
رویداد۲۴ | رؤیای تغییر نظام در ایران ظاهراً از آن آرزوهایی است که تاریخ مصرف ندارد. جنگ به نتیجه مورد انتظار نرسید، سالها «فشار حداکثری» جمهوری اسلامی را به نقطه پایان نرساند و حتی خود رسانههای غربی و اسرائیلی نیز بارها به محدودیت ابزار نظامی و تحریم در برابر ایران اذعان کردهاند؛ با این همه، هنوز کافی است نام یک بسته تحریمی تازه مطرح شود تا همان رؤیای قدیمی با لباسی تازه از کمد بیرون بیاید.
این بار نام لباس تازه، «روز دی اقتصادی» و «عملیات طرد اقتصادی» است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با ادبیاتی که آشکارا از عملیات تاریخی نرماندی وام گرفته شده، از بزرگترین تهاجم مالی علیه ایران سخن میگوید. در ظاهر، هدف وادار کردن تهران به عقبنشینی و بازگشت به میز مذاکره است؛ اما یادداشت تازه هاآرتص نشان میدهد دستکم در بخشی از محافل اسرائیلی، برای این فشار اقتصادی هدف بلندپروازانهتری هم تصور میشود: فرسوده کردن منابع مالی حکومت تا جایی که توان حفظ ساختار قدرت و کنترل بحران داخلی کاهش پیدا کند.
طنز ماجرا اینجاست که نویسنده هاآرتص برای رسیدن به این نتیجه، ابتدا ناچار است فهرستی از شکستهای قبلی را مرور کند. از تهدیدهای مکرر و گاه توخالی ترامپ تا جنگی که نتوانست اهداف سیاسی خود را محقق کند و تحریمهایی که پیشتر نیز نتوانستهاند تهران را به زانو درآورند. با این حال، نسخه پیشنهادی باز هم همان نسخه قدیمی است؛ این بار با این تفاوت که به جای تمرکز بر میدان جنگ، شریان درآمد نفتی ایران هدف گرفته شده است.
اما همین نقطه جایی است که نباید تحلیل هاآرتص را صرفاً بهعنوان یک رؤیای تکراری و شکستخورده به سخره گرفت. اگر طراحان «عملیات طرد اقتصادی» واقعاً بر این محاسبه حرکت میکنند که فشار بر صادرات نفت، کاهش درآمد ارزی، تشدید تورم و فرسایش منابع مالی کشور میتواند به نارضایتی اجتماعی و در نهایت بحران سیاسی منجر شود، بیاعتنایی به تبعات اقتصادی این سیاست دقیقاً میتواند افتادن در زمینی باشد که طرف مقابل طراحی کرده است.
به بیان دیگر، اینکه رؤیای تغییر نظام در واشنگتن یا تلآویو چقدر واقعبینانه است، یک بحث است و اینکه فشار اقتصادی میتواند زندگی روزمره مردم ایران را دشوارتر، تورم را شدیدتر و ظرفیت اقتصادی کشور را محدودتر کند، بحثی دیگر. شکست سناریوی نخست، دلیلی …












