
به گزارش خبرنگار ایلنا، غلامعلی حدادعادل در آیین افتتاحیه همایش ملی «قانون و قانونگذاری در منظومه فکری شهید آیتالله العظمی امام خامنهای» با عرض تسلیت ایام پیش رو گفت: یک نکته این است که در انقلاب اسلامی، نظام شاهنشاهی بهطور کامل نفی و برچیده شد. انقلاب و رهبری انقلاب، یعنی امام راحل، در بسیاری از ساختارهای گذشته تغییرات اساسی ایجاد کردند، اما هیچگاه درباره اصل وجود مجلس تردید یا تشکیکی صورت نگرفت.
وی ادامه داد: اصل سلطنت بهکلی ملغی و مردود شمرده شد و بسیاری از ساختارها تغییر کرد، اما در تمام سالهای مبارزات و حتی در بحبوحه انقلاب، کسی ضرورت نهادی به نام مجلس را زیر سؤال نبرد. مجلس بهعنوان یکی از اجزای لازم ساختار حکومت اسلامی، شاید تنها ساختاری بود که بدون آنکه اصل وجودش از بین برود، از نظام گذشته به نظام جدید منتقل شد؛ البته با تغییر در محتوا و کارکرد. این نهاد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز جایگاه معتبر خود را پیدا کرد.
حدادعادل گفت: اگر بخواهیم ریشه این مسئله را درک کنیم، باید به حدود ۸۰ سال پیش از انقلاب اسلامی و به دوره مشروطه بازگردیم. حدود ۸۰ سال پیش از انقلاب، مسئله مجلس در انقلاب مشروطه مطرح شده بود و در آن دوره، این موضوع به یکی از مسائل مهم سیاسی و فکری جامعه تبدیل شد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: موضوع مهم این بود که مجلس بهعنوان پارلمان، نهادی اروپایی و در واقع یک نهاد وارداتی محسوب میشد. ما در سنت سیاسی خودمان، به این شکل سابقهای برای مجلس در اداره کشور نداشتیم و این ساختار در اروپا شکل گرفته بود؛ برای مثال، در انگلستان سابقهای طولانی داشت و یکی از دستاوردهای تجدد در حوزه اداره کشور و از رهآوردهای مشروطیت به شمار میرفت.
وی گفت: همان زمان این سؤال مهم مطرح شد که چه نسبتی میان قانونگذاری بشری و قانونگذاری الهی وجود دارد؟ اگر ما بهعنوان مسلمان، معتقد به قانونگذاری الهی هستیم، چگونه میتوان پذیرفت که عدهای در مجلس گرد هم بنشینند، با رأی مردم انتخاب شوند و از طریق قانونگذاری در سرنوشت مردم دخالت کنند؟ این نهاد چه جایگاه شرعی دارد و مشروعیت آن از کجا ناشی میشود؟
حداد عادل تصریح کرد: این بحثها در دوره مشروطه بهطور جدی مطرح شد و علمای ما هم درباره آن بحث و بررسی کردند و در نهایت تلاش کردند این مسئله …












