
ساعت حدود ۹:۳۰ شب ۳۰ تیر، بازار زاهدان همچنان شلوغ و پررفتوآمد بود. «مهرشاد دادکریمی»، جوان ۲۳سالهای که در بازار زاهدان مغازه لباس کودک دارد، به پدرش تلفن زد و گفت کارش در بازار تمام شده و میخواهد بعد از بازی بیلیارد با یکی از دوستانش، راهی خانه شود.
به گزارش شرق، او با خودروی شخصیاش به خیابان شریعتی رفته بود و منتظر دوستش بود. اما آن شب دیگر به خانه نرسید. نقل محافل هفتههای اخیر در زاهدان، روایتهایی از آدمربایی است؛ روایتهایی که بخش قابل توجهی از آنها صرفا در گفتوگوهای خانوادگی، شبکههای اجتماعی و میان شهروندان دستبهدست میشود، نه در اخبار رسمی.
خانوادهها به هر طریقی، با انتشار عکس، ویدئو و روایتهای محلی از ربودهشدن نزدیکانشان خبر دادهاند و در مواردی نیز پس از گذشت روزها و هفتهها و حتی ماهها، همچنان اطلاعی از عزیزشان در دست نیست.
اوایل بیشتر کودکان در معرض آدمربایی قرار داشتند اما چندی است که نوبت به جوانان و حتی مردان کهنسال نیز رسیده است. ۳۲ روز بیخبری
مهرشاد کریمی، یکی از کسانی است که یک ماه پیش ربوده شد و تاکنون هیچ خبری از او نیست. محمود دادکریمی، عموی مهرشاد، توضیح میدهد شب ۳۰ تیرماه که برادرزادهاش با خودروی شخصی در خیابان شریعتی توقف کرده بود، هدف افراد مسلح قرار گرفت. چهار نفر با یک خودروی پژو که به گفته او پلاک نداشت، او را از داخل خودروی روشن پیاده کردند و با خود بردند؛ اتفاقی که به گفته عموی او، در محلهای شلوغ رخ داده است؛ جایی که افراد زیادی شاهد ماجرا بودهاند و این روایت حاضران برای خانواده مهرشاد است.
از آن شب تا زمان گفتوگو با عموی مهرشاد، ۳۲ روز گذشته و خانواده همچنان از سرنوشت او بیخبر است. آنچه بعد از ربودهشدن مهرشاد برای خانوادهاش اتفاق افتاد، عجیب بود؛ یک دنیا بیخبری.
دادکریمی میگوید بعد از ربودن مهرشاد، یکی از دوستانش با کلانتری هماهنگ میکند و ماشین را از آن محل، به کلانتری میبرند. یکی دو روز بعد هم ماشین را از پارکینگ، به خانواده تحویل میدهند. نه تماس، نه درخواست …








