حتی معاون امور رسانهای و تبلیغات وزارت فرهنگ نیز در پیام خود از «سال سخت» خبرنگاران گفته و از مجاهدت، ایثار و تلاش آنان قدردانی کرده است. بله، سال سختی بود. اما خبرنگار قرار است با تبریک زندگی کند یا با امنیت شغلی؟
خبرنگار هم یک انسان و یک شاغل است، مثل همه مشاغل و آدم ها؛ معیشت دارد، اجارهخانه دارد، خانواده دارد، فرزند دارد بیماری و هزینه درمان دارد، آینده میخواهد، امنیت شغلی میخواهد و البته دل خوشی میخواهد.
خبرنگار برای روایت فقط به دوربین و قلم نیاز ندارد؛ به این نیاز دارد که خودش بتواند زندگی کند.
درست است که روز پایان زندگی یک خبرنگار به عنوان روز خبرنگار انتخاب شده اما اگر قرار است از خبرنگاری سخن بگوییم، باید از وضعیت خود خبرنگار هم حرف بزنیم.
نمیشود از خبرنگار خواست در میدان بماند، حقیقت را روایت کند، زیر آسمان ناامن کار کند، رنج مردم را ثبت کند، اما وقتی نوبت به امنیت شغلی و آینده خودش میرسد، او را به یک عکس یادگاری و یک هدیه ناقابل حواله داد.
تازه ترین نمونه آن، سرنوشت خبرنگاران یکی ازحرفهای ترین روزنامه های ایران از زمستان سال گذشته است که تعطیلی آن، برای دهها روزنامهنگار به معنای از دست دادن شغل و درآمد بود.
آن خبرنگاران چه شدند؟ شغل شان چه شد؟ درآمدشان چه شد؟ بیمهشان چه شد؟ آینده حرفهایشان چه شد؟ چه کسی مسئولیتی در برابر آنان احساس کرد؟
سالهاست بخش بزرگی از روزنامهنگاران با قراردادهای ناپایدار، دستمزدهای پایین، بیمههای ناکافی، تعدیل نیرو، تعطیلی رسانهها و ناامنی شغلی دستوپنجه نرم میکنند.
بسیاری از آنان نمیدانند چند ماه دیگر همچنان شغل خواهند داشت یا نه.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از مجاهدت و ایثار اگر با سیاست حمایتی همراه نباشد، میتواند به جای تقدیر، نوعی سادهسازی رنج خبرنگار باشد.
خبرنگار رزمنده روایت نیست که فقط هنگام بحران به یادش بیفتیم.
او نیروی کار است.
حقوق میخواهد.
قرارداد میخواهد.
بیمه میخواهد. آینده می خواهد و البته:
امنیت شغلی میخواهد و تشکل و سندیکایی که ۱۷ سال است بسته شده و تشکل استانی محدود جای خالی آن را پر نکرده است.
مهمتر از همه، شأن حرفهای میخواهد.
اگر دولت و نهادهای متولی فرهنگ واقعاً برای خبرنگار احترام قائلاند، نخستین نشانه این احترام باید در سیاستهایشان دیده شود، نه در تبریک و مراسمهای مناسبتی.
روز خبرنگار فرصتی است برای پرسیدن اینکه چرا خبرنگاری که قرار است صدای جامعه باشد، خو در بسیاری مواقع صدای بیصدایی است که کسی نمیشنود.
تبریک، هیچ مشکلی از زندگی روزنامهنگار حل نمیکند.
تبریک، اجارهخانه نمیشود.
تبریک، قرارداد شغلی نمیشود.
تبریک، بیمه نمیشود.
تبریک، آینده نمیشود.
تبریک، امنیت شغلی نمیشود.
اگر واقعاً سال سختی برای خبرنگاران بوده است، به جای تبریک، یک بار درباره این سختیها تصمیم بگیرید.
خبرنگار از مسئولان عکس یادگاری نمیخواهد؛ میخواهد فردای حرفهایاش را بتواند تصور کند و شاید امسال بهتر باشد به جای اینکه به خبرنگاران و به مناسبت روز خودشان تبریک بگوییم، از آنان بپرسیم:
چطور هنوز با این همه ناامنی، ایستادهای و کار میکنید؟ پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر عکس پدرانه سپند امیرسلیمانی با شعری احساسی (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : شرطی که مستمری بازنشستگی را به حداقل حقوق میرساند بیشتر بخوانید: قدردانی از خبرنگاران و عکاسان خبری/ پیام معاون وزیر فرهنگ به مناسبت روز خبرنگار منتشر شد از روز خبرنگار، تا دادگاه خبرنگار تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر میجوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایدههای تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران









