فرارو- محسن صالحیخواه؛ یک خبرگزاری که متعلق به یک قوه بسیار بسیار بسیار بسیار محترم است، در گزارشی راجع به سریال کلاغِ مهدویان – اسم کوچکش محمدحسین است، اسم سریالش کلاغ است – نوشت: «بزرگترین نقد وارد بر کلاغ اما نه به ضعفهای فنی یا روایت طولانی بیسرانجام، بلکه به لایه زیرین و پیام پنهان آن بازمیگردد. زبان فیلم به بیننده میفهماند که در آن زمان، کسانی که با شکنجه مخالفان سروکار داشتند هم آدم بودند، عاشق میشدند، رنج میکشیدند و خانواده داشتند.
در یک سکانس، جلال پس از دیدن کشیده شدن ناخن یک زندانی، ناراحت میشود و به زیر باران میرود. در آنجا با خود میگوید چرا من کتابفروش یا کافهدار نشدم تا نزدیک سایه بودم و او پیش من میآمد؟ این تراوشات ذهنی که میکوشد شکنجهگری س.ا.و.ا.کی را به انسانی حساس و پشیمان تبدیل کند، نهتنها با منطق داستان همخوانی ندارد، بلکه به سفیدنمایی یک امر شر به نام س.ا.و.ا.ک منجر میشود.» …













