
به گفته سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران هنگامی که بحرانها پیدرپی رخ میدهند و پایان هیچکدام روشن نیست، افق برنامهریزی کوتاه میشود. زندگی از مسیر «ساختن آینده» به سمت «ادارهکردن امروز» حرکت میکند.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
بعد از جنگ ۱۲ روزه که بسیاری انتظار وقوع آن را نداشتند، اعتراضات دیماه و سپس جنگی که به آتشبس و اکنون به توافقی با سرنوشتی نامعلوم رسیده است، بسیاری احساس بلاتکلیفی میکنند. آیا میتوان وضعیت کنونی را نوعی «تعلیق اجتماعی» نامید؟
بله، میتوان از مفهوم «تعلیق اجتماعی» استفاده کرد؛ البته نه به معنای متوقفشدن کامل جامعه، بلکه به این معنا که بخش بزرگی از مردم نمیدانند تصمیمهای مهم زندگی خود را بر چه تصویری از آینده بنا کنند. در شرایط عادی، افراد حتی با وجود مشکلات میتوانند برای چند سال آینده برنامهریزی کنند و درباره شغل، مسکن، ازدواج، فرزندآوری، تحصیل، سرمایهگذاری یا ماندن و مهاجرت تصمیم بگیرند. اما هنگامی که بحرانها پیدرپی رخ میدهند و پایان هیچکدام روشن نیست، افق برنامهریزی کوتاه میشود. زندگی از مسیر «ساختن آینده» به سمت «ادارهکردن امروز» حرکت میکند.
یکی از مهمترین پیامدهای روانی این وضعیت، از کف رفتن تخیل نسبت به آینده است. منظور از تخیل، خیالپردازی غیرواقعی نیست؛ بلکه توانایی تصور یک آینده نسبتاً قابل پیشبینی و احساس امکان اثرگذاری بر آن است. وقتی این توانایی کاهش پیدا میکند، فرد ممکن است همچنان کار کند و زندگی روزمره را ادامه دهد، اما احساس کند زندگی او موقت، ناتمام و در انتظار تعیین تکلیف است.
انباشت بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی نیز نوعی استرس مزمن ایجاد کرده است. در چنین وضعی میتوان گفت ایمنی روانی جامعه کاهش یافته است؛ یعنی آستانه تحمل پایینتر میآید و یک خبر، افزایش قیمت، شایعه یا تنش تازه میتواند واکنشهایی شدیدتر از اندازه ظاهری آن رویداد ایجاد کند. این واکنشها …












