به گزارش خبرنگار ایلنا، سالها کار کردن، در بدترین شرایط عرق ریختن و استخوان خرد کردن، برای آنکه نانآور آبرومند خانوادهات باشی، همگی به این امید است که روزی در دوران پیری و ازکارافتادگی خیالت راحت باشد؛ حداقلی از رفاه را تجربه کنی و دستت جلوی دیگران دراز نباشد. اما گویا این تصویر برای طبقه کارگر در ایران، رویایی دستنیافتنی و محال است. این کابوس زمانی پررنگتر میشود که شغلِ این کارگران، فاقد امنیت شغلی و جغرافیای زندگیشان در حاشیهها و استانهای محروم کشور باشد.
آنچه میگوییم شعار و کلیگویی نیست؛ داستانِ تلخِ زندگی هزاران کارگر است؛ بهویژه کارگران ساختمانی که سالها سختترین وظایف ممکن را برعهده دارند، از داربستها بالا میروند و بهای اندکِ پولی که میگیرند، قطرهقطره چکیدنِ سلامتی و فرسایشِ بدنشان است. آنها عموماً در نهایت دچار هزاران درد و مرض میشوند، در حالی که هیچ چتر حمایتی و بیمهای بالای سرشان نیست. …












