قیمت طلا امروز




 سایت فرارو / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

روایت آماری مسعود نیلی از زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵/ نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده

یک اقتصاددان گفت: شکی نیست که زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مردم ایران از سال۱۳۹۷ به بعد نه تنها در مجموع، دستخوش تغییراتی بزرگ شده است.
 روایت آماری مسعود نیلی از زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵/ نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده

مسعود نیلی، اقتصاددان در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشت: امروز وقتی از ارتفاع داده‌های بهار۱۴۰۵ به گذشته‌های دور و میان‌مدت ایران نگاه می‌کنیم، درست برعکس نگاه چشمی، تصویر را روشن‌تر می‌بینیم و هرچه به نزدیک‌تر می‌رسیم، آن را کدرتر می‌یابیم. در میان این تیرگی‌ها و روشنی‌ها، سال‌هایی با چرخش‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز بوده‌اند. به این معنی که در آن سال‌ها، یک تغییر جدی در مسیر حرکت اتفاق افتاده و به اصطلاح، مقصد عوض شده است. 

بدون اینکه گذشته‌های خیلی دور را مورد واکاوی قرار دهیم، در همین بازه‌های اخیر، سال ۱۳۹۷ به‌عنوان یک سال کاملا متمایز و یکی از این نقاط چرخش، به راحتی قابل شناسایی است. 

شکی نیست که زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مردم ایران از سال۱۳۹۷ به بعد نه تنها در مجموع، دستخوش تغییراتی بزرگ شده، بلکه ابعاد این تغییرات هم در هریک از این مولفه‌ها، با گذشت زمان، افزایش یافته است. به نظر من‌عدم توجه به ابعاد این تغییرات و اثرات روحی روانی و پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن و راندن در مسیر قبلی بدون توجه به چرخش‌های اساسی داده شده در آن، همه سرنشینان را دچار فاجعه خواهد کرد. 

در ادامه به تعدادی از شاخص‌های مهم مرتبط با این فرضیه که سال‌های ۱۳۹۷ به بعد به‌صورت بنیادی دوره‌ای متفاوت بوده اشاره می‌کنم: 

۱. نرخ ارز از ابتدای سال۱۳۹۷ تاکنون، تقریبا ۵۰برابر شده است. این در حالی است که در بازه‌های زمانی مشابه در گذشته، حداکثر ۴برابر می‌شده است. ضمن اینکه این ۵۰برابر شدن در مسیری هموار اتفاق نیفتاده و به‌صورت ۷بحران بزرگ ارزی، مانند زلزله‌های شدید، اقتصاد ایران را لرزانده و خرابی‌هایی بزرگ به جا گذاشته است. 

۲. سطح عمومی قیمت‌ها در همین فاصله، کمی بیش از ۱۹برابر شده، درحالی‌که در فاصله‌های مشابه قبلی، حدودا ۳.۵ تا ۳.۸برابر می‌شده است. در مورد خوراکی‌ها، افزایش در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تاکنون، در مقیاس بیش از ۳۴برابر است. درحالی‌که در بازه‌های مشابه قبلی، این نسبت، حدودا ۴برابر بوده است. 

۳. تولید ناخالص داخلی که معمولا در بازه‌های حدودا ۸ساله حدودا ۱.۵برابر می‌شده، از سال۱۳۹۷ تاکنون رشد بسیار اندکی داشته و درآمد خالص ملی سرانه در همین فاصله، تقریبا ۱۲ درصد کاهش یافته است. 

۴. در فاصله ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳، تقریبا ۱۶میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده و البته برآوردی از تحولات پس از آن، هنوز اعلام نشده است. این رقم، هیچ مشابه قبلی ندارد. 

۵. از نظر اشتغال، درحالی‌که از سال۱۳۹۸، حدود ۵میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده، میزان خالص اشتغال، تنها ۴۰۰هزار نفر افزوده شده و به این ترتیب طی ۷سال، هر سال، به‌طور متوسط، بیش از ۷۰۰هزار نفر به جمعیت در سن کار افزوده شده، اما سالانه تنها ۵۷هزار شغل جدید اضافه شده است. همین باعث شده است که جمعیت غیرفعال به اعداد غیرمتعارف در بازه ۳۹.۵ تا ۴۰میلیون نفر در فصول اخیر برسد.

یعنی از کل جمعیت حدود ۶۶.۵میلیون نفر در سن کار، حدود ۴۰میلیون نفر وارد بازار کار نمی‌شوند و حدود ۲.۵میلیون نفر هم بیکارند. بنابراین از تمام جمعیت در سن کار ۶۶.۵میلیون نفری، تقریبا ۴۲ تا ۴۲.۵میلیون نفر، هیچ نقشی در ایجاد درآمد ندارند و تنها حدود ۲۴ تا ۲۴.۵میلیون نفر کار می‌کنند که شامل کارهای پاره‌وقت هم می‌شود. نکته بسیار مهم این است که بخش غالب جمعیت غیرفعال و بیکار را جوانان در بازه سنی ۲۰ تا ۲۹سال تشکیل می‌دهند. 

۶. داستان اشتغال زنان، داستانی خاص و مهم و درخور توجه مستقل است. اما به همین مقدار بسنده می‌کنم که در فاصله زمانی ذکرشده، به جمعیت زنان در سن کار، ۲.۶میلیون نفر افزوده شده اما نه تنها به اشتغال زنان افزوده نشده، بلکه در فاصله سال‌های ۱۳۹۸ تاکنون، ۷۰۰هزار شغل هم کاهش داشته است. بنابراین می‌توان انتظار داشت که در شرایط موجود، جوانان در بازه سنی ۲۰ تا ۲۹سال و زنان در کل و به‌ویژه زنان تحصیل‌کرده، در شرایطی کاملا آسیب‌پذیر و بلکه خطرناک به‌سر ببرند. 

۷. آمارهای اعلام‌شده از بازار کار بهار ۱۴۰۵، نکته مهم دیگری را نیز مشخصا در مورد اشتغال صنعتی گوشزد می‌کند. آن نکته اینست که در بازه بهار ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۵، طی ۲۱سال، حدود یک‌میلیون و ۶۵۰هزار نفر به خالص اشتغال صنعت اضافه شده به این معنی که تقریبا کمتر از ۸۰هزار نفر سالانه به تعداد شاغلان صنعت افزوده شده است. اما با کمال تاسف مشاهده می‌کنیم که تنها ظرف یک‌سال از بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، حدود ۶۳۰هزار نفر از شاغلان صنعت کاسته شده است. 

یعنی اشتغال ذره ذره افزوده شده طی ۸سال، تنها در یک‌سال بر باد رفته است. بیان این نکته مفید است که اساسا، از سال۱۳۸۴ که آمارهای فصلی بازار کار ایران، تهیه شده و انتشار پیدا می‌کند، اقتصاد ایران، به جز سال ۱۳۹۹ که مصادف با کروناست، هیچ سال دیگری را که اشتغال در مقیاسی قابل‌توجه، مثلا بیش از ۲۰۰ هزار نفر، کاهش داشته باشد، تجربه نکرده است. 

کاهش اشتغال غیر کرونایی در این مقیاس، مختص سال۱۴۰۵ است. اشاره به این نکته هم ضروری است که اشتغال وقتی از دست می‌رود، خیلی سخت بازمی‌گردد. به‌عنوان مثال، درحالی‌که نقطه اوج اشتغال کل در سال۱۳۹۸ برابر ۲۴.۳میلیون نفر بود، با وقوع کرونا، حدود ۱.۱میلیون نفر در یک‌سال ۱۳۹۹ از تعداد شاغلان کاسته شد. بازگشت به اشتغال قبل از کرونا یعنی ۱۳۹۸، تا ۱۴۰۲ طول کشید. لذا کرونا، جدای از آثار مصیبت‌باری که از نظر مرگ و میر هموطنانمان ازخود به‌جا گذاشت، آثار بازار کار آن هم ماندگار شد؛ چراکه در واقع، بیش از ۳میلیون نفری که طی ۴سال به جمعیت در سن کار اضافه شدند، نتوانستند شغلی پیدا کنند و اشتغال کشور عملا از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ به‌طور متوسط، ثابت باقی ماند. 

آنچه ذکر شد، فقط قسمتی از بخش اقتصادی داستان غم‌انگیز زندگی ایرانیان، طی سال‌های ۱۳۹۷ به بعد بود. اما همه می‌دانیم که سال‌های ۱۳۹۷ به بعد، علاوه بر اقتصاد، بیشترین چگالی را هم از نظر حوادث و مصیبت‌ها و عزاها و شیون‌ها در ابعاد دیگر داشته است. آبان ۱۳۹۸، مصیبت بنزین و حوادث مرتبط با آن، دی ۱۳۹۸، شهادت سردار سلیمانی و متعاقب آن، حادثه هواپیمای اوکراینی، ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، همه‌گیری کرونا و از دست رفتن عزیزان و زندگی سختی را که ایجاد کرد، ۱۴۰۱، اعتراضات معروف به جنبش شادروان مهسا و مصیبت‌هایی که درپی داشت و غم‌هایی که به یادگار گذاشت، جنگ ۱۲روزه در خرداد۱۴۰۴، حوادث غم‌بار دی۱۴۰۴ که بی‌نیاز از هرگونه توضیحی است و پس از آن، مصیبت‌های یکی پس از دیگری با شروع مرحله دوم جنگ، همگی وقایع خونینی بوده‌اند که فارغ از هرگونه تحلیلی که از نظر جبهه‌بندی‌های سیاسی داشته باشیم، روح و روان جامعه ایران را عمیقا تحت‌تاثیر قرار داده‌اند. 

این چگالی بالا از تحولات اجتماعی و سیاسی و این میزان از تغییرات اقتصادی را باید کاملا جدی گرفت. هرگونه اشتباه در دادن وزن متناسب به یک یک این اتفاقات، به‌لحاظ درجه اهمیت آن‌ها در فرسایش اجتماعی جامعه امروز ایران، می‌تواند غافلگیری‌هایی فاجعه‌آفرین را رقم بزند. 

تجربه این غافلگیری‌ها در دیگر کشورها و طی سال‌های گذشته، به‌خصوص از این بابت که بسیاری از آن‌ها، خود را مستثنی تلقی می‌کردند، بسیار آموزنده است. وقتی سال۱۳۹۷ شروع شد، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که وارد دوره‌ای با این همه مصیبت و سختی و ناامنی و تخریب و اضطراب شده باشیم. اما هرچه بوده، امروز در زمانی به فاصله بیش از ۷سال از آن شروع غم‌بار قرار گرفته‌ایم و لازم است از خود بپرسیم که از این دوران پرحادثه چه آموخته‌ایم. در سال‌های آینده، زندگی ایرانیان طی دهه‌های اخیر، نکات درس آموز بسیاری را نه تنها برای جامعه ایران، بلکه برای جهانیان خواهد داشت. 

اما بدون هیچ‌گونه تردیدی، سال‌های ۱۳۹۷ به بعد، به‌عنوان دوره‌ای بسیار بسیار متمایز، درس‌آموزی‌های خاصی خواهد داشت. بگذاریم پیش از آنکه آیندگان و دیگران، از ما بیاموزند، خودمان، چابک منشانه، از خودمان بیاموزیم. 

هرچه در شروع ۱۳۹۷، بی‌اطلاع از حتی گزینه‌های پیش روی کشور تا ۱۴۰۵ بودیم، امروز می‌توانیم ادعا کنیم که با درجه دقت بالایی، به اندازه‌ای که برای تصمیم‌گیری‌های کلان و اساسی نیاز است، از گزینه‌های پیش روی ایران، برای بازه‌های حتی ۲ تا ۳سال آینده آگاه هستیم. شاید هیچ زمانی نمی‌توانستیم با این درجه از دقت، پیش‌بینی کنیم که همین سال‌های نزدیک آینده مثلا تا ۱۴۰۸-۱۴۰۷، ایران، «به‌طور بنیادی» متفاوت از ۱۴۰۵ خواهد شد. هر تصمیمی امسال بگیریم (شامل بی‌تصمیمی و گذران زمان)، یکی از این سرنوشت‌های متفاوت بنیادی را برایمان رقم خواهد زد. 

سرنوشت ایران فردا، بدون تردید توسط یکی از دو رویکردی که امروز با هم در تقابل هستند، ساخته خواهد شد. یک رویکرد، حکمرانی را عرصه جنگاوری می‌داند و رسالت اصلی حکومت را مبارزه بی‌امان با قدرت‌های سیاسی جهان می‌داند و معتقد است، دقیقا هم‌اینک، زمان تاختن و جلو رفتن و پنجه در پنجه انداختن با آن‌ها است. 

این نگاه، بسنده کردن به دستاوردهای ارزشمند موجود در رسیدن به یک تفاهم‌نامه قابل دفاع برای جامعه حال و آینده کشور را تله دشمن برای متوقف کردن رزمندگان در مرحله‌ای می‌داند که از نظر آن‌ها، چیزی تا پیروزی کامل نمانده است. این نگاه البته از یک تحلیل پشتیبان هم بهره می‌برد و آن هم این است که حتی اگر به پیروزی هم نرسیم، به تکلیفمان عمل کرده‌ایم. 

نگاه دیگر، حکمرانی را عرصه فراهم‌آوری آرامش و صلح و ثبات و رفاه در سایه عزت و استقلال کشور می‌بیند. پشتیبانان این نگاه، همچنین، تجاوز بیگانه را برنمی‌تابند و معتقدند سرنوشت ایران، تنها به‌دست خود ایرانیان باید رقم زده شود. این رویکرد، تورم، بیکاری، فقر، اعتیاد، جرم و جنایت، طلاق، بی‌ثباتی اقتصاد کلان و موارد مشابه از نوع آمارهایی را که در ابتدای این نوشته ارائه شد، جدای از تصمیمات حوزه نظامی نمی‌بیند و معتقد است قید محدودیت منابع، ارتباط اجتناب‌ناپذیر میان این مولفه‌ها را برقرار کرده و اقتضائات خود را تحمیل خواهد کرد. 

این دو رویکرد، در اینکه هنگام تجاوز به کشور باید عزتمندانه از ایران دفاع کرد، مشترک بودند و باعث شدند که ایران با قامتی افراشته با همه مشکلات و سختی‌ها و ضعف‌هایی که داشت، پایداری کند. اما از این پس، خواه‌ناخواه، فقط یکی از این دو رویکرد می‌تواند بر سرنوشت ایران سایه بیندازد و آینده آن را رقم بزند. 

هرچه بر ایران عزیز بگذرد و هر اتفاقی برای آن بیفتد، این را مطمئن هستیم که فرداهای ۱۴۰۶ و ۱۴۰۷ و پس از آن، خواهند رسید و دوباره کسانی خواهند بود که شاخص‌های ذکرشده در بخش ابتدایی این نوشته را با مقادیر سال ۱۴۰۵ مقایسه کنند. آیا مهم است که ابعاد تفاوت‌ها و نسبت‌ها چقدر باشند. نگارنده بر این باور است که حتما مهم است. نه اهمیت تنها انسانی، بلکه اهمیت برآمده از شکسته شدن سقف تاب‌آوری جامعه آن هم به‌صورت غافلگیرانه. 

خطای راهبردی آنست که این شاخص‌ها را تنها عدد تلقی کنیم و فراموش کنیم که آن‌ها اصلا عدد نیستند، بلکه زندگی‌اند. زندگی آنانی که امروز بیمارند که یا می‌توانند به دارو و درمان دسترسی پیدا کنند و علاج شوند یا حیاتشان به تقدیری که خودمان رقم زده‌ایم، احاله می‌شود. زندگی جوانانی که می‌توانند شغل پیدا کنند و زندگی‌های دیگری را بیافرینند یا به ورطه‌های ناامیدی، اعتیاد و جرم و جنایت سوق داده شوند. 

تاریخ نشان داده است که در مقاطعی مهم، زمان حال، سیاستمداران را فریب داده و به آن‌ها اطمینان داده که فردا، ادامه خطی دیروز خواهد بود و لازم نیست نگران باشند. غافل از اینکه این فریب، گویی یک بازیگوشی پرهزینه تاریخ برای گریز از یکنواختی خسته‌کننده برای آن است. ایران فردا، با دلهره و اضطراب، به انگشتانی از ایران امروز چشم دوخته تا ببیند کدام فردا را نشانه گرفته است.



۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران

محدود کردن مبادلات مالی و تجاری با تهران، تشدید کنترل بر شبکه‌های مستقر در دبی و برخورد با مسیرهای دور زدن تحریم‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند ابوظبی همچنان می‌کوشد این فشار را به‌صورت تدریجی اعمال کرده و کانال‌های سیاسی با تهران را کاملا نبندد.

برای افزایش فشار بر ایران، آمریکا به همراهی امارات نیاز دارد. امارات در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و با وجود اختلافات مکرر میان دو دولت، پیوندهای عمیق تجاری، تاریخی و فرهنگی با همسایه بزرگ‌تر خود، ایران، دارد.


۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

ونس درباره ایران: اکنون وارد مرحله جدیدی شده‌ایم

رویداد۲۴| معاون رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شد که اکنون موثرترین ابزار آمریکا برای فشار بر ایران، «فشار اقتصادی» است.

جی‌ دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا ادعا کرد: ما به لطف تلاش‌های گسترده و طاقت‌فرسایی که ارتش ما و کارکنان بخش تجاری انجام داده‌اند، توانسته‌ایم مقادیر زیادی نفت و گاز را از طریق تنگه هرمز منتقل کنیم. آنچه محقق شده، با وجود اینکه نیاز داریم حجم بیشتری از انرژی از تنگه هرمز عبور کند، یک موفقیت بزرگ محسوب می‌شود.

وی گفت: تنگه هرمز اصلی‌ترین اهرم فشاری است که ایران در اختیار دارد. ما به ادامه این رویکرد ادامه خواهیم داد، زیرا معتقدیم این بهترین راه برای دستیابی به هدف نهایی در نهایت است.

او مدعی شد: با وجود تیراندازی‌های ایران به کشتی‌های تجاری، توانسته‌ایم خروج مقادیر زیادی نفت و گاز از طریق تنگه هرمز را تضمین کنیم. ما باید عبور مقادیر بیشتری از محموله‌های انرژی از طریق تنگه هرمز را تضمین کنیم. اگر بتوانیم حجم کافی از نفت و گاز را از تنگه هرمز منتقل کنیم و همزمان ایرانی‌ها را به دلیل هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری مجازات کنیم، این امر فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر آنها وارد خواهد کرد.

ونس ادعا کرد: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آنها را درباره نوع توافق یا ترتیباتی که مایل‌اند با ما منعقد کنند، تغییر می‌دهد. فشارهای اقتصادی باعث خواهد شد ایران به این فکر کند که آیا می‌خواهد اقتصادش برای همیشه در وضعیت خفگی باقی بماند یا ترجیح می‌دهد روابط بهتری با غرب ایجاد کند.

معاون ترامپ مدعی شد: اگر ایران بر تیراندازی به کشتی‌ها اصرار داشته باشد، ما تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن انجام خواهیم داد. ما تا حد زیادی موفق شده‌ایم عملیات تیراندازی ایران علیه کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز را متوقف کنیم. اکنون وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن، مؤثرترین ابزار ما فشار اقتصادی است که می‌توانیم بر آنها اعمال کنیم.

ونس مدعی شد: اکنون در مرحله جدیدی قرار داریم و توانمندی‌های نظامی متعارف ایران را از بین برده‌ایم و فشارهای عظیمی بر پایه صنعتی آنها که برای تولید تسلیحات مورد استفاده قرار می‌گیرد، وارد کرده‌ایم. این مرحله به توازن دقیقی نیاز دارد؛ زیرا در حالی که ما بر آنها فشار اقتصادی وارد می‌کنیم، آنها نیز تلاش خواهند کرد فشار مشابهی بر ما وارد کنند. هفته‌های گذشته ثابت کرد که ایرانی‌ها فشار این اقدامات را بسیار بیشتر از آنچه ما احساس کردیم، متحمل شده‌اند.

انتخاب


۲ ساعت قبل / سایت خبرفوری

ونس از فاز جدید فشار علیه ایران خبر داد؛ «مؤثرترین ابزار ما فشار اقتصادی است»

«جی دی ونس» روز پنجشنبه به وقت محلی در گفت وگویی با تکرار زیاده خواهی ها به رغم شکست سیاست فشار حداکثری و تحریم های واشنگتن طی دهه های گذشته مدعی شد: «ما به اعمال این فشار ادامه خواهیم داد، چون معتقدیم این بهترین راه برای دستیابی نهایی به هدف نهایی است.»

معاو.ن رئیس جمهوری آمریکا در این گفت وگو همچنین مدعی شد: با تلاش فوق‌العاده نیروهای نظامی‌ آمریکا، توانسته ایم مقدار زیادی نفت و گاز را از تنگه هرمز خارج کنیم.»

رئیس هیات مذاکره کننده آمریکا ادعا کرد: «باید مقدار بیشتری (نفت) را (از طریق تنگه هرمز) خارج کنیم، اما این کار تا اینجا بسیار موفقیت‌آمیز بوده است، چون تنگه هرمز همان نقطه اهرم فشار ایران است.»

بیشتر بخوانید:   وزیر خزانه‌داری آمریکا: شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران اعمال خواهیم کرد

آمریکا سال‌هاست از ابزارهای تحریم‌های مالی و اقتصادی که به اذعان رسانه های آمریکایی، کارایی خود را از دست داده اند، علیه کشورها و گروه هایی که همسو با سیاست ها و اهداف واشنگتن نیستند، استفاده می کند.

واشنگتن، افراد، نهادها و شرکت های مختلف در جهان را به بهانه های مختلف از جمله تهدیدکردن امنیت ملی یا مرتبط با فعالیت‌های غیرقانونی خود و متحدانش همواره تحت تحریم ها قرار داده است.

رئیس جمهوری آمریکا ۱۹ اوت برابر با ۲۸ مرداد ماه در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود با تکرار لفاظی‌هایش و درحالیکه در میانه مذاکرات به ایران تجاوز کرده است، ادعا کرد: هیچ‌کس بیش از من به جمهوری اسلامی ایران فرصت نداده است تا به یک توافق دست پیدا کند. متاسفانه، (البته) برای آنها، این فرصت را از دست دادند.

ترامپ که به شدت به دلیل پیامدهای تجاوز علیه ایران تحت فشار افکار عمومی مردم آمریکا و کنگره در آستانه انتخابات میاندوره‌ای قرار دارد، مدعی شد: بنابراین، امروز خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی‌ که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام می‌کنم! این یک جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه خواهد بود.

رئیس جمهوری آمریکا در حالیکه واشنگتن سالهاست رویکرد خصمانه فشار اقتصادی و تحریم‌ها علیه ملت ایران را در پیش گرفته است، با اشاره به نبرد نورماندی و عملیات موسوم به «روز دی / D-DAY» ادعا کرد: «این یک روز - دی (تعیین کننده) اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند و برای منزوی کردن و شکست تهدید ایران همکاری کنند.» و «هر کشوری که به موسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها و یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع حمایتی از ایران ارائه دهند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.»

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران نیز روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با انتشار دو تصویر درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار، «روز D اقتصادی» ادعایی دونالد ترامپ علیه ایران را تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی و بدهی فزاینده آمریکا دانست و تاکید کرد تداوم سیاست‌های شکست‌خورده واشنگتن، جز شکست بیشتر و افزایش خصومت ایرانیان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

وی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ با بیان اینکه مذاکرات با عمان در خصوص سازکار حقوقی و مدیریت تنگه هرمز در خصوص تعیین مسیر تردد تنگه هرمز در حال انجام است و خیلی به توافق نزدیک هستیم، توضیح داد: در گذشته TSS یا مسیری وجود داشت که دیگر از نظر جمهوری اسلامی این مسیر برای تردد کشتی‌ها قابل قبول نیست و لازم است یک TSS جدیدی در نظر گرفته شود که البته دارای پیچیدگی‌های گسترده فنی و حقوقی است.


۲ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

تکرار محاسبه غیرواقع‌بینانه آمریکا از تحریم بر ایران | ونس: فشار اقتصادی باعث می‌شود ایران به سوی بهبود رابطه با غرب حرکت کند

به گزارش شهرآرانیوز، جی‌دی ونس امروز، پنجشنبه، ۲۹ مرداد، هدف فشار اقتصادی بر ایران را وادار کردن تهران به انجام محاسبات لازم جهت بهبود رابطه با غرب اعلام کرد.

وی مدعی شد که فشار اقتصادی بر این باعث خواهد شد این کشور محاسبات خودش را در مورد توافقی که می‌خواهد با ایالات متحده منعقد کند، تغییر دهد.

ونس با بیان اینکه فشار باعث می‌شود ایران به این فکر کند که آیا می‌خواهد اقتصادش برای همیشه در تنگنا بماند یا رابطه بهتری با غرب داشته باشد، تصریح کرد: آمریکا به فشار اقتصادی بر ایران ادامه خواهد داد، زیرا این سیاست در نهایت به هدف خود خواهد رسید.

منبع: تسنیم

در ادامه حتما بخوانید پنتاگون به دنبال برکناری ناشر روزنامه نظامی پس از افشاگری درباره ناو آبراهام لینکلن


۳ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ادعای ونس: تنگه هرمز اصلی‌ترین اهرم فشار تهران است/ وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است/ در حالی که ما بر تهران فشار اقتصادی وارد می‌کنیم، آن‌ها نیز تلاش می‌کنند تا فشار مشابهی بر ما وارد کنند

کد خبر: 787355 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۲۲:۵۵:۳۱ اعتمادآنلاین |

جی‌ دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا ادعا کرد: ما به لطف تلاش‌های گسترده و طاقت‌فرسایی که ارتش ما و کارکنان بخش تجاری انجام داده‌اند، توانسته‌ایم مقادیر زیادی نفت و گاز را از طریق تنگه هرمز منتقل کنیم. آنچه محقق شده، با وجود اینکه نیاز داریم حجم بیشتری از انرژی از تنگه هرمز عبور کند، یک موفقیت بزرگ محسوب می‌شود.

وی گفت: تنگه هرمز اصلی‌ترین اهرم فشاری است که ایران در اختیار دارد. ما به ادامه این رویکرد ادامه خواهیم داد، زیرا معتقدیم این بهترین راه برای دستیابی به هدف نهایی در نهایت است.

او مدعی شد: با وجود تیراندازی‌های ایران به کشتی‌های تجاری، توانسته‌ایم خروج مقادیر زیادی نفت و گاز از طریق تنگه هرمز را تضمین کنیم. ما باید عبور مقادیر بیشتری از محموله‌های انرژی از طریق تنگه هرمز را تضمین کنیم. اگر بتوانیم حجم کافی از نفت و گاز را از تنگه هرمز منتقل کنیم و همزمان ایرانی‌ها را به دلیل هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری مجازات کنیم، این امر فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر آنها وارد خواهد کرد. اخبار مرتبط ونس: ایرانی‌ها مذاکره‌کنندگان سرسختی هستند؛ واشنگتن برای حل‌وفصل پرونده ایران از همه ابزارهای… ونس: اگر می‌خواهند مسئولیت تلاش برای پایان موفقیت‌آمیز جنگ را بر عهده من بگذارند، از این موضوع…