عصر ایران ؛ علی نجومی _ سال های نخست دهه 1280 هجری خورشیدی بود. جامعه استبداد زده ایران دیگر رمقی در جان خود نداشت. جسته و گریخته جنبش هایی در جای جای مملکت شکل گرفته بود اما ریشه درخت تنومند استبداد بیدی نبود که با این بادها بلرزد. در این میان بخش قابل توجهی از داد و قال مردم متوجه امین السلطان یا همان اتابک اعظم صدر اعظم مطفرالدین شاه بود.
اتابک صدراعظم دوره ناصری هم بود و به تعبیری بدل به سرجهازی سلسله قاجار شده بود. اما این گرجی تبار زیرک آن قدر آدم های ریز و درشت در این مملکت بر کار گماشته بود که کوچک ترین حرکتی علیه خود را می فهمید و با هزار مکر و حیله آن ها را در نطفه خفه می کرد.
اما مدتی بود که شب نامه هایی شدید اللحن علیهش در تهران دست به دست می گشت. هر چه گشتند و سیاست پیشه کردند و به ارعاب و تهدید پرداختند افاقه نکرد. این بار سنبه پر زور بود. …














