
عصر ایران - یادداشت آقای امیرعباس میرزاخانی دربارۀ مرجعیت رسانهای شنبه واصل شد اما با این توضیح که در هفتۀ گذشته به قدر کافی در این باره نوشته بودیم انتشار نیافت تا این که خبر محیرالعقول طرح جدید مجلس برای کنترل اصحاب فرهنگ و رسانه همه را متحیر کرده و نشان میدهد تا چه حد مسیر را اشتباه طی میکنند و نمیدانیم از سر عمد است یا سهو؟ به خاطر این است که حاصل انتخاباتی غیر رقابتی و کممشارکتاند یا مشکل جای دیگری است؟
این پرسشها البته از ماست و یادداشت که حالا دوباره ضرورت انتشار یافته به ویژه به سبب تأکید بر گذار از حکمرانی انقباضی به اقناعی از این قرار:
امیر عباس میرزاخانی: مرجعیت رسانهای، گرانبهاترین سرمایه هر نظام حکم رانی است؛ سرمایهای که نه با بودجه و تبلیغات، بلکه تنها در بستر «اعتماد عمومی» شکل میگیرد. در میدان نبرد روایتها، رسانه زمانی مرجع است که مردم اطمینان داشته باشند آنچه میشنوند، تصویر صادقانهای از واقعیت است، نه روایتی مهندسیشده برای توجیه قدرت.
پرسش بنیادین این است؛ چرا جامعه نسبت به اخبار رسانههای رسمی بیاعتماد شده است؟ پاسخ در شکاف عمیق میان «حرفه» و «ساختار» نهفته است. نقد اصلی متوجه نهادی است که باید امانتدار مرجعیت عمومی باشد؛ یعنی رسانه ملی. اما این خلأ مرجعیت، فراتر از یک بحث رسانهای، پیامدهای امنیتیِ جبرانناپذیری داشته است.
تجربه تلخِ حوادثِ پس از درگذشت مهسا امینی، زنگ خطر جدی بود؛ زمانی که در غیاب روایتِ امین و پیشدستانه صداوسیما، فضای عمومی به تسخیر روایتهای رسانههای معاند درآمد. حوادث دیماه ۱۴۰۴ و متعاقب آن، جنگ ۴۰ روزه، بار دیگر ثابت کرد وقتی مرجعیت رسانهای در داخل کشور مخدوش باشد، رسانههای بیگانه به راحتی با تولید اخبار کذب و روایتهای جهتدار، ذهنیت عمومی را مدیریت کرده و کشور را دچار خسران میکنند. این وقایع نشان داد فقدانِ اعتماد، بهطور مستقیم با هزینههای امنیتی گره خورده است.
سیاستگذاری نادرست در رسانه ملی، در حذفِ برنامههای پرمخاطب نیز به عینه دیده میشود. کنار گذاشتن برنامههایی نظیر «نود» یا «عصر جدید»، صرفاً یک تصمیم تولیدی نیست؛ اینها «مشت نمونه خروار»اند. صداوسیما در حالی این برنامهها را به دلایل واهی از کنداکتور پخش حذف میکند که نظرسنجیهای خودِ سازمان بر جایگاه ممتاز …











