
سفر شاه به فرانسه در اکتبر 1961 و دیدار با شارل دوگل
رویداد۲۴ | علیرضا نجفی- در سال ۱۹۷۴، رابرت مکنامارا، رئیس بانک جهانی، و یوهانس ویتوین، رئیس صندوق بینالمللی پول، به تهران آمدند. کشوری که تا چند سال پیش خود وامگیرندهٔ توسعهای بود، اینبار باید در تأمین مالی اقتصاد جهانی مشارکت میکرد. جهش بهای نفت جایگاه ایران را چنان دگرگون کرده بود که گزارش نشریه «الاتحاد»، ارگان اتحادیه ملی دانشجویان کویت برنامههای مالی آن را «طرح مارشالی تازه» مینامید.
پرسش اصلی، اما، اندازه پول نبود؛ سرنوشت آن بود. آیا وامها و مشارکتهای خارجی راهی برای کسب فناوری، بازار و نفوذ بودند یا دلارهای نفتی پس از گردش کوتاهی دوباره به بانکها و صنایع غربی بازمیگشتند؟ پاسخ میان این دو داوری قرار دارد. ایران دارایی و ظرفیت تولیدی واقعی ساخت، اما شتاب سرمایهگذاری سبب شد خرید فناوری از پرورش دانش و نهاد داخلی آسانتر باشد. داستان آن سالها، داستان سرمایهای بود که از ظرفیت جذب کشور جلو افتاد. پولی که ناگهان از راه رسید
بیشتر بخوانید: شوک نفتی ۱۹۷۳ و جنگ خاورمیانه با غرب | روزگاری که تهران در بازار نفت بازیساز بود
درآمد نفتی دولت از حدود ۲٫۸ میلیارد دلار در سال مالی ۱۹۷۲ـ۱۹۷۳، به ۴٫۶ میلیارد دلار در سال بعد و نزدیک ۱۷٫۸ میلیارد دلار در ۱۹۷۴ـ۱۹۷۵ رسید. داراییهای خارجی ایران نیز، بنا بر برآورد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، از حدود ۱٫۳ میلیارد دلار در ۱۹۷۳ تا اکتبر ۱۹۷۴ به ۶٫۳ میلیارد دلار افزایش یافت. این ثروت به اقتصادی وارد میشد که هنوز با کمبود مهندس، مدیر، کارگر ماهر، بندر، انبار و شبکهٔ حملونقل روبهرو بود.
رویداد۲۴، خرجکردن همه درآمد در داخل نه ممکن بود و نه بیخطر. موج واردات، بندرها را زیر فشار گذاشت، قیمت زمین و خدمات بالا رفت و کمبود نیروی ماهر هزینهها را افزایش داد. پرداختهای خارجی بخش عمومی برای کالا و خدمات نیز در یک سال از نزدیک سه به حدود هفت میلیارد دلار جهش کرد. بخش بزرگی از این واردات برای طرحهای عمرانی لازم بود؛ مسئله آن بود که زیرساخت و دستگاه اداری با همان سرعت بزرگ نشده بودند.
سرمایهگذاری در خارج، از این منظر، فقط نمایش قدرت نبود. بخشی از تقاضا را به آینده منتقل میکرد، فشار تورمی را کاهش میداد و در برابر پول ایران، سود، بازار، …






