
ورزشها همیشه مورد توجه مردم بودهاند و سالانه درآمدزاییهای زیادی برای باشگاههای ورزشی و کشورها دارند. بیشتر مردم جهان سالانه بودجه زیادی را به ورزشها اختصاص میدهند؛ از تهیه بلیط برای تماشای زنده ورزشها تا عضویت در باشگاههای مورد علاقه خود و حمایت مالی آنها. با این حال ورزش نیز از جمله مسائلی است که سیاست در آن دخیل بوده و با سیاست رابطه دو طرفه دارند، به گونهای که هم سیاست بر ورزش و هم ورزش بر سیاست تاثیر میگذارد. رشتههای مختلف ورزشی به میزان محبوبیت خود در فرهنگها و مناطق مختلف جهان بر سیاست ملی، منطقهای و حتی فرامنطقهای تاثیر میگذارد یا از آن تاثیر میپذیرد.
با این حال تاثیر این دو رشته بر روی یکدیگر همیشه به شکل مردم_دولت نبوده. گاهی این رابطه به صلح و یا جنگ دو کشور انجام میده و یا گاهی به شکل جنگ نرم و پنهان بوده است؛ مانند المپیک سال ۱۹۸۰ مسکو که آمریکا به دلیل دخالت نظامی شوروی در افغانستان، آن المپیک را تحریم کرد و از متحدانش خواست آنان نیز المپیک مسکو را تحریم کنند که در حدود ۴۵ تا ۵۰ کشور این المپیک را تحریم کردند. البته این تحریم بی پاسخ نماند و چهار سال بعد شوروی نیز المپیک سال ۱۹۸۴ لسآنجلس را تحریم کرد و کشورهای بلوک شرقی را نیز به تحریم المپیک لسآنجلس دعوت کرد.
اما سیاست همیشه بر ورزش تاثیر منفی نداشته و گاهی به منظور کاهش تنش از آن استفاده شده. مانند بازی فوتبال سال ۱۹۹۸ میان ایران و آمریکا که در آن مسابقه برخی حرکات نمادین مانند اهدای دسته گل از سوی کاپیتان تیم ملی ایران به کاپیتان تیم فوتبال آمریکا،جنبه دیپلماتیک آن را چند برابر کرد. زیرا این دو کشور پس از وقوع انقلاب ۱۹۷۹، روابطی همواره خصمانه با یکدیگر داشتند. نمونه دیگر نقش دیدیه دروگبا، ستاره آفریقایی تیم فوتبال چلسی برای پایان دادن به جنگ داخلی ساحل عاج پس از درگذشت رئیسجمهور این کشور و ورود به دورهای از آشوب است.
اما در ورزش فقط تیمهای باشگاهی یا ملی با سیاست ارتباط ندارند. گاهی این اثرگذاری به سطح یک بازیکن میرسد و او شخصا در ارتباط با سیاست قرار میگیرد. بسیاری از ستارههای ورزشکار به طور مستقیم …












