
روزنامه اطلاعات در باره عادل فردوسی پور نوشت: با یک داور هموطن که ترک وطن کرده درمورد فوتبال مصاحبه کرد و به او حمله شد. چندی بعد در مراسمی با یکی از مسئولین کشوری، خوشوبش گرمی کرد و به او حمله شد.
چون در این روزگار، کافی است یک قدم خلاف انتظار قبیله خود در هر زمینهای برداری. فرقی ندارد سیاست باشد یا اقتصاد، ورزش باشد یا هنر و فضای مجازی باشد یا واقعی! افراد در دو سوی این دعوا، با همه اختلافنظرهایشان، یک نقطه مشترک دارند: هر دو وفاداری مطلق را میطلبند؛ بدون هیچ سرپیچی، عاری از شک و تردید و بدون هیچ اعتراضی. هر دو انتظار دارند تا آخرین لحظه در سنگر خودی بمانی و اگر لحظهای از دستورات سرپیچی کردی، دیگر نه گذشته تو اهمیتی دارد، نه مبارزاتی که از سر گذراندی و نه سالها اعتمادی که ساختهای. گویی انسان، نه موجودی پیچیده، که سربازی است در این شطرنج اجباری.
این یادداشت، فقط قصه عادل فردوسیپور نیست. داستان بسیاری از هنرمندان، روزنامهنگاران، ورزشکاران و حتی آدمهای عادی است؛ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، عاشقان …












