مهرداد خدیر نوشت: از ۲۶ خرداد امسال وارد سال ۱۴۴۸ هجری قمری شدهایم. با توجه به تولد پیامبر در سال موسوم به عامالفیل و بعثت او در ۴۰ سالگی و هجرت در آغاز سیزدهمین سال بعثت و از حاصل جمع دو عدد ۱۴۴۸ و ۵۲ (در آغاز سال سیزده ۵۲ساله بوده)، امروز را میتوان به عنوان یکهزار و پانصدمین زادروز محمد بن عبدالله دانست که از هر پیامبر دیگری ملموستر و قابل پذیرشتر بوده و داعیۀ ویژهای هم نداشته جز یک تفاوت و آن هم این که به او وحی میشود.
نه مانند عیسی بر سر این که چگونه بدون پدر پا به این دنیا گذاشته بحث درگرفته و نه چون موسی از گفتوگوی مستقیم با خداوند (یهوه) سخن گفته اگرچه در کتابی که معجزۀ اوست - قرآن- بارها بر پیامبری آنان صحه گذاشته شده است.
انا بشر مثلکم یوحی؛ من بشری چون شمایم جز آن که به من وحی میشود و هر چه نکته باریکتر زموست البته بر سر کیفیت این وحی است.
دکتر عبدالکریم سروش برای آن که وحی را برای ما ملموس کند با تأکید بر معنای آن در زبان عربی (اشارۀ سریع و رمزآلود) آیات قرآن دایر بر وحی بر مادر موسی و زنبور و حتی خاک را یادآور شده و بر این باور است که پیامبر در وحی فاعلیت هم دارد و دستگاه پخش بیکم و کاستِ آنچه بر او نازل شده نیست. بلکه بذر وحی درون وجود او کاشته شده و حتی مثال زنبور و عسل را میآورد و این که عسل، محصول زنبور است در حالی که به زنبور وحی شده تا عسل تولید کند و به این اعتبار نمیتوان کلمۀ «الهام» را جای وحی نشاند چون خود الهام هم جایی که لازم بوده در قرآن آمده و اگر بتوان گفت مادر موسی پیام را در قالب الهام دریافت کرده زنبور و خاک را با الهام چه کار؟
دکتر عبدالحسین زرینکوب هم از محمد بن عبدالله به عنوان «صاحب وحی تازه» یاد میکند و مینویسد: شارع و بانی آیین تازه طی وحی مُنزَل خویش که قرآن و کتابالله خوانده میشد رسولالله اعلام گردید. (در قلمرو وجدان-۲۲۱:۴) …













