
فرشاد پرویزیان در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت: «کسانیکه برای کنترل مصرف بنزین و کاهش ناتزای میان عرضه و تقاضای آن، پیشنهاد افزایش قیمت و تحمیل صرفهجویی مصرف میدهند، در علم اقتصاد تا ابتدای درس تصمیم کبرا، بیشتر نخوانده اند. هرچند در محتوای جدید نظام آموزشی دبستانها، نسل فعلی از چنین درسی در کتاب فارسی خود محروم شدهاند و دیگر کبرایی برای تصمیم گیری، یا عزمی برای تصمیمگیری همچون کبرا وجود ندارد. با این وجود «انتخاب صحیح» همواره نخستین آموزش به کودکان بوده تا مشکلات خود را به نحوی اصولی حل کرده و از احاله آن به سایر حوزهها بپرهیزند.
اکنون نیز راهکارهای قیمتی برای کاهش ناترازی بنزین مربوط به افرادی است که گویی چنین آموزش پایهای ندیدهاند و میخواهند مشکل خود را با تسری به سایر حوزهها بطور موقت پشت سر بگذارند.
ایده «افزایش قیمت برای کاهش مصرف»، طبق اصول اقتصاد خرد و بر مبنای پدیده جانشینی کالا توسط مصرف کننده هنگامی توصیه میشود که راهکار جایگزینی برای اثرگذاری وجود داشته باشد ولی در ایران به دلایل زیر چنین نیست:
۱- بنزین در اقتصاد ایران به علت پیچیدگی سیستم حمل و نقل و ضعف ناوگان عمومی ارزان قیمت و پویا، جایگزین مطمئنی ندارد که با افزایش قیمت، بتوان مصرف این سوخت را کنترل و مردم را به استفاده از حمل و نقل عمومی ترغیب کرد.
۲- بنزین در ایران توسط خودروهایی مصرف میشود که دولت فعلی و دولتهای قبلی هرگز اقدامی برای بهبود سیستم احتراق آن در صنایع خودروسازی داخلی نکرده و مردم همواره مجبور بودهاند خودرو را فقط از سیستم انحصاری تولیدکننده داخلی بخرند. بگذریم از اینکه همین شبکه انحصاری به حیاط خلوت دولتها تبدیل شده و اجازه بهبود کیفیت محصول را برای کاهش مصرف بنزین نمیدهد.
۳- کل نظام حمل و نقل شهری و شبکه توزیع مویرگی آن در ایران که روزانه دهها هزارتن محصول و میلیونها انسان را جابجا میکند، «بنزین محور» است، به همین دلیل هرگونه تصمیم قیمتی برای بنزین مستقیماً روی اقتصاد خانوارها تأثیر میگذارد. بدتر اینکه در همین سیستم بنزین محور دهکهای …












