قیمت طلا امروز




 سایت فرارو / ۱۴۰۵/۰۵/۲۲

اسرائیل در محاصره بی‌اعتمادی منطقه‌ای

این گزارش استدلال می‌کند که قدرت نظامی اسرائیل الزاماً به معنای هژمونی منطقه‌ای نیست. وابستگی امنیتی به آمریکا، فرسایش مشروعیت بین‌المللی، کاهش محبوبیت جهانی، خروج سرمایه انسانی و محدودیت نقش اسرائیل در دیپلماسی، انرژی و تجارت، نشان‌دهنده شکاف میان سلطه و رهبری است. کشورهای منطقه نیز به‌تدریج در حال ایجاد شبکه‌های مستقل از اسرائیل هستند. بااین‌حال، این روند به معنای فروپاشی قریب‌الوقوع اسرائیل نیست؛ بلکه بیانگر فرسایش تدریجی توان آن برای تعیین قواعد و سازمان‌دهی منطقه حول خود است.
 اسرائیل در محاصره بی‌اعتمادی منطقه‌ای

فرارو- هشام جعفر، پژوهشگر حوزه اندیشه و جنبش‌های اسلامی و حل‌وفصل منازعات، در نشریه میدل ایست آی

به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست آی، از دیدگاه آنتونیو گرامشی، فیلسوف ایتالیایی، «سلطه» توانایی اعمال اجبار و واداشتن دیگران به اطاعت از طریق زور است. اما «هژمونی» نوعی رهبری مبتنی بر رضایت است؛ نظمی که برای کسانی که در چارچوب آن زندگی می‌کنند، طبیعی و بدیهی به نظر می‌رسد؛ به‌گونه‌ای که ذهن‌ها پیش از آنکه بدن‌ها وادار به اطاعت شوند، تسلیم می‌شوند.

سلطه می‌تواند منع و ویران کند، اما نمی‌تواند اقناع کند، چیزی بسازد یا رهبری کند. بر همین اساس، باید «هژمونی» ادعایی اسرائیل را در پرتو جنگ بی‌وقفه‌ای سنجید که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده و همچنان ادامه دارد. اسرائیل ظاهراً به اوج قدرت نظامی خود رسیده است؛ زیرساخت‌های نظامی حماس را از میان برده، رهبران حزب‌الله را کشته، بخش‌هایی از غزه، لبنان و سوریه را به اشغال خود درآورده و برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران را تضعیف کرده است.

بااین‌حال، این پیروزی‌های تاکتیکی نه‌تنها به ایجاد هژمونی منجر نشده‌اند، بلکه به فرسایش آن انجامیده‌اند. این تحولات نشان می‌دهند که اساساً هژمونی واقعی هرگز وجود نداشته است؛ آنچه وجود داشته، صرفاً سلطه‌ای عریان بوده که زیر چتر راهبردی آمریکا دوام آورده است. اسرائیل؛ قدرت فناوری بدون قدرت تعیین قواعد جهانی

بزرگی، قدرت نیست؛ برتری، رهبری نیست؛ و حضور، به معنای ادغام و پیوند نیست. اگر هژمونی اسرائیل را در سه بُعد اقتصاد جهانی، قواعد حاکم بر منطقه و شبکه‌های منطقه‌ای بررسی کنیم، درمی‌یابیم که این هژمونی یا به‌طور پیوسته در حال فرسایش است یا اساساً از ابتدا وجود نداشته است.

بخش فناوری پیشرفته اسرائیل تقریباً ۱۷ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد و سهم آن از صادرات، در چهار ماه نخست سال گذشته، به رکورد ۵۷ درصد رسیده است. اسرائیل همچنین بالاترین میزان هزینه‌کرد غیرنظامی در تحقیق و توسعه، نسبت به تولید ناخالص داخلی، را در جهان دارد.

بااین‌حال، نباید اندازه یک بخش اقتصادی را با قدرت آن برای تعیین قواعد حاکم بر همان بخش اشتباه گرفت. تسلط بر بازی‌ای که قواعدش را دیگری نوشته است، نشانه مهارت و برتری است، نه قدرت. تصویر واقعی حتی از این نیز چندان امیدوارکننده نیست؛ سازمان نوآوری اسرائیل درباره رکود اشتغال، کاهش شمار کارکنان بخش تحقیق و توسعه و افت تعداد شرکت‌های نوپا هشدار داده است.

تنها حوزه‌ای که اسرائیل واقعاً توانسته قواعدی در سطح جهانی تعیین کند، امنیت سایبری است. این کشور میزبان مراکز تحقیق و توسعه هفت شرکت از ۱۰ شرکت برتر جهان در این حوزه است. شرکت اسرائیلی امنیت ابری «ویز» نیز اخیراً با قیمت ۳۲ میلیارد دلار به گوگل فروخته شد. در معامله بزرگی دیگر، شرکت «پالو آلتو نتورکس» نیز شرکت اسرائیلی امنیت اطلاعات «سایبرآرک» را به قیمت ۲۵ میلیارد دلار خریداری کرد.

اما همین معاملات، یک تناقض بنیادین را آشکار می‌کنند: اوج موفقیت فناوری اسرائیل، در نهایت به ادغام آن در اکوسیستم فناوری آمریکا ختم می‌شود.

اگر از حوزه امنیت سایبری خارج شویم، این ادعا نیز رنگ می‌بازد. شکل، واحد پول اسرائیل، ارز ذخیره جهانی نیست؛ بورس تل‌آویو در مدار نزدک حرکت می‌کند و وابستگی امنیتی اسرائیل به واشنگتن تا حدی حیاتی است که می‌توان آن را تقریباً وجودی دانست. آمریکا از سال ۱۹۴۸ تاکنون بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار به اسرائیل کمک کرده است.

جنگ با ایران این واقعیت را به آزمون گذاشت. فرودگاه بن‌گوریون ۴۰ روز تعطیل شد، اما بازارها همچنان تاب‌آوری خود را حفظ کردند. معامله خرید «ویز» توسط گوگل نیز در جریان یک درگیری فعال منطقه‌ای نهایی شد؛ وضعیتی که بیش از آنکه نشانه خودکفایی باشد، بیانگر ادغام وابسته اسرائیل در ساختاری بزرگ‌تر بود.

این وضعیت بیشتر به تاب‌آوری بیماری شباهت دارد که با دستگاه حمایت از حیات زنده نگه داشته شده است، نه به سلامت ریه‌های یک انسان سالم. اما خطر بزرگ‌تر، فرسایش مهم‌ترین دارایی اسرائیل، یعنی سرمایه انسانی آن، است. حدود ۹۰ هزار اسرائیلی در سال ۲۰۲۵، کشور را برای سه ماه یا بیشتر به‌طور پیوسته ترک کردند و شرکت‌های فناوری اسرائیل نیز بیش از گذشته به استخدام نیروی انسانی در خارج از کشور روی آورده‌اند.

معنادارتر آنکه این روند از بحران اصلاحات قضایی داخلی در اوایل سال ۲۰۲۳ آغاز شد؛ یعنی پیش از آنکه حتی یک موشک حماس در جنگ غزه شلیک شود. این همان «رأی دادن با پاها» بود؛ رأیی که متخصصان و نیروهای حرفه‌ای ــ یعنی کسانی که تنها مزیت ساختاری واقعی اسرائیل را تولید می‌کنند ــ به وضعیت موجود دادند.

جایگاه اسرائیل نه «ملت استارتاپی» است و نه در آستانه فروپاشی قرار دارد؛ بلکه اقتصادی عمیقاً یکپارچه، اما تابع است که مزیت و جایگاه تخصصی آن به‌تدریج در حال فرسایش است. هژمونی اسرائیل زیر سایه بحران مشروعیت

بُعد دوم هژمونی، یعنی مشروعیت، به معنای پذیرفته شدن قدرت است. پرسش اصلی این است: آیا اسرائیل واقعاً منطقه را رهبری می‌کند یا صرفاً توانایی برهم زدن نظم آن را در اختیار دارد؟

برتری نظامی اسرائیل نیز کاملاً حاصل توانمندی‌های خود این کشور نیست. در جریان جنگ با ایران، نیروهای آمریکایی صدها موشک رهگیر برای دفاع از اسرائیل شلیک کردند و در این میان، نزدیک به نیمی از ذخایر سامانه تاد پنتاگون مصرف شد. از سوی دیگر، حدود ۸۰ درصد از ذخایر موشک‌های سامانه «پیکان» اسرائیل ظرف چند هفته به مصرف رسید.

این وضعیت نشان می‌دهد اسرائیل، قدرتی بازدارنده و بسیار توانمند در چارچوب معماری امنیتی پرهزینه آمریکا است، نه قدرتی شکست‌ناپذیر و خودکفا.

اگر جایگاه نظامی اسرائیل وابستگی آن را آشکار می‌کند، وضعیت مشروعیت این کشور نیز از فرسایشی آشکار حکایت دارد: طرح پرونده نسل‌کشی علیه اسرائیل در دیوان بین‌المللی دادگستری، صدور حکم بازداشت از سوی دیوان کیفری بین‌المللی برای بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت و نیز گزارش کمیسیون تحقیق سازمان ملل که اسرائیل را به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم کرده است. علاوه بر این، اکنون ۱۵۷ کشور، فلسطین را به رسمیت می‌شناسند.

بااین‌حال، عمیق‌ترین تغییر را باید در افکار عمومی جست‌وجو کرد. نظرسنجی سال ۲۰۲۵ مؤسسه پیو در ۲۴ کشور نشان داد ۶۲ درصد مردم، دیدگاهی نامساعد نسبت به اسرائیل دارند؛ در حالی که تنها ۲۹ درصد، دیدگاهی مساعد نسبت به این کشور دارند. این روند حتی در میان اصلی‌ترین متحدان اسرائیل نیز دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که اکنون حدود ۶۰ درصد بزرگسالان آمریکایی، دیدگاهی نامساعد نسبت به اسرائیل دارند.

در سراسر جهان عرب نیز ۸۷ درصد مردم با به رسمیت شناختن اسرائیل مخالف‌اند و بیش از یک‌چهارم آنها، اسرائیل را بزرگ‌ترین تهدید منطقه‌ای می‌دانند.

پس چه کسی قواعد نظم نوظهور منطقه را تعیین می‌کند؟ عربستان سعودی همچنان عادی‌سازی روابط با اسرائیل را در غیاب مسیری برگشت‌ناپذیر به سوی تشکیل کشور مستقل فلسطین نمی‌پذیرد. آتش‌بس غزه نیز بر اسرائیل تحمیل شد و اسرائیل نقشی در میانجی‌گری و برقراری آن نداشت. توافق هسته‌ای میان ایران و آمریکا نیز بدون حضور تل‌آویو در حال مذاکره است.

در مقابل، دیپلماسی منطقه‌ای را کشورهایی مانند مصر، قطر، اردن، عمان، ترکیه و پاکستان پیش می‌برند؛ کشورهایی که هیچ‌یک به اسرائیل وابسته نیستند. اسرائیل می‌تواند مانع ایجاد کند، اما نمی‌تواند چشم‌انداز خود را بر منطقه تحمیل کند. این کشور همچنان قدرت وتو کردن دارد، نه قدرت رهبری کردن.

در همین‌جا تناقض عمیق‌تری آشکار می‌شود: هر یک از پیروزی‌های نظامی اسرائیل، هم‌زمان بخشی از مشروعیت آن را نیز از میان برده است.

آیا اسرائیل به محوری تبدیل شده که خاورمیانه حول آن در حال بازسازمان‌دهی است یا به مانعی بدل شده که شبکه‌های جدید منطقه‌ای ناگزیرند مسیر خود را در اطراف آن شکل دهند؟ در جریان جنگ با ایران، سامانه‌های پدافند هوایی منطقه‌ای هزاران پهپاد و موشک را رهگیری کردند؛ اقدامی که در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری نوعی یکپارچگی منطقه‌ای به نظر برسد.

اما این معماری تحت رهبری آمریکا شکل گرفته است، نه در قالب شبکه‌ای که اسرائیل را مستقیماً به کشورهای همسایه پیوند دهد. کشورهای عربی با واشنگتن همکاری می‌کنند و واشنگتن نیز با اسرائیل همکاری می‌کند؛ پل ارتباطی، اسرائیل نیست، بلکه آمریکا است. هژمونی ازدست‌رفته؛ اسرائیل در جست‌وجوی جایگاه منطقه‌ای

همین الگو در حوزه انرژی و تجارت نیز تکرار می‌شود. صادرات گاز اسرائیل به مصر، به‌عنوان دلیلی بر نقش حیاتی و غیرقابل جایگزین اسرائیل مطرح می‌شود؛ اما این ادعا در نخستین آزمون واقعی فرو ریخت. اسرائیل در جریان جنگ با ایران، بزرگ‌ترین میدان گازی خود را حدود ۳۳ روز تعطیل کرد و در نتیجه، مصر با کمبود برق و نیاز به واردات پرهزینه گاز طبیعی مایع‌شده مواجه شد.

به همین ترتیب، در طرح پیشنهادی «کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا»، بندر حیفا به‌عنوان دروازه ورود این مسیر معرفی شده است؛ اما ظرفیت حیفا در مقایسه با رقبای منطقه‌ای بسیار محدودتر است و مسیرهایی که اسرائیل را دور می‌زنند، روزبه‌روز بیشتر می‌شوند.

در هر سه بُعد، الگویی مشترک تکرار می‌شود: اسرائیل قدرت را بدون مشروعیت و حضور را بدون ادغام منطقه‌ای به نمایش می‌گذارد و در عین حال، همچنان به چتر راهبردی آمریکا وابسته است. اسرائیل شبکه‌های منطقه‌ای را با نیروی جاذبه خود ایجاد نمی‌کند؛ بلکه به رشته‌ای نگهدارنده آویزان است. اگر آن رشته ضعیف شود، کل ساختار بی‌ثبات خواهد شد.

این همان معنای فرسایش یا فقدان هژمونی است. اسرائیل از نظر نظامی ضعیف‌تر نشده و برتری نظامی آن همچنان چشمگیر است؛ اما این برتری نتوانسته به اقتداری تبدیل شود که قواعد منطقه را تعیین کند، مشروعیت ایجاد کند یا کشورهای همسایه را ترغیب کند تا با میل و رضایت خود، منافعشان را حول اسرائیل سازمان دهند.

یک روند شایسته توجه است: تلاش تدریجی کشورهای عربی و دیگر کشورهای منطقه برای آنکه تا حد امکان ساختارهای خود را مستقل از اسرائیل سازمان دهند. اسرائیل در طول زمان با این خطر روبه‌رو است که از یک گره حیاتی و غیرقابل جایگزین، به نقشی تبدیل شود که کشورهای خلیج فارس، اروپا، هند، ترکیه و مصر بتوانند به‌تدریج جای آن را پر کنند؛ به‌ویژه اگر تعهد واشنگتن کاهش یابد و مسیرهای جایگزین بیشتری شکل بگیرد.

بااین‌حال، نباید این وضعیت را پیش‌بینی فروپاشی قریب‌الوقوع اسرائیل دانست. سلطه بدون هژمونی می‌تواند دهه‌ها دوام بیاورد و سپس از هم بگسلد. بحران مشروعیت برای افول ضروری است، اما به‌تنهایی کافی نیست؛ قدرت عریان می‌تواند تا زمانی دوام بیاورد که حامی آن حاضر باشد هزینه‌هایش را بپردازد.

فرسایشی که در اینجا توصیف شد، تنها زمانی می‌تواند قدرت اسرائیل را محدود کند که منطقه توان اقدام سیاسی جمعی خود را حفظ کرده باشد. اگر مقاومت از میان برود و جوامع کشورهای همسایه به مناطق و قلمروهای رقیب و ازهم‌گسیخته تقسیم شوند، ناتوانی اسرائیل در ایجاد یکپارچگی منطقه‌ای ممکن است، به جای آنکه نقطه ضعف باشد، به مزیت آن تبدیل شود.

در آن صورت، هنگامی که چتر حمایت آمریکا سرانجام تضعیف شود، سیمای واقعی منطقه شاید روشن‌تر شود: منطقه‌ای که نه حول اسرائیل سازمان یافته، بلکه با وجود اسرائیل شکل گرفته است. شبکه‌ها، درست مانند آب، راهی برای عبور از اطراف موانع پیدا می‌کنند؛ اما تنها زمانی که پیش از آن، مجرایی برای عبورشان تراشیده شده باشد.



۳ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهل و سوم | گزارش درحال به روز رسانی

گزارش لحظه ای از «نبرد هرمز» در حال به روز رسانی... ۳:۴۴» ادعاهای تکراری ترامپ: تنگه هرمز را قلمرو آمریکا می‌دانم

ادعای ترامپ درباره ایران:

«من در حال حاضر تنگه هرمز را قلمرو آمریکا می‌دانم.

این یک قلمرو آمریکایی است.» ۳:۳۰» ترامپ: اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای شکست بخوریم، من استیضاح خواهم شد

ترامپ گفت:

«اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای شکست بخوریم، من استیضاح خواهم شد.

آنها من را استیضاح خواهند کرد. اصلاً نمی‌دانند چرا.» ۳:۱۳» وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

وال استریت ژورنال نوشت:

دَن دریِسکال، وزیر ارتش آمریکا، انتظار می‌رود تا پایان سال از سمت خود کناره‌گیری کند؛ این تصمیم پس از ماه‌ها تنش با پیت هگست، وزیر دفاع، مطرح شده است.

کناره‌گیری او شکاف رهبری در ارتش آمریکا را عمیق‌تر خواهد کرد؛ ارتش در حال حاضر نیز پس از برکناری ژنرال رَندی جورج در آوریل، فاقد یک رئیس ستاد ارتش است که تأییدیه سنا را داشته باشد.

دریسکال، که از متحدان جی‌دی ونس و از نیرو‌های سابق رنجر ارتش است، در طول ۱۸ ماه حضورش در این سمت بر نوسازی ارتش، استفاده از فناوری‌های تجاری و بهره‌گیری از درس‌های جنگ اوکراین تأکید داشت. ۳:۰۷» ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

خبرنگاری از ترامپ پرسید: درباره روی آوردن ایران به جنگ اقتصادی؛ آیا این نشان می‌دهد که گزینه‌های نظامی آمریکا محدود شده است؟

ترامپ در پاسخ ادعا کرد: نه، اصلاً. این‌طور نیست. یعنی داریم می‌بینیم چه اتفاقی می‌افتد.

ترامپ درباره ایران همچنین مدعی شد: «آن‌ها خیلی دوست دارند به توافق برسند، اما به نظر من هنوز آماده نیستند که توافق درست و مناسبی را انجام دهند.»

او ادعا کرد: «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.» ۲۳:۵۹» سردار وحیدی: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی ضرورت دارد

سرلشکر وحیدی، فرمانده کل سپاه با صدور پیامی فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» را به سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت.

در این پیام‌آمده است: در چنین مقطع حساس و سرنوشت‌سازی، تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی به عنوان تنها راهکار هوشمندانه ضرورت دارد.

در بخش دیگری از این پیام آمده است: قدرت‌افزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی ادامه خواهد یافت تا ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بی‌بدیل در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.


۱ دقیقه قبل / سایت دیدارنیوز

درخواست رئیس‌جمهور برای پایان جنگ/ عراقچی: تحریم‌های جدید همان داستان همیشگی است/ ترکیه برای نتانیاهو حکم بازداشت صادر کرد/ حزب‌الله: تحریم‌های آمریکا «مقاومت» را متوقف نمی‌کند

دیدارنیوز _ سرویس بین‌الملل: در پی تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران در روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ و ترور آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب، درگیری میان طرف‌ها آغاز شد و در روز چهلم، موقتا جنگ متوقف و آتش‌بس به مدت دو هفته برقرار شد.

به گزارش دیدارنیوز، روز شنبه (۲۲ فروردین)، مذاکرات طولانی میان ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پاکستان برگزار شد اما طرفین با وجود مذاکره تا بامداد یکشنبه در اسلام آباد به توافقی نرسیدند. بنابر گزارش رسانه‌های داخلی، گفته می‌شود درخواست‌های آمریکا به ویژه درباره تنگه هرمز و اورانیوم غنی‌شده مانع از دستیابی به توافق شده است.

روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت، ترامپ اعلام کرد که پیشنهاد ایران قابل قبول نیست و مذاکرات در بن‌بست قرار دارد. روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت، حملات موشکی و پهپادی به امارات صورت گرفت، اما ایران این حملات را تایید نکرد. امارات مدعی شده که این حملات از سوی ایران انجام شده است.

پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت حملاتی از سوی آمریکا به بندرعباس و قشم صورت گرفت و نیروی دریایی ایران با ناوشکن‌های آمریکایی درگیر شد. همچنین صدای شدید پدافند هوایی در غرب تهران شنیده شد.

دوشنبه شب ۲۸ اردیبهشت، ترامپ مدعی شد که به دلیل درخواست چند کشور عربی، حمله دوباره به ایران را به تعویق انداخته است. بامداد یکشنبه ۳ خرداد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا ادعا کرد که به توافق با ایران نزدیک شده‌ایم.

ساعت ۲۲:۳۰ یکشنبه ۱۷ خرداد، جمهوری اسلامی ایران حملات موشکی خود را به اسرائیل، در پاسخ به حملات تل‌آویو به ضاحیه جنوبی بیروت آغاز کرد و تنش‌ها بار دیگر بالا گرفت. بامداد روز دوشنبه ۱۸ خرداد، اسرائیل به مناطقی در ایران حمله کرد. پس از یک روز درگیری نظامی، دو طرف پایان حملات را اعلام کردند.

بامداد روز چهارشنبه ۲۰ خرداد، آمریکا به بهانه سرنگون شدن یک هلی‌کوپتر در تنگه هرمز، انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه گرفت و حملاتی را به جنوب کشورمان انجام داد که با پاسخ ارتش و سپاه مواجه شد. روز جمعه ۲۲ خرداد دو طرف از نزدیک شدن به توافق خبر دادند.

بامداد دوشنبه ۲۵ خرداد، ایران و آمریکا از توافق برای پایان جنگ گفتند و بامداد روز پنجشنبه ۲۸ خردادماه مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور ایران و دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در فاصله زمانی کوتاهی متن یادداشت تفاهم اسلام‌آباد را به‌صورت دیجیتال و غیرحضوری امضا کردند.

روز جمعه ۲۹ خرداد، مذاکرات ایران و آمریکا که قرار بود در سوئیس برگزار شود، لغو شد. روز شنبه ۳۰ خرداد، هیات مذاکره‌کننده ایرانی به سرپرستی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس راهی سوئیس شد.

روز یکشنبه ۳۱ خرداد، مذاکرات سوئیس با حضور هیات‌های ایرانی و آمریکایی و میانجیگری دو کشور پاکستان و قطر برگزار شد. در پی تهدیدهای ترامپ در شروع مذاکرات، هیات ایرانی اعتراض خود را اعلام کرد و طبق گفته برخی رسانه‌ها مقامات سیاسی ایران از محل مذاکرات خارج شدند.

روز دوشنبه اول تیرماه، آمریکا تحریم نفت و پتروشیمی ایران را تا آخر مرداد لغو کرد.

روز دوشنبه ۸ تیرماه، آمریکا از نشست با ایران در دوحه خبر داد، اما تهران این موضوع را رد کرد.

بامداد ۱۷ تیرماه، آمریکا به بهانه حمله به چند کشتی در تنگه هرمز که ایران را مسوول آن دانسته، به چند شهر جنوبی کشورمان حمله کرد و ترامپ از پایان آتش‌بس با ایران خبر داد. در واکنش به این تجاوز نظامی، ارتش و سپاه مواضع آمریکا را در کشور‌های عربی هدف قرار دادند.

بامداد روز جمعه ۱۹ تیرماه، پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی و خانواده ایشان در حرم امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.

روز شنبه ۳ مرداد و پس از حدود ۲ هفته، حملات آمریکا به جنوب ایران متوقف شد. بامداد روز پنجشنبه ۸ مرداد، آمریکا به بهانه حملات سپاه به پایگاه این کشور در اردن، بار دیگر به جنوب ایران حملات هوایی انجام داد.

ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا روز ۲۹ مرداد از آغاز عملیات اقتصادی خردکننده بی‌سابقه علیه جمهوری اسلامی ایران خبر داد.

لازم به ذکر است، اینترنت بین‌الملل در کشورمان که از زمان حمله هوایی روز شنبه (۹ اسفندماه ۱۴۰۴) به ایران قطع شده بود، سرانجام بعدازظهر روز سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ پس از ۸۸ روز وصل شد هرچند که محدودیت‌ها و فیلترینگ شدید همچنان برقرار است.

 

پوشش زنده خبر‌های جنگ، مذاکرات، تحولات منطقه و جهان در روز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵:

 

ساعت: ۰۹:۱۵/ گزارش سنتکام از عملیات پروازی شبانه ناو «جورج واشنگتن» در دریای عرب

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، ویدیویی از عملیات پروازی شبانه بر عرشه ناو هواپیمابر «یواس‌اس جورج واشنگتن» در دریای عرب منتشر کرده است.

سنتکام می‌گوید که این تصاویر ملوانان آمریکایی را در جریان عملیات پروازی شبانه در حالی نشان می‌دهد که ناو در دریای عرب در حال حرکت است.

انتشار این تصاویر در حالی صورت می‌گیرد که تنش نظامی میان آمریکا و ایران همچنان ادامه دارد و نیرو‌های آمریکایی طی ماه‌های اخیر حضور گسترده‌ای در آب‌های منطقه داشته‌اند.

آمریکا از ماه ژوئیه چندین دور حمله به اهداف نظامی در ایران انجام داده و همزمان محدودیت‌هایی را بر رفت‌وآمد کشتی‌ها به بنادر ایران اعمال کرده است. سنتکام همچنین در هفته‌های اخیر بار‌ها تصاویری از فعالیت ناو‌ها و هواپیما‌های نظامی آمریکا در دریای عرب و منطقه تحت فرماندهی خود منتشر کرده است.

ساعت: ۰۸:۰۷/ گفت‌وگوی تلفنی وزرای خارجه ایران و عمان درباره ازسرگیری مذاکرات تنگه هرمز

خبرگزاری دولتی عمان گزارش کرده که وزرای امور خارجه عمان و ایران درباره راهکار‌های ایجاد شرایط لازم برای ازسرگیری مذاکرات پیرامون تنگه هرمز با یکدیگر گفت‌و‌گو کرده‌اند.

این رسانه عمانی گفته است که بدر بن حمد البوسعیدی و عباس عراقچی در تماسی تلفنی، بر اهمیت تداوم گفت‌و‌گو‌ها در راستای حمایت از احیای آزادی کشتیرانی و همچنین تأمین امنیت و ثبات در منطقه تأکید کرده‌اند.

ساعت: ۰۵:۰۲/ عراقچی: تحریم‌های جدید همان داستان همیشگی است و شکست می‌خورد

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، تحریم‌های جدیدی که قرار است از سوی آمریکا اعمال شود را «همان داستان همیشگی» خوانده است.

عراقچی در پستی در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به پستی متعلق به باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در سال ۲۰۱۲ که در آن نوشته بود «این تحریم‌ها کمرشکن‌ترین تحریم‌های در تاریخ خواهد بود» نوشته «این فیلم را قبلا دیده‌ایم.»

وزیر خارجه ایران گفته «۱۴سال پیش» آمریکا اعلام کرد «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ» را اعمال می‌کند و نتیجه گرفته که آن تحریم‌ها «شکست خورد.»

در ادامه هم گفته مقامات آمریکایی «۸ سال پیش» اعلام کردند که «فشار حداکثری» بر ایران اعمال می‌شود و در ادامه نوشته به اعتقاد او آن تحریم‌ها نیز «شکست خورد».

سپس عراقچی به درخواست «تسلیم بی قید و شرط» ایران از سوی آمریکا در «پنج ماه پیش» اشاره کرده و تاکید کرده که آن هم «شکست خورد.»

وزیر خارجه ایران در ادامه به سخنان روز‌های گذشته مقامات آمریکایی مبنی بر اعمال «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ» اشاره کرده و گفته است «این هم محکوم به شکست است.»

به گفته او «این فیلم را قبلاً دیده‌ایم؛ همان داستان همیشگی.»

ساعت: ۰۳:۲۱/ حزب‌الله لبنان می‌گوید تحریم‌های آمریکا «مقاومتش» را در برابر اسرائیل متوقف نمی‌کند

حزب‌الله لبنان اعلام کرده است که آمریکا نخواهد توانست «مقاومت» این گروه را در برابر اسرائیل را متوقف کند.

این اظهارات پس از آن مطرح شد که واشنگتن تحریم‌های جدیدی را علیه حزب‌الله اعمال و این گروه را به خدمت به ایران متهم کرد.

وزارت داریی آمریکا دیروز در اصلاح عنوان و طبقه‌بندی حقوقی حزب‌الله اعلام کرد که این گروه «در خدمت رژیم ایران و تحت فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران» فعالیت می‌کند.

آمریکا همچنین تحریم‌های جدیدی را علیه ۱۰ نفر اعلام کرد که گفته می‌شود عضو یک شبکه منتقل کننده پول به حزب‌الله هستند.

حزب‌الله در بیانیه‌ای گفت: «تمام این تحریم‌ها و طبقه‌بندی‌های ناعادلانه، ما را از پایبندی به مسیر مقاومت و حق لبنان و لبنانی‌ها برای دفاع از سرزمین، حاکمیت و منابع خود بازنخواهد داشت.»

این گروه تحت حمایت ایران تأکید کرد که «رابطه نزدیک و برادرانه ما با جمهوری اسلامی ایران، رابطه‌ای است که برای آن ارزش قائلیم و به آن افتخار می‌کنیم.»

در بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا آمده است که حزب‌الله شبکه‌ای از افراد دارد که برای دور زدن تحریم‌ها «با پرواز‌های تجاری بین لبنان، ترکیه، امارات متحده عربی و ایران سفر می‌کنند و تا صد‌ها میلیون دلار را در قلمرو‌های قضائی مختلف جابه‌جا می‌کنند.»

ساعت: ۰۱:۵۵/ ترکیه برای نتانیاهو در پرونده توقیف ناوگان کمک‌رسانی به غزه حکم بازداشت صادر کرد

ترکیه برای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در چارچوب تحقیقات درباره توقیف یک ناوگان کمک‌رسانی به غزه توسط اسرائیل، حکم بازداشت بین‌المللی صادر کرده است.

آکین گورلک، وزیر دادگستری ترکیه، روز جمعه در شبکه اجتماعی ایکس این خبر را اعلام کرد.

بیش از ۴۳۰ فعال طرفدار حقوق فلسطینی‌ها از حدود ۴۰ کشور جهان که در یک ناوگان دریایی قصد کمک به مردم غزه را داشتند در ماه مه (چهار ماه پیش) سال جاری توسط نیرو‌های اسرائیلی بازداشت و به اسرائیل منتقل شدند.

فعالان بازداشت شده سپس با هواپیما‌های ترکیه از اسرائیل خارج و به ترکیه منتقل شدند.

این فعالان که بخشی از کارزار ناوگان جهانی صمود بودند، تلاش داشتند محاصره دریایی غزه را بشکنند.

ترکیه پیش‌تر هم برای نتانیاهو و شماری از مقام‌های ارشد اسرائیلی، به اتهام «نسل‌کشی» در ارتباط با اقدامات اسرائیل در جنگ غزه، حکم بازداشت صادر کرده بود.

ساعت: ۰۰:۲۴/ مسعود پزشکیان: اکنون زمان آن است که به جنگ با آمریکا پایان داده شود

پزشکیان گفت: «بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.»

رئیس‌جمهور ایران همچنین نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا را که به امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد منجر شد، «دستاوردی بزرگ» توصیف کرد که «با وحدت و همدلی در شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسید و همه کسانی که در این شورا هستند و دستی در آتش داشتند، با قاطعیت از آن دفاع کردند.»

پزشکیان در ادامه از کسانی انتقاد کرد که «خارج از گود نشسته‌اند» و «نمی‌دانند دولت در چه شرایطی است، مجلس در چه شرایطی است و فرماندهان در چه شرایطی هستند، بی‌محابا اظهارنظر و تحلیل می‌کنند، هیچ رنج و سختی هم به آنها نرسیده و بعد هم دم از گرانی می‌زنند.»

پزشکیان در عین حال تاکید کرد که اظهاراتش به معنای تسلیم شدن در برابر تعرض احتمالی نیست: «ما به هیچ عنوان در برابر قلدری سر خم نخواهیم کرد و هیچ تردیدی در آن وجود ندارد. تا آخرین نفس مقابل آنها خواهیم ایستاد و پاسخ کوبنده به آنها خواهیم داد.»

اظهارات رئیس‌جمهور ایران در حالی است که به نظر می‌رسد مقام‌های آمریکایی تمرکز اقدامات خود علیه ایران را از عملیات نظامی به فشار اقتصادی تغییر داده‌اند.

اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا، گفته است که تحریم‌های تازه واشنگتن علیه ایران «بزرگ‌ترین مورد انزوای اقتصادی هماهنگ‌شده در تاریخ جهان» خواهد بود و «رژیم ایران را به فروپاشی» خواهد کشاند.

 

ادامه دارد ..


۲۷ دقیقه قبل / سایت مشرق

از ناوگاه ۶۰۰ کشتی ریگان تا نیروی دریایی فرسوده و هراسان ترامپ/ چرا ناوگان مغرور آمریکا از تنگه هرمز فرار کرد؟ +عکس و فیلم

به گزارش سرویس جهان مشرق، در هفته‌های منتهی به تهاجم تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی به میهن مقدس ما در اسفندماه گذشته، یعنی در فاصله میان کودتای مسلحانه دی ماه و شروع جنگ تحمیلی سوم، کارزار تبلیغاتی دونالد ترامپ، رییس‌جمهور عمیقا فاسد، دروغگو و به شدت متوهم ایالات متحده، عمدتا روی قدرت ناوهای عظیم ارتش تروریستی این کشور و اعزام آن‌ها به خلیج فارس متمرکز بود. این یاوه‌گویی‌ها و ژاژخایی‌ها در نهایت موجب شد که رهبر شهید انقلاب، امام سیدعلی خامنه‌ای، آن جمله معروف را در یکی از سخنرانی‌های عمومی خود(28 بهمن گذشته) بیان کنند: « ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناک‌تر از آن، سلاحی است که می‌تواند ناو را به قعر دریا بفرستد.»

اما واقعیت این است که نیروی دریایی به شدت متفرعن ارتش تروریستی آمریکا، در جنگ میهنی سوم ما، عملا نه تنها کار بزرگی از پیش نبرد که بارها به سوژه‌ی طنزهای تلخ در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی خود آمریکا بدل شد. توان آتش نیروهای مسلح کشورمان و سلحشوری فرزندان غیور ملت ایران، نه تنها مقر اصلی ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین را عملا ویران کرد، که بارها شناورهای ناوگان تروریستی آمریکا را هدف قرار داد و آن‌ها را وادار به فرار و دورشدن هرچه بیشتر از مرزهای مقدس کشورمان واداشت.

وبگاه تحلیلی مشهور و متنفذ آمریکایی «نشنال اینترست»، در مقاله‌ای به قلم جیمز هولمز(7 آگوست)، موضوع افول ناوگان قدرتمند آمریکا در جنگ هرمز، نسبت به دوران ترکتازی این ناوگان در دهه 1980 و بعدتر جریان جنگ اول خلیج فارس پرداخت و موانع و مشکلات ساختاری و عملیاتی آن را بررسی کرد. جدای از لحن «آمریکایی»(توام با تفرعن و خود-حق-پنداری) و بعضی دعاوی کذب علیه ایران، کلیت مقاله واجد نکات قابل‌تاملی درباره بن‌بستی است که امروز ارتش تروریست آمریکا در آبراه هرمز و خلیج همیشگی فارس با آن مواجه است.

شش دلیل قانع‌کننده وجود دارد که نشان می‌دهد نیروی دریایی ایالات متحده نمی‌تواند امروز کارزار اسکورت نفت‌کش‌های خود را علیه ایران، مانند دهه‌ی ۱۹۸۰، تکرار کند—و بیشتر این دلایل، کاستی‌های گسترده‌تری را در توانایی رزمی آن آشکار می‌سازند.

جنبه‌ی گیج‌کننده جنگ با ایران این است: چرا نیروی دریایی ایالات متحده، راهبرد کاروان‌های دریایی خود را از «جنگ نفت‌کش‌ها» در نزدیک به ۴۰ سال پیش، برای گشودن اجباری تنگه‌ی هرمز از سر نگرفته است؟

جنگ نفت‌کش‌ها، داستانی فرعی از جنگ ایران و عراق بود که در آن، طرفین اصلی درگیر—جمهوری اسلامی ایران به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی و عراق صدام حسین—به زیرساخت‌های هیدروکربنی یکدیگر از جمله سکوهای نفتی و نیز نفت‌کش‌های عبوری از خلیج فارس حمله می‌کردند. اهداف ایران شامل نفت‌کش‌هایی بود که تحت پرچم کویت حرکت می‌کردند. در پاسخ، دولت ریگان ترتیب «تغییر پرچم» نفت‌کش‌های کویتی را به پرچم ستاره‌دار آمریکا داد تا پوشش قانونی برای اسکورت نفت‌کش‌ها توسط نیروی دریایی در این آبراه ناآرام فراهم شود. دولت آمریکا این عملیات اسکورت را «عملیات عزم راسخ» (Operation Earnest Will) نامید.

و این طرح، در نهایت، جواب داد. جنگ دریایی ذاتاً بطئی و تدریجی است. در واقع، جولیان کوربت، که شاید بتوان او را بزرگ‌ترین نظریه‌پرداز استراتژی دریایی دانست، معتقد است استراتژی‌هایی مانند محاصره دریایی تنها از طریق فرسایش تدریجی به نتیجه می‌رسند. و حتی به نظر می‌رسد او خود نیز نسبت به این موضوع بدبین است. قدرت دریایی، زمینه‌ساز موفقیت در خشکی است- و به‌تنهایی عاملی تعیین‌کننده نیست.

بنابراین ممکن است کسی فکر کند که کاروان‌های دریایی، راه‌حلی منطقی در خلال «عملیات خشم حماسی» (Operation Epic Fury) باشند. در عوض، ناوهای جنگی آمریکا کاملاً از خلیج فارس خارج شده‌اند و در دریای عمان و دریای عرب مستقر شده‌اند تا محاصره‌ای از راه دور بر بنادر ایران اعمال کنند، در حالی که جنگنده‌های نیروی دریایی و نیروی هوایی، مواضع ایران را بمباران می‌کنند به امید اینکه تهدیدات علیه کشتیرانی تجاری در تنگه‌ی هرمز را سرکوب کنند.

من از تصمیم‌گیری‌های پنتاگون یا فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، که ناظر عملیات علیه جمهوری اسلامی است، اطلاعی ندارم، اما چهار تفاوت میان دهه‌ی ۱۹۸۰ و امروز بسیار برجسته است:

۱. ایالات متحده در آن زمان با ایران در جنگ نبود، اما اکنون در جنگ است

سیاست و استراتژی امروز با دوران «عزم راسخ» تفاوت دارد. ایالات متحده در جنگ ایران و عراق شرکت نداشت، بنابراین نیروی دریایی آمریکا در برابر حملات ایران به کشتیرانی تجاری، موضعی تدافعی اتخاذ کرده بود. نیروی دریایی ایران نیز از قبل درگیر جنگ با عراق بود و حمله به ناوهای آمریکایی، از نظر استراتژیک هیچ توجیهی نداشت، زیرا ایران را وارد جنگ با آمریکا می‌کرد.

اما این بار، ایالات متحده مستقیماً درگیر است و در واقع، اصلی‌ترین طرف درگیر به شمار می‌رود. ارتش آمریکا هماهنگ با اسرائیل، به حالت تهاجمی درآمده و جمهوری اسلامی را در آنچه سون تزو، حکیم کهن جنگ‌آوری چین، «زمین مرگ» می‌نامد، قرار داده است. زمین مرگ، به معنای نبردی برای بقا است. طرفی که در زمین مرگ می‌جنگد، نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرد، زیرا می‌داند که با شکست، نابود خواهد شد. او تمامی منابع موجود خود را برای بقا به مصرف می‌رساند و تا زمانی که لازم باشد، این هزینه را ادامه می‌دهد.

از این رو است که تهران در جریان نبردهای امسال، موضعی سرسختانه اتخاذ کرده است، حتی در حالی که هواپیماهای آمریکایی مواضع نظامی و زیرساخت‌ها را بمباران می‌کنند و نیروی دریایی، کشتیرانی عازم بنادر ایران، موتور فعالیت اقتصادی جمهوری اسلامی، را مختل ساخته است.

۲. ایران امروز بسیار بهتر از گذشته برای جنگ در خلیج فارس آماده است

ایران امروز، جنگی متفاوت است. در آن زمان نیز مانند امروز، ایران تحت رهبری روحانیون بود. اما فرماندهان نظامی ایران در دهه‌های پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸، به مطالعهی ایالات متحده پرداختند—کشوری که از زمان عملیات طوفان صحرا (۱۹۹۰) خود را در غرب آسیا تثبیت کرد و «جنگ علیه تروریسم» را در عراق و افغانستان، همسایگان غربی و شرقی ایران، به راه انداخت.

نیروهای مسلح منظم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، استراتژی، عملیات و تجهیزات خود را به گونه‌ای طراحی کردند که در برابر هجوم ایالات متحده، که محتمل‌ترین دشمن آینده بود، مقاومت کنند. نیروهای مسلح ایران، زرادخانه‌ای عظیم از موشک‌ها و با بالغ شدن فناوری، پهپادها را جمع‌آوری کردند.

آن‌ها با حفر تأسیسات در زمین‌های ناهموار ایران و ذخیره‌ی تسلیحات در پناهگاه‌های زیرزمینی، مواضع نظامی خود را مستحکم ساختند. نیروهای خود را برای تحت‌فشار قراردادن همسایگان ایران{که میزبان و پشتیبان عملیات تهاجمی علیه ایران هستند} و کشتیرانی در تنگه‌ی هرمز تجهیز کردند. و همچنین فرماندهی و کنترل را غیرمتمرکز ساخته و اختیار تصمیم‌گیری برای شلیک را به فرماندهان محلی واگذار کردند.

۳. اسکورت نفت‌کش‌ها خطرناک است

رهبری نظامی ایالات متحده از زمان عملیات «عزم راسخ» دستخوش تغییر نسلی شده است. فرماندهان ارشد امروزی، در دهه‌ی ۱۹۸۰ افسران جوانی بودند و احتمالاً خاطرات زنده‌ای از جنگ نفت‌کش‌ها در ذهن دارند.

رویدادهای دوران جوانی تصمیم‌گیرندگان، بر نگرش‌ها و مفروضات آنان در سال‌های بعد تأثیر می‌گذارد. در سال ۱۹۸۷، یک جنگنده‌ی عراقی به اشتباه ناوچه‌ی یواس‌اس استارک را در خلیج فارس بمباران کرد و ۳۷ ملوان را کشت. در سال ۱۹۸۸، ناوچه‌ی ساموئل بی. رابرتز به یک مین دریایی برخورد کرد و در آستانه غرق شدن قرار گرفت. در روز ناگواری دیگر برای نیروی دریایی آمریکا در همان سال، رزمناو مجهز به سامانه‌ی ایجیس، وینسنس، در جریان نبرد سطحی با نیروهای دریایی ایران، به اشتباه یک هواپیمای مسافربری ایرباس ایران را سرنگون کرد و ۲۹۰ نفر را کشت و خشم تهران را برانگیخت. ناو ساموئل بی رابرتز بعد از برخورد با مین دریایی ایران، در حال خروج از خلیج فارس توسط یدک‌کش هلندی

هیچ‌کس مشتاق تکرار چنین تجربه‌هایی نیست، و همان‌طور که اشاره شد، عملیات «عزم راسخ» احتمالاً در مقایسه با آن‌چه نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۲۶ با آن روبرو خواهد شد، قدمی آسان به شمار می‌رود. فرماندهان ممکن است از به خطر انداختن دارایی‌های گران‌قدری مانند ناوشکن‌های کلاس آرلی برک مجهز به ایجیس در آب‌های مین‌گذاری شده در نزدیکی سواحل ایران، رویگردان باشند.

۴. نیروی دریایی آمریکا کشتی‌های زیادی برای از دست دادن ندارد

طراحی ناوگان نیز با محاسبات ریسک مرتبط است. برای ادامه موضوع روان‌شناختی، شایان ذکر است که نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۲۶، ناوگان عظیم دهه‌ی ۱۹۸۰ نیست.

بارزترین نکته، تعداد محض بدنه‌های تشکیل‌دهنده ناوگان است. امروزه نیروی دریایی آمریکا دارای ۲۹۳ کشتی جنگی است، در حالی که نیروی دریایی اواخر جنگ سرد تقریباً ۶۰۰ کشتی داشت. کمیت در امور نظامی اهمیت دارد. با داشتن بدنه‌های بسیار بیشتر در ناوگان، به خطر انداختن کشتی‌های جنگی در عملیات نزدیک آسان‌تر است. وقتی یک کشتی جنگی را از دست می‌دهید، درصد کمتری از توان رزمی خود را از دست می‌دهید. یک فرمانده می‌تواند جسورتر عمل کند.

امروزه بیش از ۲۰ کشتی نیروی دریایی آمریکا، سواحل ایران را محاصره کرده‌اند. این رقم، سهم قابل‌توجهی از ناوگان ۲۹۳ کشتی امروزی است، اما حدود نصف سهم ناوگان ۶۰۰ کشتی دوران ریگان است. در آن زمان، فرماندهان می‌توانستند ریسک را به گونه‌ای بپذیرند که امروز ممکن است از آن طفره روند.

مدیریت ریسک بسیار حائز اهمیت است. یک فرمول متداول در علوم بیمه، ریسک را حاصل ضرب احتمال در پیامدها تعریف می‌کند- در اینجا، احتمال وقوع یک رویداد بد از طریق تلفات وارده به ناوگان. یک ناوگان بزرگتر می‌تواند آسیب یا غرق شدن را راحت‌تر از یک ناوگان کوچکتر تحمل کند. متولیان نیروی دریایی دیروز آمریکا می‌توانستند این محاسبه را با اطمینان بیشتری نسبت به امروز انجام دهند که پیامدهای آسیب جنگی، ناوگان را از منظر راهبردی دچار عقب‌ماندگی خواهد کرد.

موضوع طراحی ناوگان نیز مطرح است. ناوگان امروزی سنگین‌وزن است و شامل ناوهای هواپیمابر با نیروی محرکه هسته‌ای و ناوشکن‌های بزرگ مانند کلاس آرلی برک می‌شود، در حالی که ناوگان دهه ۱۹۸۰ متعادل بود. این ناوگان از حضور قابل‌توجهی از شناورهای سطحی کوچک مانند ناوچه‌های موشک‌انداز بهره می‌بُرد که معمولاً حضور آمریکا در منطقه‌ی خلیج فارس را تثبیت می‌کردند. اعزام ناوچه‌های فراوان و کم‌هزینه به دل منطقهی جنگی در خلیج فارس(که آبراهی محدود است و آزادی عمل کشتی‌های بزرگتر را به شدت محدود می‌کند)نسبتاً آسان بود.

باز هم، مقامات ارشد تمایل دارند که از دارایی‌های گران‌قدر مانند کشتی‌های سرمایه‌ای (capital ships) به دقت محافظت کنند، چرا که بخش بزرگی از توان رزمی نیروی دریایی در چند بدنه بزرگ متمرکز شده است، ناگفته نماند که منابع مالی کلان مالیات‌دهندگان صرف ساخت و بهره‌برداری از این سنگین‌وزن‌ها می‌شود. به خطر انداختن یک کشتی سرمایه‌ای، نیازمند آزمایش شجاعت است.

با این حال، از آغاز قرن بیست‌یکم، نیروی شناورهای سطحی کوچک دوران گذشته رو به افول گذاشته است. مسیر پیشرفت در بازسازی آن، دست‌کم، ناهموار بوده است. کشتی جنگی ساحلی (littoral combat ship) که جانشین طبیعی ناوچه‌ها محسوب می‌شد، چنان ناامیدکننده بود که فرماندهان نیروی دریایی آمریکا این برنامه را زودهنگام لغو کردند. ضمن اینکه همین سال گذشته، پروژه ساخت یک ناوچه جدید چنان با شکست مواجه شد که جان فلن، وزیر نیروی دریایی، تعداد این کلاس را به دو فروند کاهش داد و به نیروی دریایی دستور داد با کلاس جدیدی به نام FF(X) که برگرفته از شناورهای گارد ساحلی است، دوباره شروع کند.

همه‌ی این‌ها به این معناست که رهبری نیروی دریایی آمریکا ناچار است برای محاصره‌ی سواحل ایران یا اسکورت کشتیرانی تجاری از طریق تنگه‌ی باریک هرمز، کشتی‌های سرمایه‌ای خود را در حوالی ایران به مخاطره بیندازد. محاسبه‌ی ریسک مربوط به کاروان‌های دریایی، امروز دشوارتر از دوران اوج ناوگان دارای ۶۰۰ کشتی به نظر می‌رسد.




 چرا اروپایی‌ها پول نقد در خانه نگه می‌دارند؟
۱۰ ساعت قبل / سایت تابناک

چرا اروپایی‌ها پول نقد در خانه نگه می‌دارند؟

گاردین: نگرانی مردم اروپا از وقوع جنگ و حملات سایبری آنها را به نگهداری بیشتر پول نقد متمایل کرده است

 نماینده کنگره: دولت ترامپ از روز نخست هیچ راهبردی برای جنگ ایران نداشت
۱۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

نماینده کنگره: دولت ترامپ از روز نخست هیچ راهبردی برای جنگ ایران نداشت

جیسون کرو، نماینده دموکرات کنگره آمریکا با انتقاد شدید از عملکرد دولت دونالد ترامپ در جنگ ایران، گفت مقام‌های دولت از جمله رئیس‌جمهور، وزیر دفاع و وزیر خزانه‌داری آمریکا هیچ راهبرد مشخصی برای پیروزی در جنگ ندارند.

 ترکیه پیگیر صدور اعلان قرمز برای نتانیاهو شد
۱۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

ترکیه پیگیر صدور اعلان قرمز برای نتانیاهو شد

وزیر دادگستری ترکیه اعلام کرد این کشور در پرونده مربوط به توقیف ناوگان کمک‌رسان عازم غزه، درخواست صدور اعلان قرمز اینترپل برای بنیامین نتانیاهو و یک تبعه اسرائیلی را ارائه کرده است.

 پوتین بر تقویت امنیت روسیه در قطب شمال تأکید کرد
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

پوتین بر تقویت امنیت روسیه در قطب شمال تأکید کرد

رئیس‌جمهور روسیه در نشست شورای امنیت این کشور، راهبرد توسعه قطب شمال و تدابیر لازم برای تأمین امنیت ملی در این منطقه را بررسی کرد.

 سفر ولیعهد عربستان به فرانسه برای دیدار با امانوئل ماکرون
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

سفر ولیعهد عربستان به فرانسه برای دیدار با امانوئل ماکرون

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در سفری رسمی وارد فرانسه شد تا با رئیس‌جمهور این کشور درباره تحولات جاری در منطقه غرب آسیا گفتگو کند.

 چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟

دنیای‌اقتصاد: تحلیلگران رسانه‌ای بارها با سردرگمی تلاش کرده‌اند بفهمند چرا نامزدهای مترقی در آمریکا با وجود بودجه‌های انتخاباتی بسیار کمتری که دارند، دموکرات‌های سنتی را در انتخابات مقدماتی شکست می‌دهند. پاسخ این معما چندان پیچیده نیست. مترقی‌ها برخلاف دموکرات‌های تشکیلات‌گرا درباره مشکلات واقعی خانواده‌های طبقه کارگر صحبت می‌کنند و برای آنها راه‌حل‌های عملی دارند. این مشکلات طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود که از فساد در نظام مالی انتخابات و نابرابری بی‌سابقه ثروت تا بحران سیستم درمان، تهدیدهای هوش مصنوعی و سیاست خارجی مخرب را دربرمی‌گیرد.