سلیمان محمدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «این روزها هر جایی از شهر آدم سرش را بچرخاند یک واژه میخورد توی صورتش. از بیلبورد گرفته تا در و دیوار و بنر و اتیکت و حتی بدنه اتوبوسهای شهرداری. هر جا جملهای هست سر یا تهش واژه «قسطی» است. گوشی قسطی، لپتاپ قسطی، لباس قسطی، لوازم خانگی قسطی و حتی سفر قسطی. روزانه از سطح شهر گرفته تا گوشی موبایل، یک پیام مدام تکرار میشود: «لازم نیست پول داشته باشی؛ بخر و بعدا پرداخت کن.»
پر واضح است که استفاده از تسهیلات اعتباری برای تامین نیازهای اساسی و با دوام زندگی به خودی خود چیز بدی نیست و در دنیا هم مرسوم است (البته نه با مختصات سودهای بالای ۲۰ و ۳۰ درصدی که ما میکشیم روی وامها). اما ماجرا زمانی قابل تامل میشود که «قسطی بخر» از کالاهای بادوام عبور کرده و حالا به خریدهای سوپرمارکتی رسیده است. یعنی کالایی را که امروز میخوری و تمام میشود، فردا باید پولش را بدهی. این پدیده فقط ظهور یک شیوه تازه پرداخت نیست. …














