
رویداد۲۴| باز هم صحبت از افزایش تسهیلات خرید اعتباری بازنشستگان است. مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری از پیگیری افزایش سقف اعتبار خرید از فروشگاههای زنجیرهای خبر داده و همزمان بانک رفاه نیز از طرحهای جدید وام برای بازنشستگان و مستمریبگیران رونمایی کرده است. در ظاهر، این خبرها میتواند نشانهای از توجه به معیشت بازنشستگان باشد، اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، یک پرسش جدی مطرح میشود؛ چرا هر بار که سخن از حمایت از بازنشستگان به میان میآید، راهحل در قالب وام، کالاکارت و خرید اعتباری تعریف میشود، نه افزایش قدرت واقعی خرید؟ جای خالی حقوقی که با تورم هماهنگ باشد
سالهاست که بازنشستگان از شکاف میان حقوق دریافتی و هزینههای زندگی گلایه دارند. تورمهای پیدرپی باعث شده بخش بزرگی از مستمری صرف هزینههای اولیه مانند خوراک، اجاره، دارو و درمان شود و چیزی برای سایر نیازهای زندگی باقی نماند.
در چنین شرایطی، افزایش سقف خرید اعتباری شاید بتواند برای مدتی کوتاه امکان خرید برخی کالاها را فراهم کند، اما واقعیت این است که اعتبار، درآمد نیست. بازنشسته امروز خرید میکند، اما باید فردا از همان حقوق ناکافی، اقساط آن را بپردازد؛ یعنی مشکلی که امروز وجود دارد، فقط به ماههای بعد منتقل میشود. وام، درمان فقر نیست
اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که وام زمانی میتواند ابزار مناسبی باشد که فرد از توان بازپرداخت آن برخوردار باشد یا آن را برای سرمایهگذاری و افزایش درآمد دریافت کند. اما بخش بزرگی از بازنشستگان نه قصد راهاندازی کسبوکار دارند و نه امکان افزایش درآمد.
وام برای بسیاری از آنان، صرف هزینههای روزمره، خرید دارو، درمان یا تأمین مایحتاج ضروری میشود؛ هزینههایی که اصولاً باید از محل حقوق و مستمری تأمین شوند، نه از طریق استقراض.
به همین دلیل، تبدیل وام به مهمترین ابزار حمایت معیشتی، بیش از آنکه راهحل باشد، نشانهای از ناتوانی سیاستگذاری در جبران کاهش قدرت خرید است. سالمندی، زمان آرامش است نه آغاز بدهکاری
بازنشستگی در همه دنیا قرار است دورهای باشد که فرد پس از سالها کار، با امنیت اقتصادی و آرامش بیشتری زندگی کند. اما وقتی مهمترین خبرهای مربوط به بازنشستگان حول محور افزایش سقف وام، کالاکارت و خرید اقساطی میچرخد، این پرسش پیش میآید …












