
رابرت مالی، نماینده بایدن در امور ایران، مدیر پروژه خاورمیانه گروه بینالمللی بحران نوشت: چهار پرسش درباره تحریمهای موسوم به «D-Day» و یک نکته اساسی که بر همه آنها سایه میاندازد: ویران کردن یک کشور، فاصله بسیار زیادی با تحقق یک هدف مشخص سیاسی دارد. ۱. آیا ما (یا دولت آمریکا) میدانیم بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد؟
نه واقعاً. اعلام این تحریمها به همان اندازه که جنگطلبانه بود، مبهم نیز بود. افشاگرانهترین بخش اظهارات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، این بود که اجرای فوری و کامل تحریمها میتواند نظام مالی جهان را منفجر کند. اگر دولت ترامپ در حال حاضر حاضر نیست چنین کاری انجام دهد، چرا باید تصور کنیم در مقطعی دیگر حاضر به انجام آن خواهد بود؟ و اگر قرار نیست چنین اقدامی انجام شود، وقتی کشورهای ثالث از همکاری با آمریکا خودداری کنند، دولت ترامپ چه خواهد کرد؟ ۲. آیا این طرح میتواند موفق شود؟
اگر فعلاً از این موضوع کوچک بگذریم که دولت آمریکا اساساً مشخص نکرده است دقیقاً میخواهد به چه چیزی دست پیدا کند، موفقیت این طرح به این بستگی دارد که منظورمان از «موفقیت» چیست. آیا فشار بیشتر میتواند اقتصاد ایران را ویران کند و رنج عظیمی را بر مردم این کشور تحمیل کند؟ قطعاً. انتظار داشته باشید دولت آمریکا مرتب آماری درباره کوچک شدن اقتصاد ایران و سقوط ارزش پول ملی منتشر کند.
اما آیا فشار بیشتر میتواند رهبران ایران را وادار کند از مواضعی که آنها آنها را حیاتی میدانند، عقبنشینی کنند؟ تقریباً بهطور قطع نه. در واقع، هرچه رهبران ایران بیشتر متقاعد شوند که هدف واشنگتن سرنگونی آنهاست، تمایل کمتری برای عقبنشینی خواهند داشت.
البته آنها از عمق بحران اقتصادی آگاهاند و خودشان نیز آشکارا به آن اذعان میکنند. اگر یک توافق قابلقبول و گسترده به آنها پیشنهاد شود، بسیاری از آنها انگیزه کافی برای پذیرفتنش خواهند داشت. اما چنین توافقی احتمالاً باید چیزی شبیه تفاهمنامه قبلی باشد؛ با این تفاوت که درباره کنترل ایران بر تنگه هرمز، شفافیت بیشتری وجود داشته باشد.
به عبارت دیگر، تقریباً همان توافقی که ممکن بود ایران پیش از این بپذیرد؛ بدون تحریمهای «روز دی»... ۳. اگر این طرح «موفق» شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اگر تحریمها به معنای واقعی کلمه موفق شوند …












