
فرارو- گاهی تاریخ نه با یک انفجار بزرگ، بلکه با فرسوده شدن تدریجی قواعدی که جهان را سرپا نگه داشتهاند، وارد مرحلهای تازه میشود. شاید آنچه امروز در سیاست بینالملل میبینیم، بیش از آنکه مقدمه جنگ جهانی سوم باشد، نشانه ورود جهان به دورهای باشد که در آن دیگر نمیتوان با مفاهیم و قواعد متعلق به جهان پس از جنگ سرد، واقعیتهای جدید را توضیح داد.
به گزارش فرارو، اوکراین هنوز در جنگ است؛ جنگی که با وجود تلاشهای دیپلماتیک، همچنان چشمانداز روشنی برای پایان ندارد و حتی در روزهای اخیر، حملات روسیه به زیرساختها و کمبود سامانههای دفاع هوایی اوکراین دوباره شدت شکنندگی این جنگ را نشان داده است.
در خاورمیانه نیز آتشبس میان ایران و آمریکا، به معنای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ نیست. هرمز دیگر صرفاً یک آبراهه جغرافیایی نیست؛ به یک مسئله ژئوپلیتیک تبدیل شده است. همزمان بابالمندب نیز دوباره در معرض تهدید قرار گرفته و کاهش شدید تردد کشتیها در هر دو تنگه نشان میدهد که حتی «آزادی کشتیرانی» که یکی از مفروضات بنیادین نظم اقتصادی جهانی بود، دیگر امری بدیهی نیست.
در لبنان نیز آتشبس، هنوز به معنای حل مسئله نیست. اسرائیل اعلام کرده نیروهایش در جنوب لبنان باقی خواهند ماند و سازمان ملل همچنان از نقضهای روزانه آتشبس سخن میگوید.
در شرق آسیا، مسئله تایوان و کره شمالی همچنان دو نقطه بالقوه انفجارند؛ در جنوب آسیا، هند و پاکستان همچنان در وضعیتی قرار دارند که یک بحران محدود میتواند به سرعت ابعاد منطقهای پیدا کند؛ و در نیمکره غربی نیز تنشهای مربوط به ونزوئلا، کوبا و حتی ایده جنجالی تغییر وضعیت گرینلند، بخشی از تصویری بزرگتر را تشکیل میدهند.
بنابراین پرسش اصلی شاید این نباشد که «آیا جنگ جهانی سوم نزدیک است؟» پرسش مهمتر این است:
چرا جهان همزمان بیش از هر زمان دیگری مستعد بحران است و در عین حال، چرا همین جهان تقریباً به همان اندازه از یک جنگ جهانی تمامعیار فاصله دارد؟
این پارادوکس، کلید فهم وضعیت کنونی جهان است. ۱. بازگشت هابز؛ اما نه به شکل جنگ همه علیه …






