قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایلنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۳

آینده صنعت چاپ و نشر در گرو نوآوری و تحول دیجیتال است/ صرف دانش‌بنیان بودن ملاک حضور در مرکز فناوری نیست

مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران با تاکید بر اینکه آینده صنعت چاپ و نشر در گرو نوآوری و تحول دیجیتال است، گفت: صرف دانش‌بنیان بودن، معیار پذیرش شرکت‌ها در مرکز فناوری چاپ و نشر نیست و توانمندی و ارائه راهکارهای موثر برای حل مسائل این صنعت، ملاک اصلی همکاری خواهد بود.
 آینده صنعت چاپ و نشر در گرو نوآوری و تحول دیجیتال است/ صرف دانش‌بنیان بودن ملاک حضور در مرکز فناوری نیست

به گزارش ایلنا به نقل از روابط‌ عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، «جلسه پذیرش شرکت‌های مرکز فناوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران» شنبه (۱۰ مردادماه ۱۴۰۵) با حضور ابراهیم حیدری؛ مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران‌ برگزار شد. مرکز فناوری؛ حلقه اتصال صنعت چاپ، دانشگاه و فناوری 

 

در ابتدای این جلسه ابراهیم حیدری با اشاره به ضرورت تحول در صنعت نشر عنوان کرد: صنعت چاپ و نشر، در تمام حلقه‌های زنجیره خود از تولید و توزیع تا ویراستاری، صحافی، فروش، بازاریابی، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری، با خلاهای جدی روبه‌رو است. اگرچه بخش خصوصی در این حوزه فعال است، اما نبود سیاست‌گذاری منسجم، سرمایه‌گذاری کافی و فاصله ایجاد شده بین بخش دولتی و خصوصی موجب شده بسیاری از ظرفیت‌های این صنعت بالفعل نشود.

وی افزود: با وجود محدودیت‌ها و مشکلات موجود از جمله شرایط دشوار کشور، تلاش شد با بهره‌گیری از تجربه برخی صاحب‌نظران، روند شکل‌گیری مرکز فناوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران آغاز شود. پس از مشورت با مجموعه جهاد دانشگاهی و فعالان حوزه فناوری، نخستین فراخوان منتشر شد که با استقبال مناسب شرکت‌های نوآور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران همراه بود و تفاهم‌نامه‌های همکاری نیز به امضا رسید.

مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران با تاکید بر اهمیت پیوند میان صنعت نشر و دانشگاه مطرح کرد: یکی از عوامل موفقیت این طرح، ارتباط مستمر با مراکز پژوهشی و نهادهای اجرایی بوده است. هرچند به دلیل شرایط کشور، از جمله جنگ و محدودیت‌های زیرساختی، افتتاح مرکز با تاخیر مواجه شد، اما همکاری صمیمانه میان خانه کتاب و ادبیات ایران و پارک فناوری جهاد دانشگاهی، زمینه راه‌اندازی آن را فراهم کرد.

وی همچنین به طراحی فضای مرکز اشاره کرد و گفت: تلاش کردیم در طراحی این مجموعه، سنت و مدرنیته در کنار یکدیگر قرار گیرند. به همین منظور، فضایی با عنوان «دالان کتاب جمهوری اسلامی ایران» طراحی شده است تا بازدیدکنندگان داخلی و خارجی بتوانند تصویری از ظرفیت‌های نشر و کتاب ایران را مشاهده کنند.

حیدری مهم‌ترین ماموریت مرکز فناوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران را توسعه فناوری و نوآوری در صنعت چاپ و نشر و فراهم آوردن بستری برای فعالیت‌های فعالان و بخش خصوصی دانست و اضافه کرد: در این حوزه علاوه ‌بر بخش فناوری و زیرساختی در حوزه اسناد، قوانین، آیین‌نامه‌ها و سیاست‌گذاری با کمبودهای جدی مواجه هستیم و لازم است اقدامات بیشتری در این بخش صورت گیرد. هدف این مرکز، تبدیل شدن به حلقه اتصال میان دولت، دانشگاه، شرکت‌های فناور و فعالان صنعت چاپ و نشر است.

مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران در بخش دیگر سخنان خود چالش‌های فناوری صنعت چاپ و نشر را در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد و افزود: نخستین محور، عقب‌ماندگی فناوری است که فرسودگی تجهیزات چاپ و ماشین‌آلات و همچنین استفاده محدود از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و اتوماسیون را در بر می‌گیرد. دومین محور، ضعف در تحول دیجیتال است. توسعه‌نیافتگی نشر دیجیتال و کتاب الکترونیک و نبود زیرساخت‌های یکپارچه برای مدیریت، توزیع و فروش محتوای دیجیتال از مهم‌ترین چالش‌های این بخش به شمار می‌رود.

حیدری فقدان نوآوری و تحقیق و توسعه (R&D) را از دیگر چالش‌ها دانست و ادامه داد: در این بخش سرمایه‌گذاری اندک در پژوهش و توسعه و ارتباط ضعیف میان دانشگاه، شرکت‌های دانش‌بنیان و صنعت چاپ و نشر از مهم‌ترین موانع هستند.

وی همچنین به چالش‌های اقتصادی اشاره و اضافه کرد: این چالش شامل هزینه بالای نوسازی تجهیزات، محدودیت دسترسی به منابع مالی و سرمایه‌گذاری، افزایش قیمت مواد اولیه و وابستگی به واردات می‌شود. کمبود نیروی انسانی متخصص نیز از دیگر چالش‌هاست. کمبود نیروهای آشنا با فناوری‌های نوین و فاصله میان آموزش‌های دانشگاهی و نیازهای صنعت، از مهم‌ترین مشکلات این بخش به شمار می‌رود. مشکلات زنجیره تامین نیز همچون نبود سامانه‌های هوشمند مدیریت تولید، انبار و توزیع و همچنین وابستگی به تامین‌کنندگان خارجی برای تجهیزات و قطعات و ضعف در داده و هوش تجاری مانند نبود سیستم‌های تحلیل داده برای شناخت بازار و رفتار مشتری و تصمیم‌گیری مبتنی بر تجربه به جای داده، از جمله چالش‌های اساسی این حوزه است.

حیدری به چالش‌های حقوقی و مالکیت فکری صنعت چاپ و نشر اشاره و عنوان کرد: این بخش شامل ضعف در حفاظت از حقوق ملف و ناشر در فضای دیجیتال و افزایش کپی و تکثیر غیرمجاز آثار می‌شود. در حوزه بازاریابی و فروش سنتی نیز استفاده محدود از تجارت الکترونیک و بازاریابی دیجیتال و ضعف در بهره‌گیری از پلتفرم‌های آنلاین و فناوری‌های فروش، از چالش‌های مهم صنعت چاپ و نشر برشمرده شد.

وی رقابت‌پذیری بین‌المللی را دیگر چالش این حوزه خواند و افزود: ما با استانداردهای جهانی چاپ و نشر فاصله بسیار داریم و حضور کمرنگ در بازارهای صادراتی و نمایشگاه‌های بین‌المللی بسیار به چشم می‌آید. این چالش‌ها نشان می‌دهد آینده صنعت چاپ و نشر بیش از آنکه صرفا به تجهیزات وابسته باشد، به نوآوری، تحول دیجیتال، فناوری‌های هوشمند و توسعه مدل‌های کسب‌وکار جدید وابسته است. به همین دلیل، ایجاد یک مرکز تخصصی نوآوری می‌تواند نقش کلیدی در افزایش بهره‌وری، رقابت‌پذیری و توسعه اقتصاد فرهنگ ایفا کند.

حیدری گفت: با توجه به چالش‌هایی که برشمردیم، سراغ راهکاری برای رفع این چالش‌ها رفتیم که ایجاد مرکز فناوری چاپ و نشر برای حمایت از ایده‌های فناورانه، توسعه همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، چاپ هوشمند و نشر دیجیتال، راه‌اندازی شتاب‌دهنده تخصصی و صندوق سرمایه‌گذاری حوزه چاپ و نشر، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی در فناوری‌های نوین، ایجاد پلتفرم‌های یکپارچه تولید، توزیع و فروش کتاب و محصولات چاپی و حمایت از صادرات خدمات و فناوری‌های چاپ و نشر را شامل می‌شود.

مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران ادامه داد: هدف از راه‌اندازی این مرکز، ایجاد بستری برای توسعه فناوری، حمایت از ایده‌های نو، افزایش بهره‌وری و شکل‌گیری کسب‌وکارهای نوآور در صنعت چاپ و نشر است. مهم‌ترین اهداف این مرکز شامل حمایت از ایده‌های نوآورانه در حوزه چاپ، نشر، کتاب، محتوای دیجیتال و فناوری‌های فرهنگی، توسعه کسب‌وکارهای نوپا (استارتاپ‌ها) و کمک به تجاری‌سازی محصولات و خدمات نوین، ارتقای فناوری صنعت چاپ و نشر از طریق به‌کارگیری هوش مصنوعی، نشر دیجیتال، چاپ هوشمند و اتوماسیون، ایجاد اشتغال پایدار برای دانش‌آموختگان، متخصصان و کارآفرینان حوزه فرهنگ و نشر است.

وی افزود: مرکز فناوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران با هدف تبدیل ایده‌های خلاق به کسب‌وکارهای پایدار، نوسازی صنعت چاپ و نشر، توسعه فناوری‌های نوین، ایجاد اشتغال و افزایش سهم اقتصاد فرهنگ در تولید ناخالص داخلی شکل می‌گیرد و نقش مهمی در آینده‌نگری و تحول این صنعت ایفا خواهد کرد.

ابراهیم حیدری در پایان سخنان خود به شرایط انتخاب شرکت‌ها برای حضور در مرکز فناوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران اشاره کرد و گفت: صرف دانش‌بنیان بودن، معیار انتخاب شرکت‌ها نیست بلکه توانمندی، سابقه اجرایی، تخصص، پایبندی به قوانین و ارائه راهکارهای واقعی برای حل مسائل صنعت چاپ و نشر، ملاک اصلی همکاری با این مرکز خواهد بود. توسعه مرکز فناوری چاپ و نشر متناسب با رشد شرکت‌های فناور ادامه می‌یابد

ابراهیم نبیونی نیز در ابتدای سخنان خود از نگاه و حمایت خانه کتاب و ادبیات ایران نسبت به حوزه نوآوری و فناوری قدردانی کرد و گفت: جا دارد از نگاه ارزشمند شما به این حوزه تشکر کنم. در یک سال و نیم گذشته، ارتباط بسیار خوبی میان جهاد دانشگاهی و خانه کتاب و ادبیات ایران شکل گرفته و از همان ابتدای مسیر این نگاه و عزم برای تحقق چنین اتفاقی وجود داشت که جای تقدیر دارد؛ به‌ویژه در شرایط اقتصادی امروز و با وجود محدودیت‌هایی که در جامعه وجود دارد.

معاون فناوری پارک ملی علوم و فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی با اشاره به همکاری‌های مشترک میان بخش دولتی و خصوصی افزود: بخش عمده‌ای از این مسیر، حاصل همکاری و هم‌افزایی میان بخش خصوصی و بخش دولتی است. 

وی با اشاره به ظرفیت توسعه مرکز فناوری چاپ و نشر مطرح کرد: خوشبختانه این ظرفیت وجود دارد که اگر در ماه‌ها و روزهای آینده با توجه به عملکرد شرکت‌ها، تعداد مجموعه‌های مستقر افزایش پیدا کند، بتوانیم طبقات بیشتری را به این مجموعه اضافه کنیم و از ظرفیت‌های موجود برای استقرار شرکت‌های جدید و گسترش همکاری‌ها استفاده کنیم. امیدواریم با تداوم این همکاری‌ها، شاهد توسعه هرچه بیشتر زیست‌بوم نوآوری در صنعت چاپ و نشر باشیم.

در این جلسه سعید پور ابوالقاسم؛ مدیرکل دفتر نوسازی و تحول اداری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن حاجی زین‌العابدینی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، مظاهر بابایی؛ معاون کتاب‌ و فرهنگ خانه کتاب و ادبیات ایران، مهدی حافظی؛ معاون اداری و مالی خانه کتاب و ادبیات ایران، ابراهیم نبیونی؛ معاون فناوری پارک ملی علوم و فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی، قاسم براتی؛ مسئول اداره امور شرکت‌های پارک ملی علوم و فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی، مهدیه شهرابی‌فراهانی؛ مسئول امور بازاریابی و تجاری‌سازی پارک ملی علوم و فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی و از اعضای هیئت شورای پذیرش «مرکز فناوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران» حضور داشته و احکام خود را دریافت کردند.

در ادامه این مراسم، گزارشی از روند فراخوان مرکز فناوری خانه کتاب و ادبیات ایران ارائه شد. بر اساس این گزارش، ۱۷ شرکت خلاق و دانش‌بنیان در فراخوان اولیه شرکت کردند که پس از ارزیابی‌های تخصصی، تعدادی از آن‌ها به دلیل نداشتن ارتباط کافی با ماموریت مرکز یا احراز نکردن شاخص‌های عمومی، کنار گذاشته شدند و شرکت‌های منتخب برای استقرار در مرکز انتخاب شدند. فرایند داوری شرکت‌ها با حضور اعضای شورای پذیرش انجام شد و شرکت‌های برگزیده پس از طی مراحل نهایی، در مرکز فناوری چاپ و نشر خانه کتاب و ادبیات ایران مستقر خواهند شد. 

  انتهای پیام/



۲۱ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

نقش رهبر شهید انقلاب در ترویج ادبیات مقاومت

به گزارش شهرآرانیوز، حسن خجسته باقرزاده امروز ۲۹ مرداد در مراسم «امین ایران ۴» در مشهد با اشاره به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: به نظر من ایشان یکی از پایه‌گذاران سبک جدید شعر در ایران و یکی از مشوقان اصلی شکل‌گیری ادبیات مقاومت بودند.

وی افزود: مسجد کرامت و مسجد امام حسن (ع) از جمله مکان‌هایی بودند که ایشان در آنها فعالیت داشتند و این فعالیت‌ها بعد‌ها توسعه پیدا کرد. ارتباط ایشان با شاعران و اهالی فرهنگ نیز قابل توجه بود و جلساتی که به‌ویژه در ماه رمضان برگزار می‌شد، فرصت مهمی برای گفت‌و‌گو و نقد آثار ادبی بود.

برادر همسر رهبر شهید انقلاب ادامه داد: در برخی از این جلسات، نقد‌هایی که بر شعر‌ها مطرح می‌شد بسیار دقیق بود و ایشان گاهی نکات مشخصی را به شاعران گوشزد می‌کردند. به باور من، این نگاه و توجه به فرهنگ و ادبیات بعد‌ها در شکل‌گیری ادبیات مقاومت در کشور تأثیر زیادی گذاشت.

در ادامه حتما بخوانید استاندار خراسان‌رضوی: اربعین رهبر شهید انقلاب آغاز تداوم مکتب ایشان است | مشهد برای رهبر شهید یک هویت و خاطره بود «ملت‌سازی»؛ یکی از دستاورد‌های مهم رهبری

وی با اشاره به دیدگاه یکی از چهره‌های برجسته خارجی درباره انقلاب اسلامی و رهبر شهید انقلاب گفت: یکی از شخصیت‌های برجسته خارجی که در دوره‌های مختلف با تحولات ایران آشنا بود، معتقد بود امام خمینی (ره) کار بسیار بزرگی انجام داده و انقلاب ایران با نام ایشان شناخته می‌شود، اما در ادامه تاریخ جمهوری اسلامی، این «ملت‌سازی» است که اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

خجسته باقرزاده تصریح کرد: امروز نتایج این ملت‌سازی را می‌توان در حوادث یک سال اخیر مشاهده کرد. اتفاقات اخیر نشان داد که این ملت‌سازی، اصولی و درست بوده و مردم توانسته‌اند بر اساس اهداف و ظرفیت‌های خود متمرکز شوند و از خود دفاع کنند.

وی همچنین با اشاره به ارتباط رهبر شهید انقلاب با جریان مقاومت و گروه‌های مقاومت منطقه گفت: ایشان در سال‌های مختلف با جریان مقاومت ارتباط و انس ویژه‌ای داشتند و در ترویج ادبیات مقاومت و حمایت فکری و فرهنگی از این جریان نقش مؤثری ایفا کردند.

خجسته باقرزاده در پایان تأکید کرد: به اعتقاد من، مجموعه این فعالیت‌ها نشان می‌دهد که نقش ایشان تنها محدود به عرصه سیاسی نبودند، بلکه در حوزه فرهنگ، شعر، ادبیات مقاومت و تقویت هویت و انسجام ملی نیز اثرگذاری قابل توجهی داشتند.


۲۹ ساعت قبل / خبرگزاری جام جم

ادبیات فارسی در قله جهانی

دکتر محمدحسن ارجمندی، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، در پژوهش‌های خود کوشیده است این موسیقی نهفته در کلام را از محدوده سنتی عروض فراتر ببرد و به الگویی برای شناخت و سنجش وزن شعر در زبان‌های مختلف تبدیل کند. او پس از دفاع از رساله دکتری خود با عنوان «شعرآهنگ» در سال ۱۴۰۳، در پژوهش پسادکتری «موسیقی کلام» به بررسی امکان سنجش وزن شعر در ۱۴ زبان اصلی دنیا پرداخته است؛ پژوهشی که به گفته او نشان می‌دهد می‌توان با تکیه بر عناصر مشترکی، چون عدد، زمان و موسیقی، میان نظام‌های متفاوت وزن شعر ارتباط برقرار کرد. ارجمندی در این مسیر، علاوه بر بررسی وزن‌های شعر فارسی و زبان‌های دیگر، به طراحی نرم‌افزاری برای وزن‌یابی شعر نیز پرداخته است؛ نرم‌افزاری که قرار است ریتم شعر را نیز برای مخاطب به اجرا درآورد. با دکتر محمدحسن ارجمندی درباره ایده موسیقی کلام، ظرفیت‌های شعرآهنگ، تفاوت وزن در زبان‌های جهان و جایگاه وزن شعر فارسی در این منظومه گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

 فکر شعرآهنگ کجا و چگونه شکل گرفت؟

من همیشه در دوران تحصیلم علاقه خاصی به خلاصه‌سازی درس‌ها داشتم. در دوره ارشد و دکتری بیشتر منابع درسی را خلاصه کردم. هم خودم می‌خواندم و هم در اختیار همکلاسی‌ها می‌گذاشتم و همیشه از آنها استقبال می‌شد. 

 پس به‌طور ذاتی علاقه خاصی به ساده‌سازی مفاهیم پیچیده و دشوار مثل عروض دارید.

کاملا درست است؛ درسی که همیشه همه ادبیاتی‌ها با احتیاط از کنارش می‌گذرند. در پژوهشی که درباره پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشگاه تهران انجام دادم، دریافتم از بیش از هزار پایان‌نامه و رساله تحصیلات تکمیلی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران از آغاز تا سال ۱۳۹۶، فقط پنج پایان‌نامه سهم درباره وزن شعر و عروض بود. ابتدا شروع کردم به ساده‌سازی و خلاصه‌سازی عروض. حتی نرم‌افزاری هم در اکسل طراحی کردم که صورت پیشرفته آن را در حوزه هوش مصنوعی در دست تولید داریم. بعد دیدم خلاصه عروض همچنان دشوار است و باید ساده‌تر شود. 

 پس تصمیم گرفتید شیوه‌نامه‌ای جدید طراحی و پیشنهاد بدهید و این چنین بود که شعرآهنگ جان گرفت؟

البته به لطف خدا. به قول علامه طباطبایی «من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه/ ذره‌ای بودم و مهر تو مرا بالا برد». در این شیوه‌نامه سراغ عناصری رفتم که در تمام زبان‌ها مشترک بود.

 همه زبان‌ها؟ یعنی از همان موقع به جهانی‌شدن این شیوه فکر می‌کردید؟

از اول که نه، اما وقتی طرح اصلی شعرآهنگ شکل گرفت دیدم سه عنصر در این طرح وجود دارد که در تمام زبان‌ها و کشور‌ها مشترک است: عدد، زمان و موسیقی. 

 نظریه موسیقی کلام چه زمانی شکل گرفت؟

بعد از دفاع از شیوه شعرآهنگ به‌عنوان رساله دکتری به این فکر افتادم که این طرح قابلیت گسترش در سنجش وزن شعر سایر زبان‌ها را دارد.

 از نظریه موسیقی کلام برای‌مان بگوید.

این نظریه بیان می‌کند که هر سخن و نوشته‌ای موسیقی دارد. در واقع هجا‌ها مانند نت‌های موسیقی عمل می‌کنند. وقتی متنی را می‌خوانیم این موسیقی با ساز تار‌های صوتی ما نواخته می‌شود. تمام انسان‌ها در تمام زبان‌ها هر روز دارند این موسیقی را می‌نوازند. مثال خوبش، جملات آغازین گلستان سعدی است که وقت خواندن و شنیدنش گویی ارکستری در حال اجراست و از همین روی بر جان‌ها می‌نشیند. از سوی دیگر بخشی از خوشایندی سخنان سخنرانان بزرگ تاریخ مثل حضرت علی‌بن‌ابیطالب (ع) ناشی از چینش خوش‌نوای هجا‌ها در کنار هم است.

 برویم سراغ طرح پسادکتری شما و ....

 آشتی وزن‌های شعر در زبان‌های پرکاربرد دنیا. 

 آشتی؟ مگر قهر بودند؟

خیر، ولی هرکدام ساز خودشان را می‌زدند.

 علاقه‌مند شدیم. لطفا بیشتر توضیح دهید.

پیش‌تر گفتم شیوه وزن‌شناسی شعرآهنگ براساس زمان، عدد و نت بنا شده؛ عناصر مشترکی که در تمام زبان‌ها وجود دارد. پس به نظر می‌رسید می‌توان وزن شعر همه زبان‌ها را با شعرآهنگ سنجید. پس طرح پژوهشی موسیقی کلام را با این فرضیه، به بنیاد علم ایران تقدیم کردم ــ که خدا را شکر ــ به تصویب رسید و قرار شد در دانشگاه تهران به راهنمایی استاد دکتر محمود فضیلت پژوهش را آغاز کنم. پس ۱۴ زبان اصلی دنیا را انتخاب کردم. «یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد.» و در نهایت دریافتم شعرآهنگ می‌تواند با تبدیل و تحلیل، وزن اشعار زبان‌های دیگر را تعیین کند. 

 تبریک می‌گوییم. پس پژوهشگری ایرانی شیوه‌ای را به ادبیات جهان معرفی کرده که می‌تواند معیار سنجش وزن شعر در تمام 

زبان‌ها باشد؟

 بله. البته این آغاز راه است. باید این شیوه به‌صورت عملی‌تر در دانشگاه‌های ادبیات ایران و جهان بازآزمایی و در محضر استادان زبان‌های غیرفارسی در خارج و داخل کشور آزموده و ثابت شود. امیدوارم این اتفاق بیفتد و به‌عنوان نماینده‌ای کوچک از ادبیات غنی فارسی، بتوانیم پرچم وزن‌شناسی شعر را در جهان به نام ایران بالا ببریم. البته ناگفته نماند که بعد از پژوهش و نگارش وزن شعر در هر زبان، آن بخش را به استادان همان زبان در دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه تهران عرضه کردم و پس از تایید این دانشمندان، پژوهش را تکمیل کردم. جا دارد از این استادان به نام و با احترام یاد کنم. از استادان دکتر آیت حسینی، دکتر اعظم فرزانه لطفی، دکتر مریم حق‌روستا، دکتر زهرا محمدی، دکتر ایمان منسوب‌بصیری، دکتر عباس فرهادنژاد، دکتر محمدباقر شعبان‌پور، دکتر حامد وفایی، دکتر محمد حسین حدادی و بالاخره دکتر مهدی رضائی از دانشگاه علامه طباطبایی.

 در جریان این پژوهش چه نکته‌ای برای‌تان جالب بود؟ 

من انسان ایران‌دوستی هستم. همه چیز ایرانم را دوست دارم و از همه مهم‌تر ادبیاتش را. تا پیش از این، ادبیات فارسی را برترین ادبیات جهان می‌دانستم. شاید بخشی از این برتربینی به ایرانی و فارسی‌زبان بودنم برگردد، اما اکنون ــ بعد از یک سال پژوهش ــ با اطمینان و به دور از هر بیان احساسی می‌گویم دست‌کم در وزن شعر، ادبیات فارسی بر قله ادبیات جهان ایستاده است و برای این ادعا دلیل دارم. همیشه کشور‌های غربی ــ طی قرن‌های گذشته ــ کوشیده‌اند باور غلط کم بودن را به ما بقبولانند، اما اینک به جان باور دارم که آنها دانسته این کار را کرده‌اند، چون می‌دانند اگر جلوی این رود خروشان استعداد و نبوغ ایرانی را نگیرند دیگر سهمی از علم و ادبیات و فرهنگ و موسیقی به آنها نخواهد رسید. ایرانیان به‌طور خاص مردمانی برگزیده و برترند و کشور‌های غربی این را می‌دانند و چند قرن است تمام همت خود را برای خاموش‌کردن این کوه آتشفشانی مصروف داشته‌اند، اما ما همچنان می‌خروشیم و می‌جوشیم و ثابت می‌کنیم که به لطف خدا در همه چیز برتریم. دنیا باید برای علم و فرهنگ و ادبیات به دکان ما بیاید و ماناترین عطر‌های علم و هنر و ادبیات را از ما خریداری کند.

 اما دلیل شما بر برتری ادبیات ایران بر ادبیات سایر زبان‌های جهان؟

در این مجال و مقال، فرصت نیست به همه جنبه‌های برتری ادبیات فارسی بر ادبیات دیگر زبان‌ها بپردازم، پس به موضوع وزن شعر بسنده می‌کنم. با بهره‌گیری از پژوهش‌ها و نگاشته‌های استادان وزن‌شناس فارسی مثل استادان ارجمند دکتر پرویز ناتل خانلری و دکتر ابوالحسن نجفی، ۵۵۰ وزن را در کتاب شعرآهنگ، همراه با نمونه شعر و نت هر وزن فهرست کردم و این تعداد به غیر از وزن‌های جمع‌آوری‌نشده اشعار محلی، اشعار ترانه‌ها و تصنیف‌ها و ... است که به گمانم این آمار را به هزار وزن خواهد رساند. من نمی‌دانم خاک ایران چه برکتی دارد که آدم‌هایی که از این خاک جوانه می‌زنند، بار طلا و جواهر می‌دهند. این رنگارنگی و این تنوع را نه‌فقط در وزن شعر که در تمام شئون زندگی، ادبیات و هنر ایرانیان از گذشته تا امروز می‌بینیم. این واقعیت زمانی در پژوهش موسیقی‌کلام بر من رخ نمود که دیدم در مقابل رنگارنگی وزن‌های شعر فارسی ــ که تا این لحظه به ۵۵۰ وزن رسیده است ــ زبان‌های پژوهش‌شده، ۲ تا حداکثر ۱۰ وزن شعر دارند. تنها رقیب ما در این عرصه که شرایطی مانند کشور ما داشته و قرن‌ها انگلیسی‌ها تلاش کرده‌اند آنها را متوقف کنند و موفق نبوده‌اند، زبان و ادبیات سانسکریت و هندی است؛ که البته با زبان فارسی هم‌ریشه‌اند.

بله، همین طور است. زبان سانسکریت ــ که مادر زبان هندی است ــ با زبان فارسی خویشاوند است. جالب است بدانید شخصی به نام «پینگله»، دو قرن پیش از میلاد مسیح کتاب وزن‌شناسی با عنوان «چندس‌شاسترا» نوشت و در آن نزدیک به ۸۰۰ وزن را معرفی کرد و این نشانگر قوت زبان مردمان ایران و هند است. من امیدوارم به‌عنوان نماینده‌ای کوچک از این سرزمین پهناور فرهنگی بتوانم با سفر به سایر کشور‌ها نظریه موسیقی کلام را به ادبیات‌دانان دیگر زبان‌ها معرفی کنم تا همه زبان‌ها وزن شعرشان را با شیوه‌ای فارسی ــ ایرانی بسنجند. البته این امر نیازمند حمایت دولتی است که امیدوارم چنین شود. 

 در صحبت‌های‌تان از نرم‌افزاری کاربردی صحبت کردید.

بله، نرم‌افزار تلفن همراه شعرآهنگ. بخش دوم طرح پسادکتری من طراحی نرم‌افزار وزن‌یابی است که با طراحی و داده‌های من و با برنامه‌نویسی دوست عزیزم دکتر محمد رنجبرپور در حوزه هوش مصنوعی تولید خواهد شد. البته این نرم‌افزار قابل توسعه به همه زبان‌هاست، اما نسخه اول آن برای وزن شعر فارسی آماده شده است. شما شعری را برای اپلیکیشن می‌خوانید و وزن شعر را برای شما نمایش می‌دهد با نام‌گذاری به شیوه شعرآهنگ و عروض و مهم‌تر از همه، ریتم شعر را برای شما می‌نوازد و ما با این نرم‌افزار نظریه موسیقی کلام را در عمل به نمایش درمی‌آوریم.


۲۹ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

واقعگرای پرشور

علیرضا پیروزان، دکترای مطالعات فرهنگی:  اما عظمت بالزاک فقط در انبوه آثارش نیست؛ در طرحی ا‌ست که به آثار او جان می‌دهد. «کمدی انسانی» - عنوانی که بالزاک بر مجموعه رمان‌های دنباله‌دار و داستان‌های منتشر شده خود در حد فاصل ۱۸۳۰ تا ۱۸۵۶ گذاشته بود - صرفاً مجموعه‌ای از رمان‌ها و داستان‌ها نیست؛ دنیایی‌ است که در آن شخصیت‌ها از کتابی به کتاب دیگر مهاجرت می‌کنند، جاه‌طلبی‌ها ادامه پیدا می‌کنند، شکست‌ها رسوب می‌کنند و پول همچون نیرویی بی‌چهره اما همه‌جا حاضر، به قلب روابط انسانی رخنه می‌زند.

بالزاک واقعگراست؛ اما واقعگرایی‌اش هرگز خشک و گزارش‌وار نیست. پرشور است، گاه اغراق‌آمیز، گاه آمیخته با تخیل و در عین حال چنان دقیق که هر سطرش بوی چرم، کاغذ، گرد و غبار اتاق‌ها، عطر نهان زن‌ها یا سرمای حسابگری مالی را می‌دهد. در آثار او، جامعه فقط مجموعه‌ای از آدم‌ها نیست؛ یک ماشین اخلاق‌ساز است و در عین حال یک دستگاه فرساینده. انسان در این جهان هم اراده دارد و هم گرفتار ساز و کارهایی‌ است که فراتر از اراده‌ او عمل می‌کنند. بالزاک، بی‌آنکه لازم باشد مدام واژه‌های سنگین نظری به کار ببرد، نشان می‌دهد خواستن، خریدن، صعود کردن، دوست داشتن و حتی بخشیدن، همگی در میدان نیروهایی روی می‌دهند که به‌سادگی دیده نمی‌شوند.

بالزاک نویسنده‌ تله‌هایی چون پول، جاه‌طلبی، خانواده، عشق، شهرت و زمان است. اما او فقط از تله‌ها نمی‌گوید؛ او نشان می‌دهد انسان چگونه با شکوهی دردناک درون این تله‌ها می‌دود، می‌جنگد، می‌سوزد و گاه حتی برای لحظه‌ای می‌درخشد. عظمت بالزاک در همین است؛ او نه به ما اجازه می‌دهد آدمیزاد را ساده و بی‌نقص ببینیم، نه جهان را بی‌چهره و بی‌روح. جهان او زنده است، سنگین است، پرهیاهوست و در عین حال از اندوهی عمیق لبریز.

«چرم ساغری» از سوختن اراده می‌گوید، «اوژنی گرانده» از انجماد پول، «باباگوریو» از فداکاری بی‌پاداش، «زنبق‌دره» از عشق پرهیزکار و زخمی، «پیردختر» از خشونت سنجه‌های اجتماعی، «زن سی‌ساله» از زمان نابرابر زنانه، «دهقان‌ها» از پیوند بین زمین و انسان و «آرزوهای بربادرفته» از فساد در دستگاه فرهنگ و رسانه. و در همه‌ اینها، بالزاک از ما می‌خواهد جهان را نه از بیرون، بلکه از درون مناسباتش ببینیم. در «پسرعمو پونس» و «دخترعمو بت»، که دو روی یک سکه‌اند، نزاع ارث، طمع خویشاوندها و شکنندگی پیوندهای خانوادگی به اوج می‌رسد؛ یکی در هیأت مهربانی هنرمندانه و دیگری کینه فرساینده؛ یکی انباشت اشیاء زیبا، دیگری انباشت حسد. در هر دو، خانواده به صحنه‌ منازعه مالکیت بدل می‌شود. همین جا است که بالزاک معاصرتر از همیشه به نظر می‌رسد. او نشان می‌دهد خویشاوندی همیشه به معنای عاطفه نیست؛ گاه پوششی برای رقابت، میراث‌خواری و حذف دیگری است. بالزاک انسان را قضاوت نمی‌کند، بلکه او را در میدان نیروها می‌نشاند تا خواننده ببیند چگونه دوست می‌دارد، چگونه می‌فروشد، چگونه می‌سازد، چگونه می‌بازد و چگونه حتی در شکست، همچنان انسانی پیچیده و تراژیک باقی می‌ماند. بالزاک به خواننده‌ خود می‌آموزد زیر پوست روزمرگی، نبردی عظیم در جریان است؛ نبردی که نامش زندگی ا‌ست.

خوانش بالزاک فقط لذت داستانی نیست؛ مجالی برای اندیشیدن به چند مسأله‌ مهم است.

نخست آنکه، بالزاک جامعه را چون شبکه‌ای از نیروها می‌بیند، نه چون مجموعه‌ای از اخلاقیات فردی. این یعنی سقوط یا کامیابی شخصیت‌ها را نمی‌شود صرفاً به «خوبی» یا «بدی» آنها فروکاست. ساختارها نقش دارند: قانون ارث، مناسبات طبقاتی، سرمایه، شهر، خانواده و ساز و کارهای شهرت.

دوم، او به‌طرز شگفت‌انگیزی به رابطه‌ بین اشیاء و جان توجه دارد. در رمان‌هایش، مبلمان، لباس، سند، خانه، تابلو، نامه، سکه و جواهر فقط تزئین نیستند؛ حامل قدرت‌اند. اشیاء در جهان بالزاک، حافظه دارند و سرنوشت می‌سازند. از این نظر، او نویسنده‌ زندگی مادی است، اما نه به معنای سطحی؛ بلکه به معنای اینکه ماده، روح را شکل می‌دهد.

سوم، بالزاک پیچیدگی اخلاقی آدم‌ها را می‌فهمد. در آثار او کمتر کسی کاملاً پاک یا کاملاً پلید است. حتی شخصیت‌های منفی نیز نوعی منطق درونی دارند و شخصیت‌های شریف نیز از فشار ساز و کارها آسیب می‌بینند. این همان چیزی‌ است که او را از ساده‌سازی اخلاقی دور می‌کند و به عمق می‌برد.

چهارم، او خالق یکی از نخستین صورت‌بندی‌های بزرگ مدرنیته در رمان است. در جهان او، شهر مرکز دگرگونی، سرعت، نمایش و سوداگری است. پاریس فقط مکان نیست؛ نیرویی است که انسان را می‌بلعد و بازمی‌آفریند. در برابر آن، شهرستان نیز نه صرفاً جغرافیا، بلکه نوعی زمان کندتر، اما اغلب شکننده‌تر است.

پنجم، در آثار بالزاک همواره نوعی اندوه نهفته وجود دارد؛ اندوه از دست رفتن امکان معصومیت. شخصیت‌ها شاید هنوز امیدوار باشند، اما جهان دیگر معصومانه نیست. این حس، بالزاک را به نویسنده‌ای بدل می‌کند که هم واقعیت را می‌بیند و هم سوگ واقعیت ازدست‌رفته را.

به همین دلیل، خواندن بالزاک تجربه‌ای دوگانه است. از یک سو، با جزئیات ریز و ملموس روبه‌رو می‌شویم و از سوی دیگر حس می‌کنیم که این جزئیات به چیزی بزرگ‌تر اشاره دارند؛ به یک تراژدی مدرن، به سقوط ارزش‌های قدیم، به قدرت بی‌امان پول، به تنهایی آدمی در متن اجتماع و به این حقیقت تلخ که میل انسانی غالباً خودش را می‌بلعد.

 

 جهان به مثابه‌ شبکه‌ای از نیروها

پیش از ورود به جهان رمان‌های او، باید فهمید که پروژه‌ بالزاک چیست. او به‌دنبال بازنمایی زندگی در کلیت آن بود؛ نه فقط زندگی قهرمان‌ها، بلکه زندگی طبقات، حرفه‌ها، شهرها، جنسیت‌ها، سنین و اشکال متفاوت سقوط و کامیابی. عنوان «کمدی انسانی» اشاره‌ای روشن به جاه‌طلبی او است: اگر دانته در «کمدی الهی» راهی در جهان اخروی می‌گشاید، بالزاک می‌خواهد کمدی این‌جهانی آدم‌ها را بنویسد؛ جهانی که در آن نجات، اگر باشد، بسیار نادر است و بیشتر باید از ساز و کارهای معاش، ثروت، قانون، ازدواج، ارث، شهرت و خواست اجتماعی سر درآورد. اما نکته‌ مهم اینجاست که بالزاک جامعه را فقط صحنه‌ مناظر بیرونی نمی‌بیند. او معتقد است اثرها را باید از علت‌ها جدا کرد؛ یعنی چیزی در ساختار جامعه هست که انسان‌ها را به شکل خاصی درمی‌آورد. در این نگاه، شخصیت‌ها صرفاً افراد منفرد نیستند؛ بلکه هرکدام صورت فشرده‌ای از یک نیرو یا وضعیت‌اند. همین است که بالزاک از یک سو خالق تیپ‌هاست و از سوی دیگر، هرگز به تیپ‌سازی ساده فروکاسته نمی‌شود. راستینیاق، گوریو، گرانده، ووتَن، آنژلیک، اورسه‌ ساکن صومعه، یا اوژن دو راستاق و دیگران، همگی به‌سرعت به چهره‌هایی ماندگار بدل می‌شوند، اما هر بار که برمی‌گردند، وجهی تازه از انسان را رو می‌کنند. جهان بالزاک، جهانی ا‌ست که در آن «اخلاق» از «اقتصاد» جدا نیست، «عشق» از «مالکیت» کاملاً مستقل نیست و «خانواده» اغلب در معرض تبدیل شدن به میدان معامله است.

 

 میل، نیرو و سوختن زندگی

شاید هیچ رمانی به اندازه «چرم ساغری» (۱۸۳۱) دروازه‌ای مناسب برای ورود به بعد تیره و متافیزیکی بالزاک نباشد. داستان جوانی که با تکه‌ای چرم جادویی روبه‌رو می‌شود و هر آرزوی برآورده‌شده، عمر او را کوتاه‌تر می‌کند، فقط یک افسانه‌ رازآلود نیست. این رمان، تمثیل درخشانی‌ است از رابطه‌ بین خواستن و فرسوده شدن. انسان تا وقتی می‌خواهد زنده است، اما هر خواسته‌ای چیزی از او می‌کاهد. اگر بخواهیم از زاویه‌ای جدی‌تر نگاه کنیم، بالزاک در اینجا نیروی محرک زندگی مدرن را به شکل تصویری هولناک نشان می‌دهد: میل به تصاحب، میل به کامیابی، میل به لذت، میل به قدرت، همگی با هزینه‌ جان همراه‌اند. قهرمان «چرم ساغری» ابتدا می‌خواهد جهان را در اختیار بگیرد، اما کم‌کم درمی‌یابد که اراده، اگر بی‌مهار شود، به جای قدرت، مصرف خویش را رقم می‌زند. این همان جایی ا‌ست که رمان از سطح خیال‌پردازی فراتر می‌رود و به تأملی عمیق درباره‌ وضعیت انسان بدل می‌شود؛ اینکه آیا زندگی چیزی جز خرج شدن تدریجی نیروهاست؟ آیا هر خواست برآورده‌شده، بهای خود را از عمق وجود ما نمی‌ستاند؟ بالزاک در این اثر، هم به سنت داستان‌های شرقی و هم به فضای شهری و بورژوایی پاریس تکیه می‌کند. این پیوند عجیب، رمان را به نقطه‌ای می‌رساند که در آن خیال و واقعیت به جای آنکه همدیگر را نفی کنند، یکدیگر را تشدید می‌کنند. مغازه‌ عتیقه‌فروشی، محفل‌های شهر، صحنه‌های مصرف و تأملات درباره‌ عمر و لذت، همه در خدمت یک انگاره‌اند؛ اینکه انسان مدرن ممکن است همه چیز بخواهد، اما خود خواستن می‌تواند هستی‌اش را کوتاه کند.

 

 خانه، پول و اخلاق انجماد

اگر «چرم ساغری» داستان سوختن میل است، «اوژنی گرانده» (۱۸۳۴) داستان یخ بستن زندگی زیر سلطه پول است. پدر گرانده، نه فقط خسیسی افسانه‌ای، بلکه نوعی مستبد خانگی‌ است که خانه را به خزانه و اعضای خانواده را به تابعین سرمایه بدل می‌کند. در این رمان، پول دیگر وسیله نیست؛ اصل سامان‌دهنده‌ جهان است. همه چیز در برابر آن رنگ می‌بازد؛ عاطفه، تربیت، عشق و حتی زمان. اوج تراژدی «اوژنی گرانده» آن است که فضیلت اوژنی، که در آغاز چون نوری آرام می‌درخشد، در درون ساختاری بیمار شکل می‌گیرد. او دختر نیک‌سرشتی است که در محیطی نامهربان رشد می‌کند؛ اما نیکی او نه به رهایی می‌انجامد و نه به ظفر. برعکس، رمان نشان می‌دهد که در جهانی چنین سخت، اخلاق لطیف چقدر آسیب‌پذیر است. اوژنی دوست دارد، می‌بخشد، صبور است، اما این صفات در برابر عقلانیت دارایی و میراث، به‌سادگی له می‌شوند. در اینجا بالزاک فقط یک خسیس مشهور نمی‌سازد؛ او چهره‌ای از جهان مدرن می‌سازد که در آن انباشت، جانشین حرمت می‌شود. خانه گرانده شبیه خزانه‌ای‌ است که در آن گرما کم است، نور کم است، سخن کم است و زندگی نیز کم‌کم کم می‌شود. این رمان از آن آثار نادری‌ است که در آن اقتصاد خانگی، مستقیماً به اخلاق خانگی بدل می‌شود.

 

 شهر بی‌رحم

اگر بخواهیم فقط یک رمان بالزاک را برگزینیم که هم تصویر پاریس را به‌طور بی‌مانند ارائه می‌دهد و هم سقوط روابط انسانی را در عصر پول و جاه‌طلبی به نهایت می‌رساند، آن رمان بی‌تردید «باباگوریو» (۱۸۳۵) است. این اثر یکی از ستون‌های اصلی «کمدی انسانی» است، زیرا هم دنیای بازگشتی شخصیت‌ها را تثبیت می‌کند و هم چهره‌ پاریس را به عنوان شهری می‌سازد که در آن صعود و نابودی همزمان رخ می‌دهد. گوریو، پدری‌ است که همه چیزش را برای دخترهایش می‌دهد، و همین «همه‌چیز دادن» او را به نابودی می‌کشاند. در ظاهر، او نمونه عشق پدرانه است؛ اما رمان هرچه جلوتر می‌رود، این عشق را در تراژدی عریان‌تری قرار می‌دهد؛ اینکه عشق اگر در جهانی بی‌وفا و حسابگر به نهایت برسد، می‌تواند به شکل قربانی شدن کامل درآید. گوریو از آن پدرهایی است که فرزندهایش را بیش از خود دوست می‌دارد، اما فرزندها در منطق جامعه اشرافی و بورژوایی، از محبت او به مثابه‌ منبعی مصرفی بهره می‌برند. در کنار او، راستینیاق قرار دارد؛ جوانی جاه‌طلب که آرام‌آرام از معصومیت شهرستانی به آگاهی پاریسی می‌رسد. او یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های بالزاک است، زیرا مسیر تبدیل شدن انسان به بازیگر صحنه قدرت را نشان می‌دهد. در پایان، وقتی راستینیاق پاریس را به چالش می‌کشد، نه با قهرمانی اخلاقی، بلکه با نوعی شجاعت بیرحمانه روبه‌رو هستیم؛ اینکه اینک او فهمیده که شهر، میدان نبرد است، نه مدرسه‌ فضیلت. «باباگوریو» همزمان رمان پدرها، پسرها، جاه‌طلبی، سقوط، و شهر است و شاید از همه مهم‌تر، رمانی در باب این حقیقت است که محبت بی‌پشتوانه در جهانی محاسبه‌گر چگونه می‌تواند به فاجعه تبدیل شود.

 

 عشق ناممکن و انضباط احساس

در «زنبق‌دره» (۱۸۳۵) بالزاک به قلمرویی می‌رود که شاید از نظر ظاهری آرام‌تر از «باباگوریو» باشد، اما از نظر درونی به همان اندازه پرتنش است. این رمان از عشق می‌گوید، اما عشقی که در برابر خودمراقبتی، خاطره و آرمانگرایی قرار می‌گیرد. در اینجا احساس، نه در هیجان رمانتیک سطحی، بلکه در صحنه‌ کشاکش بین خواستن و نخواستن دیده می‌شود. آنچه «زنبق‌دره» را ویژه می‌کند، ظرافت روان‌شناختی آن است. بالزاک در این اثر نشان می‌دهد عشق فقط شور نیست؛ ساختاری از پرهیز، نگاه، توقع و سرکوب است. طبیعت دره، دوری از پاریس و فضای نیمه‌روحانی روایت، همه بستری می‌سازند برای شکل‌گیری عشقی که بیش از آنکه به تصاحب برسد، به مراقبت و رنج بدل می‌شود. اما این رمان فقط داستان عشق پاک نیست. در لایه‌ای عمیق‌تر، تلاقی آرمان و اجتماع را مشاهده می‌کنیم. احساسات بلندپروازانه در برابر قواعد نانوشته‌ نظم اجتماعی شکننده‌اند. آنچه در نگاه اول نجابت عاطفی می‌نماید، در پایان به تجربه‌ای از دلتنگی و فقدان بدل می‌شود. بالزاک در اینجا به مخاطب یادآوری می‌کند حتی شریف‌ترین احساس‌ها نیز باید در جهانی زندگی کنند که از جنس حساب، موقعیت و ملاحظه است.

 

 عشق، سن و ازدواج

«پیردختر» (۱۸۳۷) یکی از برنده‌ترین رمان‌های بالزاک درباره‌ جایگاه زن در جامعه بورژوایی است. عنوان رمان خود حامل خشونتی نهان است؛ زنی که «پیر» و «دختر» باقی مانده، یعنی در حاشیه نظم زناشویی ایستاده است. این حاشیه‌نشینی، در نگاه جامعه، نه فقط وضعیت شخصی، بلکه نوعی شکست محسوب می‌شود. بالزاک در این رمان نشان می‌دهد که مناسبات ازدواج در جامعه بورژوازی چگونه افراد را به کالا بدل می‌کند. سن، زیبایی، موقعیت خانوادگی و اعتبار اجتماعی، همگی در تعیین سرنوشت زن نقش دارند. اما مهم‌تر از همه، رمان نشان می‌دهد چرا جامعه، زن مستقل بدون ازدواج را با نگاهی آمیخته به ترحم و تحقیر می‌نگرد. این نگاه فقط بیرونی نیست؛ درون خود شخصیت‌ها نیز رسوخ کرده و به زخم درونی بدل می‌شود. «پیردختر» از آن رمان‌هایی‌ست که با طنزی تلخ و مشاهده‌ای دقیق، ساز و کار شرم اجتماعی را آشکار می‌کند. بالزاک در اینجا مثال جراحی است که نه فقط زخم را نشان می‌دهد، بلکه منبع عفونت را هم عریان می‌کند: جامعه‌ای که ارزش زن را بیش از اندازه با ازدواج و تعلق اقتصادی می‌سنجد، ناگزیر آدم‌هایی زخمی به‌جا می‌گذارد.

 

 زمان زنانه و پیچیدگی تجربه

«زن سی ‌ساله» (۱۸۴۲) از آن دست آثار بالزاک است که به جای یک روایت یکدست، از گسترش تجربه‌ زن در طول زمان خبر می‌دهد. عنوان رمان در ظاهر ساده است، اما در بطن خود حامل یک حساسیت تاریخی است؛ در جامعه‌ای که سن زن با داوری‌های اجتماعی، اخلاقی و عاطفی سنجیده می‌شود، سی ‌سالگی فقط یک عدد نیست؛ نقطه‌ عبور است. نقطه‌ای که در آن معصومیت اجباری، تجربه‌ ازدست‌رفته و خرد رنج‌آلود به هم می‌رسند. این اثر را باید در کنار دیگر رمان‌های بالزاک درباره‌ زنان خواند، زیرا او یکی از نخستین رمان‌نویس‌هایی است که پیچیدگی روانی و اجتماعی زن‌ها را با چنین وسعتی در مرکز دید قرار داد. «زن سی ‌ساله» در اصل درباره‌ این است که جامعه چگونه گذر زمان را به گونه‌ای نامتوازن توزیع می‌کند؛ برای مردهای ثروتمند، سن می‌تواند نشان اعتبار باشد؛ اما برای زن‌ها، همان سن ممکن است به موضوع داوری بیرحمانه تبدیل شود. بالزاک این عدم توازن را نه با شعار، بلکه با سرگذشت‌های زنده و عاطفی شخصیت‌هایش آشکار می‌کند.

 

  میل و موقعیت اجتماعی

در «دخترعمو بت» (۷-۱۸۴۶)، بالزاک به یکی از ظریف‌ترین و در عین حال بیرحمانه‌ترین جنبه‌های روابط انسانی می‌پردازد؛ عشق در پرتو قدرت و جایگاه. این اثر، برخلاف برخی از آثار پرهیاهوی او، با نوعی ملایمت فریبنده آغاز می‌شود، اما در پس این ملایمت، تحلیل عمیقی از پویایی‌های قدرت در روابط بین‌جنسیتی و طبقاتی نهفته است. بالزاک در اینجا با مفهوم «موقعیت» بازی می‌کند. او نشان می‌دهد احساسات انسانی، هرچند درونی و خالص به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند از فضای طبقاتی و اجتماعی که در آن تنیده شده‌اند، رهایی یابند. در این رمان، شخصیت‌ها در کشاکش بین «میل شخصی» و «تصویر اجتماعی» سرگردانند. بالزاک با دقت فوق‌العاده‌ای نشان می‌دهد که چگونه یک نگاه، یک کلمه یا یک موقعیت اجتماعی خاص، می‌تواند مسیر یک رابطه را از یک پیوند عاطفی به یک بازی پیچیده‌ جایگاه‌سازی تبدیل کند. «بت» نه صرفاً یک شخصیت، بلکه نمادی از آن بخش از واقعیت است که در آن، مرز میان محبت و تمایل به تثبیت موقعیت بسیار نازک و لغزنده است. این اثر، بررسی دقیق این مسأله است که چگونه ساختارهای اجتماعی، حتی در خصوصی‌ترین لحظات انسانی، همچون سایه‌ای بر سر عشق سنگینی می‌کنند و آن را از یک تجربه‌ رها، به یک تجربه محصور در قواعد بازی قدرت بدل می‌کنند.

 

 در حصار اخلاق و ضرورت

اگر در آثار دیگر بالزاک با تلاطم میل و پول مواجهیم، در «پسرعمو پونس» (۱۸۴۷) با یکی از پیچیده‌ترین و دردناک‌ترین تقابل‌های بشری مواجه می‌شویم؛ تقابل میان «وظیفه‌ اخلاقی» و «ضرورت بقاء». این اثر، تمرکز ویژه‌ای بر لایه‌های زیرین روابط خانوادگی و فشار ساختارهای اجتماعی بر فرد دارد. بالزاک در اینجا دیگر با قهرمان‌های پرجنب و جوش میدان‌های نبرد پاریس روبه‌رو نیست، بلکه با انسان‌هایی در گودال تنگ مسئولیت‌ها روبه‌روست. در این رمان، مفهوم «خانواده» از یک پناهگاه عاطفی به یک ساختار فشار بدل می‌شود. شخصیت‌ها در میان انتخاب‌های دشوار، میان آنچه «باید» انجام دهند و آنچه «می‌توانند» برای نجات خود انجام دهند، گیر می‌افتند. بالزاک با نگاهی نقادانه به سنت‌ها، نشان می‌دهد چگونه قواعد نانوشته اخلاق و وفاداری به خاندان، می‌تواند به زنجیری برای پاهای روح بدل شود. او نشان می‌دهد فقر یا تنگنای مالی، تنها از طریق فقدان مادی وارد زندگی نمی‌شود، بلکه از طریق از بین رفتن گزینه‌های اخلاقی وارد می‌شود. در «پسرعمو پونس»، تراژدی از جنس انتخاب‌های ناگزیر است؛ جایی که انسان مجبور است برای حفظ یک تصویر ظاهری از پاکدامنی یا وفاداری، بخشی از حقیقت وجودی خود را قربانی کند. این اثر، مطالعه‌ای است بر چگونگی فرسایش شخصیت در برابر سنگینی انتظارات جمعی.

انتهای پیام/




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 ببینید| رهبری آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای حقیقت شگفت‌انگیزی را آشکار کرد - تسنیم
۲۴ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ببینید| رهبری آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای حقیقت شگفت‌انگیزی را آشکار کرد - تسنیم

افشین علا: مردم آقا را دیده بودند و عاشقشان شده بودند؛ اما حاج‌آقا مجتبی را ندیده، عاشقشان شدند.

 کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
۱۲ ساعت قبل / سایت تابناک

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

استوری نورا هاشمی فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه، در نکوهش ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در ساعات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۶ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۳ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...

 غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینه‌ساز کودتای 28 مرداد شد - تسنیم
۲۰ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینه‌ساز کودتای 28 مرداد شد - تسنیم

جامعه شناس سیاسی درباره کودتا 28 مرداد گفت: نادیده گرفتن نقش دین و مذهب یکی از اشتباهات مصدق است.