قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

چند کتاب مفید برای نویسنده شدن

یکی از دغدغه‌های بسیاری از علاقه‌مندان به نویسندگی یافتن کتاب یا کتاب‌هایی است که بتواند در آغاز راه راهنمای مفیدی برای آنها باشد.
 چند کتاب مفید برای نویسنده شدن

یکی از دغدغه‌های بسیاری از علاقه‌مندان به نویسندگی یافتن کتاب یا کتاب‌هایی است که بتواند در آغاز راه راهنمای مفیدی برای آنها باشد. در میان انبوهی از آثار منتشرشده درباره فنون نوشتن، انتخاب کتابی تاثیرگذار به همان اندازه نوشتن داستان دشوار می‌نماید و خود نیازمند راهنما است. به گزارش ایسنا، جنا براون، نویسنده داستان‌های گونه وحشت و مقاله‌نویس سایت‌های ادبی لیت‌ریاکتور و پورتالیست و نشریات مرتبط با نویسندگی، در مطلبی که در سایت پورتالیست منتشر شده، بنابر تجربیات خود، چند کتابی را که به او درباره وجوه مختلف داستان‌گویی کمک کرده‌اند، معرفی کرده است. او می‌گوید:

کتاب‌های زیادی به من کمک کردند تا با ساختار داستان، شخصیت‌پردازی و مهم‌ترین جنبه نویسندگی، یعنی پشتکار، آشنا شوم.

مانند بسیاری از نویسندگان، نخستین تلاش من برای نوشتن رمان با یک صحنه آغاز شد. ذرات غباری را می‌دیدم که در پرتوهای خورشید شناور بودند و پشت غبار زنی را می‌دیدم که پشت پیشخان چوبی قدیمی در کافه‌ای نشسته بود. در گذر سال‌ها، مدام به آن زن فکر می‌کردم. او که بود؟ چرا تنها پشت پیشخان نشسته بود و جز باریکه‌های نور خورشید، همدمی نداشت؟

این‌ها همان پرسش‌ها و تصاویری هستند که نویسندگان را راهیِ سفرِ نوشتن می‌کنند. اما هرچه بیشتر تلاش می‌کردم بفهمم او کیست و داستانش چیست، همه‌چیز دست‌نیافتنی‌تر و مبهم‌تر می‌شد. آن زن به نماد خلاقیت من بدل شده بود؛ زنی که در انزوا نشسته و در فضایی پر تردید و ایستا گرفتار شده بود و تکان نمی‌خورد. صداهای دلگرم‌کننده‌ای که می‌گفتند می‌توانم بنویسم و ​​باید آن را ادامه دهم، در برابر نیرویی بسیار بلندتر و هولناک‌تر رنگ می‌باختند: تردید.

شنیده بودم که نویسندگان موفق از نگرانی‌شان درباره نظر خوانندگان یا نحوه‌ استقبال از کتابشان حرف می‌زنند. اما برای من که حتی نمی‌توانستم چندهزار کلمه را پشت سر هم ردیف کنم، این حرف‌ها صرفا نوعی تواضعِ ظاهری به‌نظر می‌رسید که برای ایجاد حس نزدیکی با مخاطب بیان می‌شد. تازه وقتی به جامعه‌ کتاب‌دوستان در فضای مجازی (یا به تعبیری بوکستاگرام) پیوستم، واقعاً دریافتم که این چالش تا چه حد فراگیر و واقعی است.

آنجا نه تنها با خوانندگان، بلکه با نویسندگان مشتاق و تازه‌کار آشنا شدم. آدم‌هایی درست مثل خودم را می‌دیدم که نگران شخصیت‌هایشان بودند، در این فکر بودند که داستان را به کدام سو ببرند و از خود می‌پرسیدند که آیا نثرشان کیفیت لازم را دارد یا نه. اما از آن مهم‌تر، شاهد پست‌ها و صحبت‌های نویسندگان موفق درباره‌ مسیر و چالش‌هایشان بودم.

مثلا «پیرس براون»، نویسنده‌ کتاب‌های پرفروشی چون عصر تاریکی و مجموعه داستان‌های مصور «طلوع سرخ: پسران آرس»، می‌گوید که پیش از آنکه نخستین رمانش، «طلوع سرخ» (Red Rising)، توسط انتشارات «دل ری» (Del Rey Books) منتشر شود، بیش از ۱۴۰ بار پاسخ منفی شنید.

این کتاب بعدها توانست به رتبه بیستم فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز راه یابد. حتی برای نویسندگان بزرگ نیز مسیر پیشرفت ممکن است کند باشد و دستیابی به موفقیت سال‌ها طول بکشد؛ خلق یک‌باره داستانی بی‌نقص و کسب شهرت و تحسین آنی، اتفاقی است که بیشتر برای شخصیت‌های قصه‌های تخیلی رخ می‌دهد تا آدم‌های واقعی.

اگر در نوشتن پیش‌نویس اول خود با دشواری روبه‌رو هستید، بدانید که تنها نیستید. همه با این چالش‌ها دست‌وپنج نرم می‌کنند؛ و ابزارهای فراوانی برای کمک به بهبود کار شما وجود دارد. این کتاب‌ها و ایده‌ها به من کمک کردند تا روش‌های کاری‌ام را که همواره در حال تحول است سامان دهم و ارتقا بخشم؛ آن هم در حالی که همچنان به ویرایش شخصی و نگارش رمان‌های علمی-تخیلی و فانتزی ادامه می‌دهم. برای نویسنده بودن، باید بنویسید

شاید این نکته بدیهی به‌نظر برسد، اما تردید می‌تواند فلج‌کننده باشد و ترس از شکست مانع پیشرفت.

یکی از ابزارهایی که در حرفه نویسندگی به من بسیار کمک کردند کتاب‌هایی در باب نوشتن بودند؛ گرچه عمل نوشتن کنشی هنری است و نه علمی که با فرمول بتوان آن را تبیین کرد اما مطالعه تجربیات دیگر نویسندگان موفق می‌تواند مشکل‌گشا باشد.

برخی از نخستین کتاب‌هایی که به من در غلبه بر ترسم کمک کردند، آثار نویسندگانی بودند که تحسینشان می‌کردم. مثل کتاب «درباره نوشتن» (On Writing) اثر استیون کینگ که، اگرچه دقیقاً یک کتاب آموزشیِ فنی درباره فنون نویسندگی نیست، اما کتابی است که به ماهیت این حرفه می‌پردازد.

او در این اثر از مسیر شغلی، چالش‌ها و درس‌هایی سخن می‌گوید که در گذر زمان آموخته است. به خاطر دارم نخستین باری که این کتاب را خواندم، این نکته برایم بسیار تأثیرگذار بود که استیون کینگ، سرآمد نویسندگان گونه ادبی داستان‌های ترسناک نیز زمانی با طرد شدن و پاسخ‌های منفی مواجه شده بود؛ اینکه او هم با دشواری‌هایی دست‌وپنج نرم کرده و اگر باور و حمایت همسرش نبود، شاید هرگز نخستین رمانش، یعنی اثر ماندگار «کری» (Carrie)، را به پایان نمی‌رساند. شاید داستان‌های او را نپسندید، اما اگر در شروع کار یا نحوه پیشبرد داستان‌های خود دچار تردید هستید، «درباره نوشتن» کتابی فوق‌العاده است که سرشار از توصیه‌هایی کاربردی و مبتنی بر تجربیات شخصی کینگ است.

کتاب «جادوی بزرگ» (Big Magic) اثر الیزابت گیلبرت، اثر دیگری بود که به من کمک کرد دریابم نویسندگی یک «فرآیند» است. گیلبرت در همان سی صفحه نخست، چنان شفاف و دقیق به توصیف ترسی که خود تجربه کرده بود پرداخته که گویی به درون ذهن من نفوذ کرده بود.

اما او همچنین و با تکیه بر تجربیات شخصی‌اش، راهنمای شما خواهد بود تا از ترس و تردید عبور کنید و با شجاعت و جسارت به سوی پذیرش خلاقیت خود گام بردارید. البته همه مطالب او با من هم‌سو نبودند؛ من معتقد نیستم که ایده‌ها تاریخ انقضا دارند، اما در اینجا زنی را می‌دیدم که گویی برخی از عمیق‌ترین افکار مرا بازگو می‌کرد و در نهایت به موفقیت دست یافته بود. از این منظر، کتاب او برای من بسیار ارزشمند بود.

آخرین کتابی که به من کمک کرد بر ترسم غلبه و نوشتن را آغاز کنم، کتاب «جنگ هنر» (The War of Art) اثر استیون پرسفیلد بود. این کتابی است که بارها آن را خوانده‌ام و گاهی صفحاتش را به‌طور تصادفی باز می‌کنم تا توصیه و الهامی بیابم. کار هنری آسان نیست، اما گاهی دشوارترین بخش آن، شروع کردن است. این اثر بیش از آنکه کتابی درباره نوشتن، هنر یا حتی خلاقیت باشد، راهنمایی با رویکرد روان‌شناختی برای غلبه بر نبردهای درونی است. یافتن ساختار برای رمان

در آن مقطع، سال‌ها از آخرین باری که سعی کرده بودم درباره آن زنِ داخل کافه بنویسم، می‌گذشت. اما وقتی دوباره برای نوشتن دست‌به‌کار شدم، او همچنان همان‌قدر دست‌نیافتنی و گریزان بود که پیش از آن. با این حال، به‌شکل غافلگیرکننده‌ای ایده‌های دیگری در ذهنم جوشید؛ من هم توصیه‌های کتاب‌هایی را که خوانده بودم به کار گرفتم و صرفاً به خودم اجازه دادم که خلق کنم. و موفق شدم. در عرض سه ماه، رمانی ۹۹ هزار کلمه‌ای نوشتم.

اثر فوق‌العاده‌ای نبود؛ حتی خوب هم نبود. اما تمام شده بود. مشکل این نبود که کارم بد بود، بلکه نمی‌دانستم چطور باید اصلاحش کنم. با این حال، چند نکته را می‌دانستم: همه پیش‌نویس‌های اغلب نویسندگان ضعیف است و ‌باید آن را اصلاح کنند و صیقل دهند.

این موضوع در تمام کتاب‌هایی که پیش‌تر نام بردم، مورد تأکید قرار گرفته بود. اما آنچه به آن اشاره‌ای نشده بود، شیوه عملی ویرایش بود. آن کتاب‌ها برای بازگرداندن من به مسیر نوشتن عالی بودند، اما توصیه‌هایشان کلی بود و به جزئیات فنی و عملیِ نوشتن نمی‌پرداخت. با این وجود، وجه اشتراک همه آن‌ها این بود: اگر نویسنده هستید، بنویسید. در طول مسیر، بیاموزید.

در میانه نگارش پروژه‌ای جدید بود که منبع ارزشمند دیگری پیدا کردم. اولین همکارم در نقد و بررسی نوشته‌ها، همچون نوری در تاریکی بود. او از نوشتن به‌عنوان یک «فن» یا «صنعت» سخن می‌گفت و به من کمک کرد درک کنم که یک داستان برای راضی کردن خواننده، به ساختار نیاز دارد.

اولین کتابی که درباره فنون ساختاری نویسندگی خواندم، «گربه را نجات بده! نوشتن رمان» (Save the Cat! Writes a Novel) اثر جسیکا برودی بود. من هم مثل خیلی‌های دیگر، مشتاق بودم سراغ کتابی بروم که وعده می‌داد «آخرین کتابی است که درباره رمان‌نویسی به آن نیاز خواهید داشت».

در صفحات این کتاب با مفاهیمی همچون نقاط عطف داستان، انگیزه‌های شخصیت و قراردادهای گونه‌های ادبی آشنا شدم. اگر می‌خواهید به‌صورت عملی و دقیق بدانید داستانتان چیست، به کجا می‌رود و چرا باید آن مسیر را طی کند، خواندن این کتاب برایتان ضروری است.

در آن مقطع، پس از آنکه تلاش‌هایم برای یافتن ناشر برای پروژه دومم به نتیجه‌ای نرسید، آن را کنار گذاشته و بخش زیادی از پروژه سوم را پیش برده بودم. همچنان بدون طرح کلی می‌نوشتم و یافتن ساختار مناسب برایم دشوار بود. تصورم این بود که نوشتن بر اساس طرح کلی، کار را کلیشه‌ای و قابل‌پیش‌بینی می‌کند؛ این همان چیزی بود که به زبان می‌آوردم. اما واقعیت این بود که اطمینان نداشتم بتوانم پیش از کاوش در زوایای پنهان و ابعاد مختلف داستان، پیرنگ یک رمان را از قبل طراحی کنم.

کتاب «نوشتن در تاریکی» (Writing Into the Dark) اثر دین وسلی اسمیت را پیدا کردم. کتابی کوتاه اما تأثیرگذار که سرشار از نکات، ترفندها و توصیه‌هایی درباره نحوه نگارش بدون تکیه بر طرح کلی است. این روش کمتر بر برنامه‌ریزی متمرکز است و بیشتر بر اعتماد به شهود و حس درونی شما به عنوان یک قصه‌گو تأکید دارد.

فرآیند کشف و شهود می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد و اگر در نوشتن پیش‌نویس‌ داستان خود  عجول هستید، شاید این روشی باشد که بخواهید آن را امتحان کنید. این شیوه برای من کارساز بود و کمک کرد تا نگارش یک دست‌نوشته دیگر را به پایان برسانم، اما خوانندگان آزمایشی که آخرین بازخوردهای مخاطب عام پیش از چاپ کتاب را نشان می‌دهند، مدام اشاره می‌کردند که جای خالی عناصر کلیدیِ «قوس داستانی» در کارم احساس می‌شود. من به یک طرح و برنامه نیاز داشتم.

پیش از ادامه، می‌خواهم تأکید کنم که شیوه کار هر نویسنده‌ای متفاوت است. شاید شما نیازی به کمک برای تقویت اعتمادبه‌نفس یا غلبه بر تردید نداشته باشید؛ یا شاید ذاتاً در طراحی ساختار داستان مهارت دارید و از همان ابتدا حس و درک قوی‌ نسبت به داستان در شما وجود داشته باشد.

هیچ روش درست یا غلطی برای نوشتن پیش‌نویس رمان وجود ندارد، مشروط بر اینکه کار را به سرانجام برسانید. واقعیت این است، تا زمانی که به دانستن چیزی نیاز پیدا نکنید، متوجه نمی‌شوید که چه چیزهایی را نمی‌دانید. شما می‌توانید تمام کتاب‌های آموزش فنون نویسندگی را بخوانید، اما تا وقتی با مشکلی خاص مواجه نشوید، شاید راه‌حل آن چندان آشکار نباشد.

برای اینکه بفهمم چه عناصری را از قلم انداخته‌ام، باید عمیقاً به مبحث ساختار می‌پرداختم. باید درک می‌کردم که چه «ضرب‌آهنگ‌های داستانی» یا نقاط عطف روایی مورد انتظار است و چگونه می‌توانم آن عناصر را متناسب با ژانر مورد نظرم شکل دهم. این‌ها کتاب‌هایی هستند که بیشترین کمک را به من کردند: کتاب‌های عالی درباره ساختار داستان

اگر قرار است تنها یک کتاب درباره ساختار داستان را بخوانید کنید، کتاب «شبکه داستان» (The Story Grid) نوشته شان کوین را انتخاب کنید. این کتاب گنجینه‌ای از اطلاعات است که توسط ویراستاری نوشته شده که تمام دوران حرفه‌ای خود را صرف تبدیل داستان‌ها به محصولاتی جذاب و قابل‌فروش کرده است. با بهره‌گیری از طیف وسیعی از مثال‌ها و تحلیل‌های عمیق کتاب‌ها و فیلم‌ها، پس از مطالعه این اثر احساس خواهید کرد که می‌توانید پیش‌نویس داستان خود را صحنه‌به‌صحنه و گام‌به‌گام (بر اساس ضرب‌آهنگ‌های روایی) بنا کنید.

من توانستم پیش‌نویسی بسیار آشفته و نامنظم را بردارم، آن را تجزیه و تحلیل کنم و دوباره به داستانی با ضرب‌آهنگ یک‌دست، نقاط عطف روایی مستحکم و قوس داستانی منطقی و منسجم از ابتدا تا انتها تبدیل کنم. اگر به دنبال روشی نظام‌مند و اصولی برای پیش‌نویس‌نویسی یا حتی ویرایش هستید، این کتاب را به‌شدت توصیه می‌کنم.

با این وجود، برای اینکه درس‌هایی را که در «شبکه داستان» آموختم بهتر به کار ببرم، کتاب «مهندسی داستان: تسلط بر ۶ شایستگی اصلی نویسندگی موفق» نوشته لری بروکس را پیدا کردم. این کتاب داستان‌سرایی را به شش مؤلفه مختلف تقسیم می‌کند و آنچه را برای تسلط بر هر یک لازم است شرح می‌دهد.

مهندسی داستان با موارد خاصی که باید از خود بپرسید و روی آنها تمرکز کنید، همراه با تمرین‌ها، چک‌لیست‌ها و موارد دیگر، راهنمای جامعی برای درک عناصری است که خوانندگان در یک رمان به دنبال آنها هستند. این کتاب بسیار سرراست است و توصیه‌های عملی زیادی دارد و به من کمک کرد تا واقعاً «ساختار» را درک کنم.

سومین کتابی که در برنامه‌ریزی رمانم، از پردازش صحنه‌ها گرفته تا عمق بخشیدن به شخصیت‌ها، به من کمک کرد، کتاب «تسلط بر تعلیق، ساختار و پیرنگ» (Mastering Suspense, Structure, & Plot) اثر جین کی. کللند بود. این کتاب نیز مراحل پیش‌نویس‌نویسی را به اجزای کلیدی تقسیم می‌کند که می‌توانید هنگام نوشتن از آن‌ها بهره ببرید.

هر فصل شامل تمرین‌ها و پرسش‌هایی درباره دست‌نوشته شماست که لایه‌هایی به جنبه‌های مختلف داستان می‌افزاید و آن را برای خواننده جذاب‌تر می‌سازد. روش او برای طرح‌ریزی داستان، ترکیبی از برنامه‌ریزیِ پیش‌دستانه و ایجاد فضایی وسیع برای کاوش در داستان است؛ روشی که به‌راحتی با شیوه کار اختصاصی شما قابل‌تطبیق است. هیچ روش اشتباهی برای نوشتن رمان وجود ندارد

پیش‌تر گفته‌ام و باز هم می‌گویم: هیچ روش غلطی برای نوشتن پیش‌نویس رمان وجود ندارد. تنها کاری که باید انجام دهید، به پایان رساندن آن است. برخی نویسندگان ترجیح می‌دهند با رویکردی نظام‌مند پیش‌نویس بنویسند تا فرآیند ویرایش دلهره‌آور نباشد. برخی دیگر عاشق این هستند که دل به پیش‌نویسی آشفته و خام بسپارند و آن را به داستانی خوش‌ساخت و گیرا بدل کنند. ساختار داستان به من کمک کرد تا قایقم را بسازم و خدمه‌ام را پیدا کنم. این کتاب‌ها، نقشه و قطب‌نمای من بودند و کمکم کرند تا نوشتن داستان‌های بهتر را بیاموزم.

در حال حاضر مشغول بازنگری یک رمان هستم و هم‌زمان، به‌آرامی طرحی دقیق برای پروژه‌ای دیگر می‌ریزم. هیچ‌کدام از این دو پروژه، آن زنِ داخل کافه را در خود ندارند. او هنوز همان‌جاست؛ نشسته و منتظر. اما گاهی با خود می‌اندیشم که آیا اصلاً قرار بود او بخشی از یک داستان باشد؟

گاهی فکر می‌کنم او خودِ من است، یا دست‌کم تجسمی از نیروی خلاقیتم. شاید او منتظر چیزی نیست، بلکه در رؤیای دنیاها، شخصیت‌ها و ماجراجویی‌هایی است که من هنوز کشفشان نکرده‌ام. شاید او همان جرقه‌ای بود که برای آغاز سفری که هنوز نمی‌دیدمش، به آن نیاز داشتم.

اگر در نویسندگی تازه‌کار هستید، آن چیزی را بیابید که عنصر الهام‌بخشِ درونی‌تان در شما جرقه بزند. بگذارید آن جرقه در سکوت بماند تا زمانی که آماده شود در رؤیاهایتان با شما نجوا کند. قول می‌دهم که چنین خواهد شد. بپذیرید که ممکن است پیش‌نویس‌های ضعیف بنویسید پس کار را از نو آغاز کنید. مشتاقِ یادگیری، رشد و تغییرِ مداوم با هر داستان جدید باشید. مهم نیست چه پیش می‌آید؛ همیشه به نوشتن ادامه دهید. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر گفته‌های یک روحانی تندرو و ردپای بیش از ۳ یا ۴ جرم جدی امنیتی و کیفری / آن‌هایی که می‌خواهند به ۲۵۰ هزار نفر بپیوندند بدانند ... خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : پوسترهای یک فیلم در لندن جمع‌آوری شد بیشتر بخوانید: داستان‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی بهتر از انسان است؟ ما روایتگر درد و امیدیم؛ ضرورت خودآگاهی خبرنگاران تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۸ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشست‌های بخارا و از جمله شب‌های آن یا عصر یکشنبه‌ها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام می‌دهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر می‌دهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:

   ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه‌ داستان‌های بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).

اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداخته‌ام:

   اول. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی ما را ازکتاب بی‌نیاز نمی‌کند. هیچ‌کس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا می‌گویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا می‌گویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه می‌شوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بر‌دارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.

 به آقای غنی‌نژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده می‌‎آورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا می‌گیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خوانده‌اند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیده‌اند به این فضا روی آورده. دوستی هم می‌گفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام می‌پرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من می‌آید. شما ذوق می‌کنی؟!

   با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاه‌چال ابتذال  فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنی‌نژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوق‌دان و شاعر و مورخ و نویسنده‌ای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستاده‌ای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصی‌سازی بانک‌ها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟

دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس می‌کند. در حالی که پیش‌تر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگ‌ها از جنگ هشت‌ساله و جنگ 12 روزه می‌گفتیم ولی تلویزیون پایداری  حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار می‌برد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.

فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمی‌کردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.

سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که می‌گویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشته‌های پزشکی و نویسندگی می‌شود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانه‌شان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) می‌افتیم.

   دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد  استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (‌کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند). تا جایی که مرجع  نوروسونولوژی ایران شناخته می‌شود. 

  او در راه‌اندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است.     این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلی‌ها حق دارد.  

 چهارم. درهمۀ این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده و به قول خودش  قبل از طبابت، نویسنده بوده است.  در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر می‌کنند او نه تنها می‌خوانده که می‌نوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندن‌اند بسیار حرفه‌ای و دقیق دنبال می‌کنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتاب‌خوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازه‌ای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخوانده‌ام!)

پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقف‌اند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی می‌نوشتند. 

   دکتر بابک زمانی را هم با یادداشت‌های مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده می‌شناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشته‌های خود را به حوزۀ عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.

ششم . برخی مشاغل با طیف‌های مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژه‌های متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوع‌تر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان می‌گذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.

هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخن‌رانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخن‌رانان‌اند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را می‌دهد یا به سویه‌های بصری آن می‌پردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامه‌نگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.

هشتم. سرانجام این که  کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستان‌های کوتاه او دربارۀ جنگ هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه  پارسال اتفاق افتاده است؛ روایت‌هایی که به گفتۀ خود او چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌است. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۹ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

از مصدق و کاشانی تا امروز؛ بازخوانی یک بزنگاه تاریخی

به گزارش ایلنا، در این این نشست که شامگاه پنجشنبه ۲۹ مردادماه با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران حوزه تاریخ و رسانه و علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران برگزار شد؛حاضران به بررسی ریشه‌ها و علل شکل‌گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت، تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد و نسبت این رویدادهای تاریخی با شرایط امروز ایران پرداختند.

اکبر نبوی در ابتدای این برنامه با اشاره به اهمیت بررسی تاریخی نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد گفت: انتخاب این موضوع برای من به دلیل مشابهت‌های تقریباً روشن شرایط امروز کشور با شرایط ایران، به‌ویژه از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است؛ دوره‌ای که در آن سرعت وقایع و حجم تخریبی که دو جریان اصلی نهضت علیه یکدیگر به راه انداختند، بسیار افزایش یافت.

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی نهضت به رهبری مرحوم آیت‌الله کاشانی و جریان ملی نهضت به رهبری مرحوم مصدق، درگیر اختلافات و تقابل‌هایی شدند و از همه مهم‌تر، فعالیت شدید نفوذی‌ها در میان یاران مصدق و یاران آیت‌الله کاشانی، شرایط را پیچیده‌تر کرد. این مسائل، به نظر من، شباهت زیادی با این روزهای کشور ما دارد.

نبوی ادامه داد: در آن زمان، اراده جریان چپ و راست جهانی برای اینکه مصدق نباشد و جریان نفت به شکلی که ملیون ایرانی می‌خواستند ملی نشود و نتواند به اهداف خود برسد، به یک اتفاق روشن رسیده بود. امروز نیز درباره ایران و جمهوری اسلامی، نوعی اتفاق نظر برای تغییر شرایط موجود دیده می‌شود.

وی با اشاره به اهمیت ادامه مسیر گفت: تا الان، به لحاظ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی، ایران پیروز این منازعه است؛ منتها ادامه مسیر هم مهم است. باید دید چه اتفاقاتی باید بیفتد که این پیروزی ادامه پیدا کند و چه اتفاقاتی نباید بیفتد که خدای نکرده یک ۲۸ مرداد دیگر، منتها خیلی سخت‌تر و سنگین‌تر، رقم بخورد.

نبوی تأکید کرد: آن دوره دیگر تکرار نمی‌شود که یک دولت برود و دولت دیگری بیاید؛ امروز نمونه‌هایی مانند سوریه، لیبی، عراق و افغانستان را دیده‌ایم و باید با توجه به تجربه این کشورها، درباره چگونگی عبور از این گذرگاه و گردنه خطیر، به یک اشتراک جمعی در دیدگاه‌ها و راهکارها رسید.

وی افزود: بسیاری از کسانی که در دهه شصت به مطالعه تاریخ معاصر، به‌ویژه ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، پرداختند، با منابع غیرمستند و حجم سنگینی از داده‌های رسانه‌ای و کتاب‌ها مواجه بودند. جریان‌های مختلف سیاسی، از راست میانه و راست افراطی و راست مذهبی تا چپ ارتدوکس، توده‌ای، میانه و تند، هر یک تحلیل و تفسیر خود را ارائه می‌کردند. 

نبوی گفت: کسی که این منابع را می‌خواند، منطقا باید یا به یک نگاه و تفسیر گرایش پیدا می‌کرد یا به درکی می‌رسید که بتواند همه آنها را بخواند و خودش به یک تجزیه و تحلیل عقلانی و خردمندانه از واقعه‌ای که رخ داده بود برسد.

نبوی با اشاره به کتاب «نگرشی کوتاه بر نهضت ملی ایران» گفت: من نخستین بار در سال ۱۳۵۸ با خواندن این کتاب، تصویری نسبت به ماجرای کودتا و آنچه میان مصدق و کاشانی گذشت پیدا کردم. این کتاب در شرایط خاص سال‌های پس از انقلاب، نقد مصدق و کاشانی را همزمان مطرح کرده بود و این کار در فضای به‌شدت انقلابی آن روزگار، کار دشواری بود.

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی به‌شدت از کاشانی دفاع می‌کرد و در نقطه مقابل، جریان دیگری همه مشکلات کودتا را متوجه کاشانی می‌دانست و مصدق را کاملاً مبرا می‌کرد. اهمیت آن کتاب این بود که نسبتاً تحلیل‌گرانه بررسی کرده بود که اساساً اختلافات میان مصدق و کاشانی چه بوده است.

نبوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به کتاب «درس‌های بیست و هشت مرداد» نوشته خلیل ملکی گفت: این کتاب نکات عمیقی درباره عملکرد حزب توده و همراهی چپ جهانی با کودتا دارد. به اعتقاد ملکی، اتحاد شوروی از یک سو نتوانسته بود امتیاز نفت شمال را بگیرد و از این زاویه با نهضت ملی و دولت مصدق تعارض پیدا کرده بود و از سوی دیگر نمی‌خواست رقیب دیگری در مبارزه با امپریالیسم در کنار جریان مارکسیسم قرار بگیرد.

او همچنین درباره کتاب «رضاشاه و بریتانیا» گفت: این کتاب درباره موضوع نفت اطلاعات عددی عجیب و غریبی دارد و بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا نوشته شده است. وی افزود: در یک فاصله زمانی چهل‌ساله، از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۵۱، کل درآمد نفت ایران، یعنی پولی که شرکت نفت به ایران پرداخت کرده، ۴۳۵ میلیون دلار بوده است؛ در حالی که خود شرکت نفت ایران و انگلیس در همین دوره پنج میلیارد دلار سود برده است.

نبوی ادامه داد: نویسنده در بخش دیگری نشان می‌دهد که در طول سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱، رضاشاه چگونه بخش عمده‌ای از ۱۸۵ میلیون دلار درآمد ایران را سرقت کرد و آنها را به حساب‌های بانکی خود در لندن، سوئیس و نیویورک ریخت.

وی با تأکید بر شباهت‌های شرایط امروز با آن دوره گفت: یکی از دلایلی که موضوع نهضت ملی شدن صنعت نفت را انتخاب کردم این بود که به‌شدت در بعضی حوزه‌ها و در ارتباط با بعضی مؤلفه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ـ نظامی، میان جامعه امروز ما و حدود هفتاد و چند سال گذشته، شباهت‌های جدی وجود دارد.

نبوی افزود: آنچه در آن دوره اهمیت داشت، شکل‌گیری اندیشه استقلال‌طلبانه و عزت‌خواهانه در میان گروهی از سیاستمداران، نیروهای مذهبی و نیروهای ملی بود؛ اینکه سرمایه‌های ما باید در اختیار خودمان باشد. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های آن روزگار نفت بود و امروز نیز موضوع در اختیار داشتن مقدرات کشور و منابع و ظرفیت‌های آن، همچنان اهمیت دارد. 

وی تأکید کرد: انقلاب اسلامی نیز به دست گرفتن مقدرات بود و انرژی هسته‌ای هم از همین منظر قابل توجه است. 

در ادامه مجیدرضا بالا، پژوهشگر و محقق تاریخ و فرهنگ، با اشاره به ضرورت بازخوانی تاریخ معاصر ایران گفت: ما از جنگ‌های روس به این طرف، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، نسبت به شخصیت‌های برجسته سیاسی، نگاهی رمانتیک و سانتی‌مانتالیستی داشته‌ایم و اگر بخواهیم آنها را نقد کنیم، ممکن است نپسندیم. مثلا درباره امیرکبیر نیز تصور رایج، با آنچه از متون دست اول تاریخی خوانده می‌شود، کاملاً سازگار نیست. همین مسئله درباره عباس میرزا، قائم‌مقام فراهانی و تا مصدق نیز قابل طرح است.

وی افزود: درباره مصدق باید دو موضوع را از هم تفکیک کرد؛ یکی سابقه و دیدگاه‌های او درباره اجتماع، سیاست و فرهنگ و دیگری نقش او در ماجرای ملی شدن صنعت نفت و دوره نخست‌وزیری که به کودتای ۲۸ مرداد انجامید. درباره ملی شدن صنعت نفت باید جداگانه پرسید آیا ملی شدن کار خوبی بود و آیا این اقدام به توسعه ایران منجر شد یا نه. ایران امروز در موقعیتی نیست که بتوان صرفاً با تکیه بر ایران‌دوستی و بریدن دست بیگانگان، درباره این موضوع داوری کرد.

رضا بالا درباره نسبت مصدق و حزب توده نیز گفت: منابع مستقل نشان می‌دهند که خود مصدق تمایل زیادی به حزب توده نداشت و حزب توده نیز در آن مقطع قدرتی نداشت که بتواند حکومت را در دست بگیرد. استفاده از خطر قدرت‌یابی کمونیست‌ها، بیشتر به عنوان استراتژی برای تحت فشار قرار دادن آمریکایی‌ها جهت دریافت وام و فشار بر انگلستان مطرح بود.

وی همچنین درباره ۲۸ مرداد افزود: آنچه به عنوان کودتا شناخته می‌شود، در دو مرحله قابل بررسی است؛ ۲۵ مرداد اقدامی برنامه‌ریزی‌شده علیه مصدق بود که ناکام ماند و ۲۸ مرداد با تظاهرات خیابانی و سپس ورود بخشی از نیروهای ارتشی طرفدار کودتا، دولت سرنگون شد. درباره ماهیت این وقایع، منابع و تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و همین تفاوت‌ها، بررسی دقیق و مستند آنها را ضروری می‌کند.

رضا بالا در ادامه سخنان خود گفت: از زمانی که مصدق در ۲۹ اسفند سال ۳۰ ملی شدن صنعت نفت را اعلام کرد، دیگر پولی داخل خزانه ایران نیامد. ایران بابت استفاده روس‌ها در جنگ جهانی دوم از خط آهن ایران، از دولت شوروی وقت طلب قابل توجهی داشت که پرداخت نشد و وام مورد درخواست از آمریکا نیز تأمین نشد. در نتیجه ایران با کمبود جدی نقدینگی و ارز خارجی و فقر اقتصادی فوق‌العاده‌ای مواجه شد.

وی افزود: در آن مقطع هیچ نیرویی در جامعه وجود نداشت که در ارزیابی خود تصور کند آمدن به خیابان و دفاع از مصدق، تحقق آرمان‌هایش است. حزب توده به دلیل تحلیلی که داشت، تصور می‌کرد اگر دولت مصدق سقوط کند، امکان رسیدن آنها به قدرت فراهم می‌شود. از سوی دیگر، بخشی از روحانیت و فدائیان اسلام نیز مناسبات خوبی با مصدق نداشتند و روحانیت سنتی قم نیز نگاه مثبتی به او نداشت.

رضا بالا ادامه داد: فضای اجتماعی حزب توده از سی تیر ۳۱ به بعد بسیار فعال بود و تظاهرات و نشریات متعددی داشتند و تصویری پرقدرت از احتمال روی کار آمدن کمونیست‌ها ایجاد شده بود. مصدق به انواع و اقسام میتینگ‌های حزب توده مجال می‌داد و به او هشدار داده می‌شد، اما او این هشدارها را نمی‌پذیرفت. به نظر من این بازی مصدق از دو جهت باخت داشت؛ از یک سو فضای قدرت‌یابی کمونیست‌ها را برای آمریکایی‌ها برجسته می‌کرد و از سوی دیگر موجب می‌شد مذهبیون و روحانیت جامعه نیز احتمال قدرت‌یابی کمونیست‌ها را جدی بدانند و از حمایت از مصدق دست بردارند.

وی در پایان گفت: مصدق ارزیابی دقیقی از پیامدهای اقتصادی ملی شدن صنعت نفت نداشت. تصورش این بود که حتی اگر میزان فروش نفت بسیار کاهش پیدا کند، باز هم درآمد لازم تأمین خواهد شد، اما حتی همان مقدار نفت نیز نتوانست به فروش برسد و در نهایت دولت با مشکلات جدی اقتصادی و مالی روبه‌رو شد. انتهای پیام/


۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

رونمایی از تیزر رسمی سریال کارآگاه علوی ۳

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، نخستین تیزر رسمی سریال «کارآگاه علوی ۳» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی، تهیه‌کنندگی پرویز امیری و نویسندگی حسن هدایت منتشر شد.

فصل تازه «کارآگاه علوی» از اواسط سال ۱۳۱۹ آغاز می‌شود؛ جایی که پرونده‌های جنایی و معمایی، کارآگاه علوی را در دل وقایع سیاسی و اجتماعی سال‌های پایانی پهلوی اول و آغاز دوره‌ای تازه از تاریخ ایران قرار می‌دهند.

در این فصل، در کنار کارآگاه علویِ آشنای مجموعه، نسل تازه‌ای از خانواده علوی نیز وارد میدان می‌شود و هر پرونده، بخشی از راز‌ها و اتفاقات آن روزگار را پیش روی او قرار می‌دهد.

  کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی

بازیگران: بهنام تشکر، احمد نجفی، رسول نقوی، کیوان ساکت‌اف، اسماعیل امین کاشی، رامین ناصرنصیر، هلیا امامی، رویا میرعلمی، نسیم ادبی، قربان نجفی، سوگل طهماسبی، سیامک صفری، یدالله شادمانی، مزدک رستمی، مرتضی زارع، سامرند معروفی، بهرام ابراهیمی، امیرحسین صدیق، نگین معتضدی، ایوب آقاخانی، مهدی زمین‌پرداز، کامران دهقان، پریا مردانیان، علی غریب و بابک تفرشی

دیگر عوامل: مدیر فیلمبرداری: مسلم تهرانی، مدیر تولید: رضا سبحانی، طراح صحنه: مرتضی پورحیدری، طراح لباس: ژاله زکی‌زاده، طراح گریم: مجید اسکندری، مدیر صدابرداری: علی نیازی، دستیار اول کارگردان و انتخاب بازیگر: حمیده مقدسی، مدیر برنامه‌ریزی: وحید کاشی، تدوینگر: مهدی جودی و عکاس: نسیم افشاری

پخش سریال از امشب ۳۰ مردادماه؛ جمعه‌ها ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک سیما آغاز می‌شود.




 انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد

انیمیشن چینی Niu Lai با بودجه‌ای ناچیز و فروش میلیونی، لقب سودآورترین اثر تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

آرمان امروز : در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مورد توافق و تأکید قرار گرفت. در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مشهور به ابن‌فندق در [ ]

 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۱۳ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...