار کند.

 

     این اتفاق برای ترامپ از جنبۀ دیگری نیز ناخوشایند است. او در سیاست خارجی‌اش بارها کوشبده تصویری از برتری مطلق آمریکا ارائه کند؛ کشوری که دشمنان باید از قدرتش بترسند. ماجرای ترکیه اما تصویر پیچیده‌تری را نشان می‌دهد. آمریکا ممکن است از نظر نظامی بسیار قدرتمند باشد، اما رئیس‌جمهورش در برابر تهدیدی نامتقارن آسیب‌پذیر است. قدرت نظامی آمریکا برای رئیس‌جمهورش مصونیت نمی‌آورد. رویترز نوشته: «ترامپ از هواپیمایی که همه تصور می‌کردند در آن حضور دارد خارج شد، با خودروی خدماتیِ فرودگاه به هواپیمای دیگری منتقل شد، هواپیمای اصلی با افراد دیگری به پرواز درآمد و رئیس‌جمهور مسیر دیگری را در پیش گرفت. این‌ها رفتارهایی نیستند که دولتی قدرتمند در برابر خطری خیالی و بی‌اهمیت انجام دهد.»

 

    عجیب‌ترین و طنزآمیزترین تصویر این ماجرا، نه هواپیمای فریب است، نه هواپیمای نظامی؛ وجه نمادین داستان، همان کامیون خدماتیِ فرودگاه است که ترامپ را بی‌سروصدا از کنار دوربین‌ها عبور می‌دهد. رئیس‌جمهوری که دوست دارد همۀ نگاه‌ها به سمت او باشد، برای حفظ جانش مجبور شده در خودرویی فرعی پنهان شود. رهبری سیاسی که برای جهان شاخ و شانه می‌کشد و همیشه با کاروان‌های امنیتی، هواپیماهای اختصاصی و تشریفات سنگین جابه‌جا می‌شود، این بار برای آنکه دیده نشود، سوار وسیله‌ای شده که برای حمل غذا و تجهیزات پذیرایی به کار می‌رود. بدون شک این تصویر، نشان از پیروزی ایران و شکست آمریکا ندارد، چراکه سیاست بین‌الملل پیچیده‌تر از چنین نتیجه‌گیری‌های کودکانه‌ای است ولی از ارزیابیِ تهدید ایران در بالاترین سطوحِ دولت آمریکا خبر می‌دهد. این وضعیت برای ایران حاکی از فرصت و خطر توأمان است؛ فرصت از این جهت که نشان می‌دهد قدرت‌های بزرگ هم آسیب‌پذیری دارند و خطر از این حیث که فشار بیش از حد بر رئیس‌جمهوری جنجالی می‌تواند واکنش تهاجمی ایجاد کند. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ستاد کل : 3 خلبان ایرانی زنده و در اسارت قطر هستند خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : وقوع ۲ انفجار مهیب در شهر مأرب یمن بیشتر بخوانید: چطور ترامپ با جنگ علیه ایران، اعتبار 80 ساله آمریکا را بر باد داد؟  تماشاخانه بحران لکه‌های نفتی در قشم / چطور به ساحل ایران آمده‌اند؟ بوی بد و محیط زیست در خطر چوب پرانی کنار حرم امام رضا (ع) / چرا اتفاق افتاد؟ داخل حرم بود یا بیرون آن؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۲۶ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

واکنش ضرغامی به تهدید محاصره اقتصادی ایران

صفحه سیاست-

عزت الله ضرغامی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: می‌گوید سخت ترین محاصره اقتصادی را شروع می‌کنم. احمق نمی‌داند ایران از اول انقلاب با انواع تحریم های فلج کننده، زندگی و رشد کرده است.

قبل انقلاب می‌گفتیم، پیرزن را از تاکسی خالی نترسونین!

 


۴۳ دقیقه قبل / سایت عصرایران

رضا نصری، حقوقدان بین الملل: جنگ اقتصادی ترامپ تنها علیه ایران نیست

رضا نصری/ حقوقدان بین الملل

این اعلامیه ( اعلام ترامپ مبنی بر آغاز یک جنگ اقتصادی گسترده علیه ایران) اقدامی علیه ایران نیست؛ ادعای صلاحیت قضایی بر سراسر جهان است و مخاطب واقعی آن، هر دولت دارای حاکمیت در جهان است. ایران صرفا بهانه و موردِ آن است. مطالبه‌ای که بر اساس آن هیچ کشوری نباید به بانک‌ها، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا ثبت‌های کشتی‌رانی خود اجازه دهد با کشور دیگری وارد تجارت قانونی شوند، متوجه همه کشورهای دیگر است. هدف، خودِ حاکمیت است.

یک دولت می‌تواند اتباع و قلمرو خود را اداره کند. اما نمی‌تواند به یک شرکت خارجی که در خارج از قلمرو آن دولت و مطابق قوانین دولت متبوع خود فعالیت می‌کند، دستور دهد تجارت قانونی خود با کشور ثالث را قطع کند. به طریق اولی، نمی‌تواند تعیین کند که چه چیزی از فرودگاه‌های یک کشور دیگر عبور کند.

تحریم‌های ثانویه با اثر فراسرزمینی از این دست، هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارند. این اقدامات با اصل برابری حاکمیتی دولت‌ها، مندرج در ماده ۲(۱) منشور ملل متحد، و نیز با منع عرفی مداخله که دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه نیکاراگوئه آن را تایید کرده است، تعارض دارند. اعمال فشار اقتصادی با هدف وادار کردن دولت دیگر به تغییر تصمیمات حاکمیتی خود، اقدامی غیرقانونی است. این یک اختلاف حقوقی حاشیه‌ای نیست. اتحادیه اروپا، کانادا و مکزیک دقیقاً برای خنثی کردن چنین دستوراتی، قوانین مسدودکننده وضع کرده‌اند. غیرقانونی بودن این اقدامات در قالب قانون‌گذاری نیز مورد مقابله قرار گرفته است.

مطالبه کنونی همچنین نظم تجارت آزاد را که خود واشنگتن بنا کرده بود، ویران می‌کند. دستور دادن به کشورهای ثالث برای متوقف کردن تجارت قانونی، در کنار محاصره دریایی بنادر یک کشور، اقدامی که در «تعریف تجاوز» مجمع عمومی صراحتاً در زمره اعمال تجاوزکارانه شناخته شده است، به منزله مجازات جمعی از طریق ابزارهای مالی است و واجد وصف جنایت علیه بشریت نیز است.

این همان جنگ تعرفه‌ای است که با ابزارهای دیگری ادامه یافته است؛ همان ابزاری که پیش‌تر علیه دوستان و دشمنان، از کانادا و اتحادیه اروپا گرفته تا گرینلند و پاناما، به کار گرفته شده و اکنون با این خیال خام که تنگه هرمز «قلمرو ایالات متحده» است، مزین شده است. یک باور واحد در تمام این اقدامات جریان دارد: اینکه حاکمیت هر کشور دیگری موقتی است، به اذن دیگران وابسته است و در لحظه‌ای که آن کشور از اجرای یک دستور سر باز زند، قابل سلب است. امروز اهرم فشار ایران است. این منطق هیچ نقطه توقف طبیعی ندارد.

بنابراین، مماشات مرگبارترین پاسخ است. 

تا امروز چه دستاوردی داشته است. یک دولت مستقل در میانه مذاکرات مورد حمله قرار گرفت. آتش‌بسی که به امضا رسیده بود، ظرف چند هفته نقض شد. شهرهای آن کشور در حملاتی هدف قرار گرفتند که شمار فزاینده‌ای از حقوقدانان آنها را جنایت جنگی می‌دانند، و سپس همان حملات به اهرمی برای اعمال فشار در پای میز مذاکره تبدیل شد. موجودیت تمدنی آن کشور، از جمله اماکن فرهنگی آن، به نابودی تهدید شد. اکنون دامنه این اجبار به همه دیگران نیز گسترش یافته است.

در سال ۱۹۳۸، به قدرت‌های اروپایی در ازای پذیرش یک امتیاز دیگر، وعده «صلح برای زمانه ما» داده شد. آن امتیاز تنها اشتهایی را تقویت کرد که قرار بود با آن فروکش کند. هر دولتی که این فرمان را اجرا کند، در حال خریدن معافیت نیست. آن دولت در واقع تأیید می‌کند که بانک‌ها و فرودگاه‌های خودش در اختیار واشنگتن است تا برای فعالیت آنها مجوز صادر کند؛ و در عین حال، خود را یک گام دیگر به ابتدای صفِ بعدی نزدیک‌تر می‌کند.

  پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ناتالی هارپ: دستیار یا «هم نشین محبوب» ترامپ؛ از این زن مرموز چه می دانیم؟ نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا بیشتر بخوانید: واکنش چین به جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران: مخالفیم/ کمکی به حل مساله نمی کند تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۴۵ دقیقه قبل / خبرگزاری برنا

دبی میدان نبرد اقتصادی ترامپ با ایران

روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت: آمریکا هفته‌هاست که از امارات متحده عربی می‌خواهد فشار اقتصادی خود بر ایران را افزایش دهد. امارات روز سه‌شنبه اعلام کرد که فعالیت‌های مالی و تجاری خود با ایران را متوقف کرده است.

در حالی که امارات روز چهارشنبه تعلیق تمام فعالیت‌های تجاری، مبادلات و تراکنش‌های مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی اعلام کرد، اقدامی بی‌سابقه که فصل جدیدی را در روابط اقتصادی می‌گشاید، سوالاتی را درباره میزان آسیب احتمالی به اقتصاد ایران و برعکس، آنچه دبی از تشدید محدودیت‌ها بر شبکه تجاری و مالی که دهه‌ها با آن در ارتباط بوده است، از دست خواهد داد، مطرح کرده است.

این تصمیم امارات پس از آن اتخاذ شد که وزارت دفاع این کشور مدعی شناسایی دو موشک بالستیک شلیک شده از ایران شد به ادعای این وزارتخانه، کشتیرانی دریایی را هدف قرار داده و در خلیج فارس فرود آمده بودند. این در حالی است که تهران پرتاب آنها را تکذیب کرد.

در این باره اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه ادعای امارات متحده عربی مبنی بر پرتاب موشک از سوی ایران به سوی این کشور را کاملا مردود دانست و با ابراز تاسف از اتهام‌زنی به جمهوری اسلامی ایران، این رفتار را خلاف اصل حسن همجواری و مخل تلاش‌های جاری برای تقویت اعتماد بین کشورهای منطقه و جلوگیری از تشدید ناامنی در منطقه دانست.

سخنگوی وزارت امور خارجه از همه طرف‌های منطقه‌ای درخواست کرد با در نظرگرفتن پیچیدگی‌های موجود به دلیل شرارت‌های ادامه‌دار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت منطقه، به‌ویژه سابقه عملیات‌های متعدد پرچم دروغین، از اتهام‌زنی‌ بی‌اساس علیه جمهوری اسلامی ایران خودداری کنند.

این اقدام امارات در حالی صورت می‌گیرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تهدید کرده هر کشوری که به ایران «کمک‌رسانی» کند، با «عواقب اقتصادی عظیم» مواجه خواهد شد.

هدف آمریکا از این فشارها، قطع کانال‌های مالی و تجاری ایران است که دبی به عنوان یکی از مهمترین مراکز آن محسوب می‌شود. امارات در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد از واردات ایران حدود ۲۱ میلیارد دلار را تامین می‌کرد و شبکه‌های پنهانی برای دور زدن تحریم‌ها در این کشور فعال هستند.

با این حال، امارات نگران تاثیر منفی این سیاست بر اقتصاد خود به ویژه بخش گردشگری و تجارت و همچنین احتمال تلافی‌جویی نظامی ایران به دلیل میزبانی از پایگاه‌ها و تاسیسات نظامی واشنگتن است. مقامات اماراتی ترجیح می‌دهند گام‌به‌گام پیش بروند و در عین حال، کانال‌هایی برای گفت‌وگو با تهران حفظ کنند تا در صورت ناموفق بودن فشار آمریکا، ابزار دیپلماتیک در اختیار داشته باشند. کارشناسان معتقدند که قطع کامل این مسیرهای مالی دشوار است و نظارت بر تمام فعالیت‌های پنهان در هفت امارت، کاری محدود و پیچیده خواهد بود.

روابط تجاری ایران و امارات ریشه‌ای دیرینه دارد و حتی پیش از تاسیس کشور امارات در سال ۱۹۷۱ شکل گرفته بود. پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، موج جدیدی از تجار و متخصصان ایرانی به دبی مهاجرت کردند و این شهر به یکی از مهمترین مراکز تجاری و مالی ایران تبدیل شد.

اهمیت این رابطه فراتر از تجارت دوجانبه کالا بین ایران و امارات بوده است؛ امارات مهمترین بازار صادرات مازوت ایران نیز به شمار می‌رفت. داده‌های شرکت کپلر نشان می‌دهد ایران روزانه حدود ۲۵۶ هزار بشکه مازوت صادر می‌کرد که حدود ۷۰ درصد آن به امارات می‌رفت.

طرح ترامپ برای فشار به اقتصاد ایران شکست می‌خورد

تلاش رئیس‌جمهور آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران تا سرحد تسلیم، به شدت به مهار یکی از بزرگترین شریان‌های حیاتی اقتصادی این کشور بستگی دارد: دبی.

امارات متحده عربی اواخر روز سه‌شنبه اعلام کرد که تراکنش‌های مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده است که به طور بالقوه دسترسی تهران به یک منبع بزرگ واردات و یک راه پشتی مالی به جهان را تهدید می‌کند.

این اقدام پس از هفته‌ها تحریک دولت ترامپ در امارات برای مقابله با شبکه‌های مالی ایران که در این کشور فعالیت می‌کنند، صورت می‌گیرد. همچنین به گفته افراد مطلع، ایالات متحده در طول جنگ علیه‌ ایران، امارات را نیز تشویق کرده است که اقدامات سخت‌تری علیه نهادهای تحریم‌شده ایرانی و سایر شبکه‌هایی که به طور پنهانی در امارات فعالیت می‌کنند، انجام دهد.

اجرای تهدید اقتصادی علیه ایران دشوار خواهد بود. احکام تحریمی آمریکا در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که درآمدهای نفتی، معاملات ارزی و پرداخت‌های مربوط به نهادهای ایرانی، مدت‌هاست که از طریق شرکت‌های صوری و صرافی‌های دبی انجام می‌شود، اغلب بدون اینکه نام ایرانی در تراکنش دیده شود.

قطع ارتباط با ایران همچنین مستلزم آن است که مقامات اماراتی بسیار تهاجمی‌تر با فعالیت‌های مبهم مالی و تجاری برخورد کنند که این امر خود می‌تواند به نقش دبی به عنوان یک مرکز جهانی آزاد برای تجارت، سرمایه و صادرات مجدد آسیب بزند.

«مکس میزلش» مقام سابق تحریم‌های آمریکا که اکنون پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌هاست، گفت: «وقتی به دور زدن تحریم‌های ایران و توانایی ایران برای کسب درآمد از فروش غیرقانونی نفت نگاه می‌کنید، دبی یک مرکز اصلی برای جریان‌های مالی غیرقانونی است. اقدام امارات علیه تجارت مستقیم و فعالیت‌های مالی مهم است، اما واقعیت این است که حجم زیادی از فعالیت‌های غیرمستقیم از طریق بانک‌های دبی جریان دارد که از عملیات بانکداری سایه و تأمین مالی غیرقانونی ایران حمایت می‌کند.»

به گفته افراد مطلع، مقامات اماراتی جدیدترین اقدامات را به عنوان بخشی از یک تشدید تدریجی می‌بینند، نه یک قطع کامل روابط با تهران. انتظار می‌رود امارات گام‌به‌گام پیش برود، با محدودیت‌های جدید بر محموله‌های کالایی آغاز کند و به طور بالقوه به سرکوب گسترده‌تری علیه نهادهای مرتبط با ایران این وضعیت را گسترش دهد.

قانونگذاران اماراتی نگرانند که راهبرد واشنگتن برای وارد کردن فشار اقتصادی عمیق‌تر به ایران، بتواند به بخشی از اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس که به گردشگری و تجارت متکی است، آسیب بزند و در نهایت تلافی‌جویی نظامی بیشتری از سوی ایران را برانگیزد. مقامات اماراتی همچنین می‌خواهند برخی کانال‌ها با تهران را باز نگه دارند تا در صورت شکست کارزار فشار ترامپ، گزینه دیپلماتیک را در اختیار داشته باشند.

برای سخت‌تر کردن فشار بر ایران، آمریکا به مشارکت امارات نیاز دارد. امارات درست در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و پیوندهای عمیق تجاری، تاریخی و فرهنگی با همسایه بزرگتر خود دارد، حتی اگر دو دولت اغلب با یکدیگر در تضاد بوده‌اند.

انتهای پیام




 پیشنهاد بزرگ آرسنال برای خولیان آلوارز؛ گیوکرش بخشی از معامله
۱ ساعت قبل / سایت فوتبالی

پیشنهاد بزرگ آرسنال برای خولیان آلوارز؛ گیوکرش بخشی از معامله

پایگاه خبری فوتبالی- آرسنال همچنان برای جذب ژولیان آلوارز دست‌بردار نیست و طبق گزارش جدید اسپورت، توپچی‌ها در حال بررسی پیشنهادی هستند که می‌تواند شامل ۶۹ میلیون پوند به‌علاوه ویکتور گیوکرش باشد. به گزارش فوتبالی، این گزارش در شرایطی منتشر شده که آینده آلوارز در اتلتیکومادرید همچنان مبهم است و احتمال جدایی او بیش از گذشته مورد بحث قرار گرفته است.آلوارز که در سال ۲۰۲۴ از منچسترسیتی به اتلتیکومادرید پیوست، خیلی زود به یکی از مهم‌ترین بازیکنان تیم دیگو سیمئونه تبدیل شد. با این حال، در هفته‌های اخیر ...,آرسنال,اتلتیکو مادرید,خولیان آلوارز,ویکتور گیوکرس,نقل و انتقالات,پیشنهاد سردبیر

 نخست‌وزیر عراق: بستن تنگه هرمز چالش بزرگی را ایجاد می‌کند
۱۵ دقیقه قبل / سایت ایران آنلاین

نخست‌وزیر عراق: بستن تنگه هرمز چالش بزرگی را ایجاد می‌کند

نخست وزیر عراق اعلام کرد: هیچ قصد یا امکانی برای درگیری نظامی وجود ندارد و ما به دشمنان اجازه نمی‌دهیم از هیچ فرصتی سوءاستفاده کنند.

 در جنگ رمضان بسیار قوی‌تر از جنگ ۱۲ روزه وارد میدان شدیم
۲۰ دقیقه قبل / سایت ایران آنلاین

در جنگ رمضان بسیار قوی‌تر از جنگ ۱۲ روزه وارد میدان شدیم

سرپرست وزارت دفاع به مقایسه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان از منظر وزارت دفاع پرداخت و گفت: در جنگ رمضان بسیار قوی‌تر و قدرتمندتر نسبت به جنگ ۱۲ روزه در میدان حضور پیدا کردیم.

 پیامد یک پس‌گردنی؛ لیونل مسی چند جلسه محروم می‌شود؟
۲۰ دقیقه قبل / سایت خبر ورزشی

پیامد یک پس‌گردنی؛ لیونل مسی چند جلسه محروم می‌شود؟

احتمال دارد پس‌گردنی لیونل مسی به بازیکن حریف در دیدار اینترمیامی مقابل فیلادلفیا یونیون با محرومیت فوق ستاره آرژانتینی همراه شود.

 عکس: رانش زمین در پرو در پی بارش‌های سیل‌آسا
۱۸ دقیقه قبل / سایت تابناک

عکس: رانش زمین در پرو در پی بارش‌های سیل‌آسا

در پی بارندگی‌های شدید و وقوع رانش گل‌ولای و زمین در شهر اوکونیا، از توابع استان کامانا در منطقه آرکیپای پرو، بخش‌هایی از این منطقه ویران شد. انباشت گل، سنگ...

 قیمت خودرو‌های ایران خودرو امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ + جدول
۳۹ دقیقه قبل / سایت اقتصاد معاصر

قیمت خودرو‌های ایران خودرو امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ + جدول

قیمت خودرو‌های ایران خودرو امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ را در جدول مشاهده کنید.