این شاید مهمترین بخش قصه باشد؛ اینکه بعد از آن گاف بزرگ در ماجرای سهمیه آسیایی، کسی استعفا نداد و مسئولیت را روی میز نگذاشت. چند هفته گذشت، روایتها عوض شد، خبرها آمد و تکذیب شد و فدراسیون مثل همیشه تلاش کرد از کنار یک مسئله بزرگ با قدمهای کوچک عبور کند. حالا اما ممبینی برکنار شده؛ انگار فوتبال ایران تازه یادش افتاده بعضی اشتباهها را نمیشود تا ابد پشت درهای بسته نگه داشت.
ماجرا فقط یک اشتباه در بروکراسی اداری نبود. پرونده سهمیه آسیایی از آن دست اتفاقهایی بود که نشان میدهد یک تصمیم یا یک محاسبه غلط، چطور میتواند از یک اتاق اداری بیرون بزند و به اعتبار فوتبال ایران برسد. خودِ گزارشهای رسانهای هم از «اشتباه استراتژیک» در معرفی سهمیه آسیایی بهعنوان یکی از دلایل کنار گذاشتن ممبینی یاد کردهاند و همزمان از وجود مسائل دیگری سخن گفتهاند که هنوز درباره آنها توضیح روشنی ارائه نشده است. اما سوال ساده اینجاست: اگر چنین اشتباهی آنقدر مهم بود که در نهایت به برکناری دبیرکل انجامید، چرا همان روزهای اول، کسی مسئولیتش را نپذیرفت؟ چرا فوتبال ایران باید برای فهمیدن اینکه چه کسی مسئول یک تصمیم مهم بوده، اینهمه راه دور و دراز برود؟
حالا پای مهدی تاج وسط است؛ مردی که سالهاست بلد است در فوتبال ایران، بحران را مدیریت کند، آدمها را نگه دارد و تا آخرین لحظه پشت مدیران مورد اعتمادش بایستد. درباره ممبینی هم همین اتفاق افتاد. حتی در مقطعی که خبر برکناری دبیرکل منتشر شده بود، روایتهای دیگری از ادامه کار او به گوش رسید و بعدتر گزارشهایی منتشر شد که از مخالفت یا دستکم تأخیر تاج در کنار گذاشتن او حکایت داشت. بنابراین برکناری امروز، بیش از آنکه فقط پایان کار ممبینی باشد، یک سوال جدی درباره خود تاج است: چه چیزی تغییر کرد؟ همان اشتباه، همان پرونده و همان دبیرکل، چرا یک روز قابل دفاع بود و چند هفته بعد دیگر قابل دفاع نبود؟
سوال بزرگتر؛ تصمیم تاج بود یا تصمیمی که به تاج تحمیل شد؟ …












