
رضا نصری/ حقوقدان بین الملل
چین هیچ ادعای ارضی در خاورمیانه ندارد. این کشور سرزمین کشورهای دیگر را به پایگاههای نظامی برای حمله به همسایگانشان تبدیل نمیکند. کشورها را برای فروش تسلیحات به جان یکدیگر نمیاندازد. برعکس، میان آنها میانجیگری میکند و آنها را به سمت آشتی و مصالحه سوق میدهد.
ساختار سیاسی چین هرگز اجازه نمیداد فردی با ضعفهای شخصیتی و ویژگیهای روانشناختی دونالد ترامپ به ریاستجمهوری برسد. رئیسجمهور چین دولتمردی جدی و متفکر است که از چشماندازی بلندمدت برخوردار است. چین تحت رهبری او در شمار فزایندهای از حوزهها از ایالات متحده پیشی گرفته است. نظام سیاسی چین، برخلاف ایالات متحده - که نهادهای آن آلوده به تأثیر اسرائیل و شبکههای مخوف لابیهای وابسته به آن قرار گرفتهاند - کارآمد، منضبط و بسیار کمتر در معرض نفوذ خارجی است. این یکی از دلایلی است که سیاست خارجی چین همچنان منسجم، اصولمحور و مبتنی بر حقوق بینالملل باقی مانده است.
چین هرگز در منطقه ما از اشغال، پاکسازی قومی، الحاق سرزمینی یا نسلکشی حمایت نکرده است. هنگامی که چین توافقی را امضا میکند، طرف مقابل میتواند اطمینان داشته باشد چین به تعهدات خود پایبند خواهد ماند. در ایالات متحده، حتی در بهترین شرایط، یک توافق ممکن است تنها به اندازه دوره ریاستجمهوری یک رئیسجمهور دوام بیاورد و پس از آن، دولت بعدی آن را رد یا کنار بگذارد. در دوران ترامپ، حتی همین انتظار محدود نیز از میان رفته است. او میتواند یک هفته توافقی را امضا کند و هفته بعد آن را برهم بزند؛ ایران، کانادا و بسیاری از کشورهای دیگر میتوانند بر این واقعیت گواهی دهند.
آینده منطقه ما در گرو توسعه روابطی قدرتمند و متقابلاً سودمند با چین است. در ایران، این دیدگاه بیش از پیش در میان هم ساختار سیاسی و هم افکار عمومی جای خود را باز کرده است.
برای سالها، افکار عمومی ایران در معرض موجهای تبلیغات رسانهای غرب قرار داشت که چین را یک تهدید جلوه میدادند. درباره نیات، اهداف و سیاستهای چین بهطور مستمر هراسافکنی میشد. محصولات و فناوریهای چینی نیز معمولاً بهعنوان محصولاتی بیکیفیت و درجهدو معرفی میشدند، حال اینکه تولیدکنندگان چینی در حوزههای متعددی نسبت رقبای غربی خود برتری داشتند.
این برداشت اکنون با …












