
به گزارش ایلنا، متن این یادداشت به شرح زیر است:
«اینجانب به عنوان یکی از مدیران و کارکنان باسابقه و بازنشسته صف در سازمان تأمین اجتماعی، که بخش عمدهای از عمر شغلی خود را در سطوح اجرایی، عملیاتی و مدیریتی این نهاد عظیم و استراتژیک کشور سپری کردهام، وظیفه اخلاقی و حرفهای خود میدانم نکاتی را پیرامون برخی تحولات اخیر در حوزه مدیریت کلان این سازمان، از منظر کارشناسی و دلسوزانه، با جنابعالی، (وزیر محترم) و جامعه رسانهای کشور در میان بگذارم.
سازمان تأمین اجتماعی، فراتر از یک مجموعه اداری یا بنگاه اقتصادی صرف، ستون فقرات امنیت معیشتی، درمانی و اجتماعی میلیونها بیمهشده، بازنشسته، ازکارافتاده، مستمریبگیر و خانوادههای آنان است. اداره چنین نهاد پیچیدهای، که با تعهدات انباشته و سرمایهگذاریهای بلندمدت مواجه است، نیازمند مدیریتی است که از دانش عمیق بیمهای، شناخت میدانی از فرآیندها، آشنایی کامل با ساختار مالی و تعهدی سازمان، و سابقه مستقیم در بدنه اجرایی و مدیریتی آن برخوردار باشد.
در طول دوران خدمت خود، شاهد حضور مدیران عامل متعددی در رأس این سازمان بودهام. نامهای بزرگی چون دکتر ستاریفر، که با رویکرد علمی، راهگشای فرآیندهامان شدند، و دکتر سالاری، که با نهادینهسازی سیستمهای مکانیزه و توسعه خدمات غیرحضوری، خدمتی شایان توجه به جامعه هدف ارائه کردند، همواره در خاطر ما باقی خواهد ماند. این افراد، علیرغم چالشهای فراوان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور، توانستند سازمان را در مسیر خدمترسانی هدایت کنند و تعهدات خود را به منصه ظهور برسانند.
واقعیت آن است که سازمان تأمین اجتماعی، علیرغم تصور رایج برخی، سازمانی با منابع نامحدود و بدون دغدغه نیست. بخش قابل توجهی از اندوختههای بیمهشدگان، به عنوان دارایی بلندمدت، در قالب صنایع نفت، گاز و سایر حوزههای تولیدی سرمایهگذاری شده است. با این حال، بازدهی و سودآوری این سرمایهگذاریها، که میتوانست پشتوانه محکمی برای ایفای تعهدات سازمان باشد، به لحاظ مشکلات کلان اقتصادی و مدیریتی کشور، نتوانسته است نقش مطلوب خود را ایفا کند. در چنین شرایط حساسی، اداره سازمان، نیازمند مدیریتی است که ضمن اشراف بر پیچیدگیهای ذاتی بیمههای اجتماعی، بتواند با رویکردی واقعبینانه، سازمان را هدایت نماید.





