
سخنان اخیر رئیسجمهور که در قالب گفتوگوی بیپرده با مردم از قاب رسانه ملی پخش شد، در واقع نقشهراه دولتی بود که در نقطه میانی حیات چهارسالهاش و میانه جنگی ترکیبی، راه خروج کشور از شرایط فعلی را ترسیم میکرد؛
کشوری که در یکسال و نیم اخیر هدف دو حمله وسیع و تمامعیار قرار گرفت که خیلی زود از اهداف نظامی به سوی اهداف اقتصادی تغییر جهت داد و با بمباران صنایع کلیدی نظیر پتروشیمی، فولادسازی، تولید آلومینیوم، شلیک به خطوط آهن، پلها و محورهای مواصلاتی و لجستیکی همچنین حمله سایبری به بانکها این گذاره را تقویت کرد که جنگ، عملا بازوی نظامی نبرد بزرگتری تحت عنوان «جنگ اقتصادی» بود.
کشوری که از فروردین امسال با مذاکرات فرسایشی، نقضهای مکرر آتشبس و از همه مهمتر محاصره دریایی روبروست که شاهرگ نفتی ایران را میفشارد و با اختلال در تردد کشتیهای تجاری، زنجیره تأمین را با اختلال جدی روبهرو کرده است. کشوری که در خوشبینانهترین وضعیت میتوان شاهد پایان جنگ با تصمیم و تفاهمی دیپلماتیک و بینالمللی باشد؛ با این توضیح که پایان جنگ نظامی، بهمعنای پایان تبعات دو جنگ اخیر نیست و لزوما به جنگ نامرئی و …













