
فرارو- بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و تشدید سیاستهای تهاجمی او، بار دیگر سایه سنگین تنش را بر آینده روابط تهران و واشنگتن افکنده است. رئیسجمهور آمریکا در هفتههای اخیر، ضمن دفاع تمامقد از احیای سیاست «فشار حداکثری»، با صراحت تأکید کرده است که در صورت لزوم، از رویآوردن به گزینههای نظامی ابایی نخواهد داشت.
به گزارش فرارو، همزمان با این موضعگیریها، گزارشهایی از افزایش چشمگیر تحرکات نظامی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در منطقه، تشدید حلقه تحریمهای اقتصادی و رایزنیهای فشرده واشنگتن با متحدان منطقهای و اروپاییاش برای انزوای بیشتر تهران به گوش میرسد. این تحولات زنجیرهوار، از نگاه بسیاری از ناظران بینالمللی، نه تنها نشانهای از بازگشت به میز دیپلماسی نیست، بلکه از خیز بلند کاخ سفید برای حفظ اهرمهای فشار اقتصادی در کنار تقویت قدرت بازدارندگی نظامی حکایت دارد.
این فعل و انفعالات در شرایطی رقم میخورد که پس از برخی تنشهای مقطعی و درگیریهای اخیر در سطح منطقه، گمان میرفت طرفین وارد یک دوره نانوشته از آرامش نسبی و مدیریت تنش شدهاند. با این وجود، تداوم ادبیات تهدیدآمیز و جنگطلبانه در واشنگتن که با جابهجایی ناوگانها و تحرکات نظامی گره خورده، این پرسش بنیادین را پررنگتر از پیش مطرح کرده است: آیا وقفه ایجاد شده در تبادل پیامها و اقدامات میدانی میان تهران و واشنگتن، سیگنالی از کاهش تنش است یا صرفاً فرصتی استراتژیک برای بازآرایی قوا و تجدید توان دو طرف؟
محسن جلیلوند، استاد و تحلیلگر روابط بینالملل، در گفتوگو با فرارو تحلیلی متفاوت از این شرایط ارائه میدهد. او معتقد است که به هیچوجه نباید این سکوت نسبی و فاصله زمانی را به معنای پایان بحران یا فروکش کردن التهابات تعبیر کرد؛ بلکه در نگاه او، هر دو سوی میدان در حال آمادهسازی و تجهیز خود برای ورود به فاز پیچیدهتر و جدیدتری از رویارویی هستند. وقفهای برای «خشابگذاری» یا مقدمه دور تازه تقابل؟
محسن جلیلوند با اشاره به توقف کوتاه تنشها …





