
فرارو- بیل کسیدی، سناتور جمهوریخواه ایالت لوئیزیانا
به گزارش فرارو به نقل از فارن افرز، پکن طی دههها از تجارت نهفقط بهعنوان ابزاری برای ایجاد رشد اقتصادی، بلکه بهعنوان یک ابزار ژئوپلیتیکی برای جذب سرمایهگذاری، تقویت پایه صنعتی، گسترش اقتصاد و حمایت از ارتش خود استفاده کرده است. چین این کار را از طریق ادغام سیاستهای امنیت ملی، امنیت اقتصادی، انرژی و محیطزیست انجام داده است. در بخشهایی متنوع از خودرو و مواد شیمیایی گرفته تا پنلهای خورشیدی، سیاستهای دولت چین به تولید مازاد در داخل کشور منجر شده است؛ وضعیتی که شرکتهای چینی را به صادرات با قیمتهای پایین سوق میدهد، بازارهای بینالمللی را از کالاهای چینی اشباع میکند و پایههای صنعتی اقتصادهای رقیب را تضعیف میکند.
فرسایش ظرفیت صنعتی این کشورها در نهایت توانایی آنها برای رقابت و مقاومت در برابر چین، چه از نظر اقتصادی و چه دیپلماتیک و نظامی، را کاهش میدهد. آمریکا نمیتواند در رقابتی بلندمدت با چین پیروز شود، در حالی که پکن کنترل تولید و زنجیرههای تأمین جهانی را در اختیار دارد. در واشنگتن، سیاستگذاران هر دو حزب چالش چین را به رسمیت میشناسند. با این حال، رویکرد آمریکا برای مقابله با این چالش با روی کار آمدن هر دولت جدید تغییر کرده و گاهی حتی در طول یک دوره ریاستجمهوری نیز دستخوش تغییر شده است. کنگره باید به موضوع چین ورود کند
چالشهای بلندمدت به راهحلهای بلندمدت نیاز دارند و کنگره نهادی است که بیش از هر بخش دیگری از دولت برای طراحی چنین راهحلهایی مناسب است. کنگره میتواند ثبات و پیشبینیپذیری لازم را برای هماهنگ کردن اهداف اقتصادی، تجاری و امنیت ملی آمریکا در آینده فراهم کند. اگر آمریکا امیدوار است در دهههای آینده با موفقیت با چین رقابت کند، کنگره، نه صرفاً قوه مجریه، باید چارچوبی پایدار ایجاد کند که بتواند از چرخههای سیاسی فراتر برود.
برای مقابله با سیاست تجاری چین و حفاظت از امنیت ملی آمریکا، کنگره باید قوانینی را تصویب کند که اجرای قوانین …






