
عصر ایران - شاید جذابترین جملهای که این روزها درباره آینده ایرانخودرو شنیده میشود، همین باشد: «میخواهیم تویوتای ایران شویم». این جمله را حمید کشاورز نماینده اکثریت صاحبان سهام ایرانخودرو، مطرح کرده است؛ جملهای بزرگ، امیدوارکننده و البته بسیار وسوسهبرانگیز. چه کسی بدش میآید بزرگترین خودروساز کشور روزی به یک خودروساز معتبر، رقابتی، باکیفیت و مشتریمدار تبدیل شود؟ اما درست همینجا باید یک ترمز کوتاه کشید. تویوتا شدن پیشکش؛ ایرانخودرو امروز چقدر توانسته یک ایرانخودروی خوب باشد؟ بعد از ۶۴ سال فعالیت، شاید دیگر وقت آن رسیده باشد که به جای پرش از «وضعیت موجود» به «تویوتای ایران»، فاصله بین این دو نقطه را بدون تعارف اندازه بگیریم. مسئله این نیست که ایرانخودرو نباید بلندپرواز باشد. اتفاقاً صنعت خودرو بدون هدفهای بزرگ آیندهای ندارد. مسئله، فاصله میان شعار و استراتژی، آرزو و برنامه و «میخواهیم» و «میتوانیم» است. این فاصله را نه با مصاحبه پر میکنند، نه با مراسم و نه صرفاً با تغییر مالکیت.تویوتا فقط یک خودرو نیست؛ یک سیستم است تویوتا با یک شعار، یک کارخانه بزرگ یا چند خط تولید مدرن به تویوتا تبدیل نشد. پشت این نام، دههها یادگیری سازمانی، بهرهوری، تحقیق و توسعه، کنترل هزینه، مدیریت زنجیره تأمین، آموزش نیروی انسانی، کیفیت، نظم تولید، حل مسئله و مهمتر از همه فرهنگ بهبود مستمر قرار دارد. در سیستم تولید تویوتا، کیفیت چیزی نیست که آخر خط تولید به خودرو اضافه شود. کیفیت از طراحی، انتخاب قطعه و تأمینکننده شروع میشود و تا تولید، تحویل خودرو و خدمات پس از فروش ادامه پیدا میکند. پس اگر قرار است ایرانخودرو واقعاً «تویوتای ایران» شود، مسئله اصلی تعداد رباتها، مدلهای جدید یا ظاهر کارخانه نیست. اول ایرانخودرو را درست کنیم! واقعیت این است که ایرانخودرو هنوز با مسائل پایهای جدی روبهروست؛ از کیفیت و بهرهوری گرفته تا نقدینگی، ساختار هزینه، فناوری، تحقیق و توسعه، زنجیره تأمین، خدمات پس از فروش و رابطه با مشتری.در چنین شرایطی، حرف زدن از «تویوتای ایران» کمی شبیه این است که ساختمانی هنوز درگیر تعمیرات اساسی باشد، اما مدیر آن از طراحی طبقه پنجاهم حرف بزند. قبل از رسیدن به قله، باید مطمئن شویم ساختمانی که روی آن ایستادهایم، فرو نمیریزد. حمید کشاورز …












