
فرارو - شهردار الیگودرز بستر رودخانهای در این شهر را که به استدلال او جریان دائمی آب ندارد، آسفالت کرده و این اقدام را هم در قالب تصمیمی خلاقانه و مهم رسانهای کرده است؛ محمد لطفی میانجایی، شهردار الیگودرز، دانشآموخته مهندسی عمران است و پیشتر مسئولیتهایی در حوزه مدیریت شهری و پروژههای عمرانی داشته. با این حال، استدلالهایی که برای آسفالت بستر رودخانه مطرح کرده که در کنار تجربه سیلابهای دو دهه گذشته ایران، اظهارات او را از جنبه کارشناسی زیر سوال میبرد.
به گزارش فرارو، این تصمیم را در ادامه، از سه زاویه خطر سیلاب، دخالت در مسیر طبیعی رودخانه و همچنین دیگر روشهای جایگزین بررسی میکنیم. سد هست، پس خطری وجود ندارد؟
شهردار الیگودرز در توضیح این اقدام گفته در بالادست رودخانه الیگودرز سد حوضیان قرار دارد، «موارد سیلابی و طغیانی رودخانه بهطور کامل مدیریت شده» و تهدیدی متوجه شهر نیست. او همچنین گفته آبهای سطحی بالادست و پاییندست شهر از طریق دو کانال در طرفین رودخانه هدایت شدهاند و این کانالها در مدیریت روانآبهای سطحی نقش دارند.
مهدی اداوی، فرماندار الیگودرز هم در تایید این گزاره گفته برای درک دقیق موضوع باید ساختار بستر و کانالهای اطراف آن را از نزدیک دید. آسفالت نیز مسیر اصلی سیلابهای احتمالی را نبسته و در زمان بارندگی، امکان عبور آب از مسیر پیشبینیشده وجود دارد.
با این همه، اگر قرار است آسفالت کردن بستر رودخانه با اتکا به وجود سد بالادست توجیه شود، باید مشخص شود در مطالعات مربوطه فقط وضعیت معمول رودخانه و عملکرد عادی سد بررسی شده یا سناریوهای شدیدتر نیز در نظر گرفته شدهاند. از بارشهای سنگین و روانآبهایی که خارج از ظرفیت معمول سیستم وارد رودخانه میشوند تا شرایط اضطراری مربوط به خود سازه.
البته که وجود سد میتواند در شرایطی از شدت سیلاب بکاهد اما به معنای بیخطر بودن نیست. حتی گزارشهای علمی درباره سیلابهای ایران نشان داده که سازههای کنترل سیلاب برای ظرفیتها و دورههای بازگشت مشخص طراحی میشوند و نمیتوان آنها را معادل کنترل مطلق همه رخدادهای آینده دانست. در یک مطالعه درباره رودخانه کارون نیز مشخص شده که اثر کنترل سیلاب سد در رخدادهای بزرگتر از ۵۰ سال یکسان نیست. پژوهشگران نیز بر ضرورت توجه به ریسک در برنامهریزی کاربری اراضی تاکید کردهاند.
۱۳ فروردین ۱۳۹۱، سد خاتمالانبیاء در بخش راین شهرستان کرمان پیش از بهرهبرداری دچار شکست شد. در پی شکست دهانه سد، آب ذخیرهشده پشت آن وارد مسیر رودخانه شد و سیلاب به راه افتاد. آب آشامیدنی و برق شش روستا قطع شد، حدود ۴۰ کیلومتر از راههای خاکی روستایی آسیب دید و خسارت اولیه حدود ۱۷ میلیارد ریال برآورد شد. این حادثه تلفات جانی نداشت.
هرچند مثال راین به این معنا نیست که سد حوضیان الیگودرز در معرض شکست قرار دارد یا چنین حادثهای درباره آن محتمل است؛ ولی وجود سد نباید بهتنهایی بهعنوان دلیل حذف ریسک رودخانه در نظر گرفته شود. بهخصوص وقتی قرار است بستر رودخانه از یک فضای طبیعی یا بالقوه سیلابی به «زمین مفید شهری» تبدیل شود.
شهردار الیگودرز همچنین گفته که با اجرای طرح ساماندهی و آسفالت بستر رودخانه، حدود یکونیم هکتار زمین مفید در مرکز شهر برای شهرداری ایجاد شده و قرار است برای کاربریهای مختلف مثل ساماندهی دستفروشان و وانتبارها، پارکینگ فصلی و برخی کاربریهای خدماتی استفاده شود.
پس بحث فقط درباره آسفالت یک بستر نیست، بلکه درباره تبدیل مسیری طبیعی به قطعهای از فضای شهری است و هرچه استفاده شهری از این فضا بیشتر شود، هزینه و پیامد احتمالی یک رخداد شدید نیز میتواند بیشتر شود. رودخانه یا زمین شهری؟
دومین استدلال شهرداری، وضعیت خود رودخانه است. لطفی میانجایی گفته در فاصله کمتر از پنج کیلومتری شرق الیگودرز، «جریان پایدار و دائمی آب در رودخانه وجود ندارد» و به همین دلیل ساماندهی بستر آن در دستور کار قرار گرفته. او همچنین گفته بستر رودخانه سالیان گذشته در مقاطعی به دلیل نبود جریان دائمی آب، به حالت لجنزار درمیآمد و مشکلات بهداشتی و زیستمحیطی برای شهروندان ایجاد میکرد.
پس رودخانه آب دائمی ندارد و بستر آن همیشه خشک نیست.
رودخانههای فصلی و مسیرهای سیلابی ممکن است در بخش قابلتوجهی از سال آب نداشته باشند ولی هنگام بارندگی شدید همچنان نقش مسیر عبور روانآب را ایفا کنند. گزارش سازمان ملل درباره سیلابهای ۲۰۱۹ ایران نیز دقیقا به همین مسئله اشاره میکند که بسیاری از رودخانههای ایران، حتی رودخانههای فصلی در بارشهای شدید مستعد طغیان هستند و ساختوساز در اطراف همه رودخانهها باید کنترل شود.
در همان گزارش آمده که بیتوجهی به ساختوساز در کنار رودخانهها در سالهای گذشته، خسارات قابلتوجهی در زمان سیلاب ایجاد کرده است. سازمان ملل تاکید کرده در مناطق کوهستانی، بارش شدید میتواند سرعت جریان را افزایش دهد و باعث فرسایش بستر و کنارههای رودخانه و انتقال رسوبات به سمت محیطهای ساختهشده و زیرساختها شود.
سپهر، یکی از ساکنان الیگودرز هم به فرارو میگوید: «بستر رودخانه در گذشته گاهی حالتی شبیه لجن پیدا میکرد و این وضعیت برای شهر مناسب نبود. با این حال، این محدوده پیش از آسفالت هم کاملا بلااستفاده نبود و محل برگزاری جمعهبازار بوده است.
پس حتی اگر استدلال مربوط به لجنزار و مشکلات بهداشتی را بپذیریم، همچنان باید از پرسشی خطاب به شهردار مطرح کرد: آیا برای حل این مشکلات، حتما باید بستر رودخانه آسفالت میشد؟ و مهمتر از آن، میتوان بستر رودخانه را فقط چون در مواقعی خسک است، آسفالت کرد؟
تجربه قم در سال ۱۳۸۸ یکی از روشنترین نمونهها برای پاسخ به این سوالها است.
۱۱ فروردین ۱۳۸۸، سیلابی در قم جاری شد که خسارات جانی، مالی و زیرساختی قابلتوجهی به همراه داشت. این حادثه در شرایطی رخ داد که سالها خشکسالی باعث شده بود بخشهایی از بستر قمرود وارد کاربریهای شهری شود.
محمد درویش که آن زمان عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور بود، توضیح داده بود که وقوع سیل در اقلیم خشک و نیمهخشک قم اتفاقی غیرطبیعی نیست. او عرض بستر قمرود در محدوده شهری را حدود ۱۵۰ متر و عمق آن را سه تا چهار متر عنوان کرده و گفته بود چنین بستری نشان میدهد این رودخانه ظرفیت قابلتوجهی برای حمل سیلاب دارد، بهخصوص با توجه به گستردگی حوزه آبخیز بالادست آن؛ درویش همان زمان درباره ساختوسازها در بستر سیلابی قمرود هشدار داده بود: «ساخت و ساز در بستر سیلابی رودخانه بزرگی مثل قمرود نهایت نابخردی است.»
درویش حتی یک سال پیش از حادثه و هنگام بازدید از قم، به مسئول شهرداری درباره تبدیل این مسیر به پارکینگ هشدار داده بود. به روایت او، پاسخ مسئول آن زمان چنین بوده که شهرداری از محل این طرح درآمد کسب کرده و میتواند بخشی از خسارت احتمالی را جبران کند.
درویش درباره تلاش برای تغییر مسیر قمرود هم هشدار داده بود. چراکه این رودخانه در ساختار طبیعی دشت قم، نقش زهکش طبیعی را ایفا میکرده و حتی اگر مسیر رودخانه تغییر کند، روانآبهای ناشی از بارش شدید همچنان به سمت مسیر طبیعیاش حرکت خواهند کرد و تغییر مسیر و ساختوساز در بستر طبیعی میتواند حتی فاجعه بزرگتری ایجاد کند. او چند ماه پس از سیل قم نیز نوشت که آنچه رخ داده، حاصل مجموعهای از خطاهای مدیریتی بوده و بر ضرورت جلوگیری از تکرار آن تاکید کرد.
هرچند تجربه قم را نمیتوان به الیگودرز تعمیم داد؛ حوضه آبریز، توپوگرافی، ظرفیت رودخانه، سد حوضیان و سیستم هدایت روانآب در دو شهر متفاوت اما منطق هر دو مسئله یکی است: خشک بودن یک بستر در بخش زیادی از سال، بهخودیخود ثابت نمیکند آن بستر هنگام بارش شدید فاقد کارکرد است.
همچنین در گزارش سازمان ملل درباره سیلابهای ۲۰۱۹ ایران نیز آمده، محدوده ممنوعه ساختوساز در کنار رودخانهها بر اساس سیلاب با دوره بازگشت ۲۵ ساله تعیین میشد اما سیلاب ۲۰۱۹ در برخی مناطق بسیار فراتر از این محدودهها گسترش یافت. پس حریمهای ایمن رودخانهها باید بر اساس مطالعات هیدرومناسی و اجتماعی ـ اقتصادی دوباره محاسبه شود. علاوه بر این، ساختوساز دوباره در بستر رودخانه باید بهشدت کنترل شده و اقدامات کنترل سیلاب طبق ارزیابی ریسک انجام گیرد، نه صرف وضعیت معمول رودخانه.
بنابراین، استدلال «جریان آب دائمی ندارد» برای آسفالت بستر رودخانه، دستکم بهتنهایی کافی نیست. آیا آسفالت، تنها راه بود؟
حتی اگر بپذیریم بستر رودخانه بهدلیل لجنزار و وضعیت نامناسب، نیازمند ساماندهی بوده، آیا تنها راهحلُ آسفالت کامل بود؟
امروز در مدیریت شهری، راهکارهایی مانند زیرساخت سبز، سطوح نفوذپذیر و راهکارهای طبیعتمحور برای مدیریت روانآب و کاهش خطر سیلاب استفاده میشوند. از سنگفرش و بتن نفوذپذیر گرفته تا فضاهای سبز، باغهای باران و طراحی فضاهایی که در شرایط عادی محل استفاده شهروندان باشند و هنگام بارندگی، امکان عبور یا جذب آب را حفظ کنند.
البته نمیتوان بدون مطالعه گفت این گزینهها حتما مناسب الیگودرزند. جنس خاک، شیب، ظرفیت رودخانه و شدت بارش باید بررسی شود. پس باید از شهردار الیگودرز پرسید چنین گزینههایی را بررسی کرده یا آسفالت سادهترین و سریعترین راه بوده است؟
آقای لطفی میانجایی چند سوال از شما داریم که پیش از آسفالت کردن بستر رودخانه حتما به آن اندیشیدهاید. پیش از اجرای این پروژه گزینههای دیگری برای ساماندهی بستر رودخانه بررسی شده بود؟ آیا مطالعهای وجود دارد که نشان دهد آسفالت، در مقایسه با گزینههای نفوذپذیر یا طراحی ترکیبی، بهترین انتخاب برای این محدوده بوده است؟ و آیا در مطالعات هیدرولوژیک پروژه، مشخص شده که این سطح در زمان بارندگی شدید چه اثری بر مسیر عبور روانآب خواهد داشت؟
رودخانه ممکن است ماهها خشک باشد اما این به معنای آن نیست که در روز سیلاب، دیگر رودخانه نیست. خبرنگار : ملیکا قراگوزلو






