
رویداد۲۴| مسعود پزشکیان در دومین بخش گفتوگوی تلویزیونی خود، بیش از آنکه از دستاوردهای دولتش سخن بگوید، تلاش کرد تصویری از دشواریهای اداره کشور و ضرورت انجام اصلاحات ساختاری ارائه دهد. از ناترازی انرژی و اصلاح نظام بانکی گرفته تا حذف رانتهای ناشی از ارز ترجیحی، خصوصیسازی، تفویض اختیار به استانها و عدالت آموزشی؛ رئیسجمهور تقریباً در همه حوزهها یک پیام مشترک داشت: اصلاحات آغاز شده و متوقف نخواهد شد.
اما پرسش اصلی اینجاست که آیا دولت از مرحله تشخیص مسئله عبور کرده و وارد مرحله حل مسئله شده است یا هنوز در همان نقطه توصیف مشکلات ایستاده است؟
واقعیت این است که بسیاری از سخنان پزشکیان، برخلاف ادبیات معمول مسئولان، حاوی اعترافهایی بود که کمتر از زبان یک رئیسجمهور شنیده میشود. او صریح گفت مشکل کشور تنها تحریم نیست، بلکه مدیریت نیز یکی از ریشههای بحرانهاست و تأکید کرد باید افراد توانمند به جای افراد صرفاً سیاسی یا برخوردار از حمایتهای جناحی مسئولیت بگیرند. این سخنان، اگرچه تازه نیست، اما بیان آن از سوی عالیترین مقام اجرایی کشور اهمیت دارد. شناخت مسئله کافی نیست؛ نسخه اجرا کجاست؟
با این حال، میان «اعتراف» و «اقدام» فاصلهای وجود دارد که افکار عمومی دیگر حاضر نیست آن را با وعده پر کند.
پزشکیان در بخش دیگری از سخنانش، مقاومت در برابر اصلاحات را مهمترین مانع معرفی کرد؛ از اصلاح نظام بانکی تا واگذاری بنگاههای دولتی، همه جا از گروههایی سخن گفت که منافعشان با تغییر گره خورده است و در برابر هر اصلاحی مقاومت میکنند. این تحلیل، بیراه نیست. اقتصاد ایران سالهاست اسیر شبکهای از منافع رانتی و ساختارهای ناکارآمد است؛ ساختارهایی که نه دولتهای اصولگرا توان مقابله جدی با آنها را داشتهاند و نه دولتهای اصلاحطلب.
اما همین روایت، مسئولیت دولت را نیز سنگینتر میکند. اگر رئیسجمهور میداند مانع کجاست، جامعه انتظار دارد بگوید برای عبور از آن چه برنامهای دارد. صرف اشاره به وجود مقاومتها، نمیتواند جایگزین ارائه نقشه راه شود. اصلاحات اقتصادی بدون پشتوانه اجتماعی پیش نمیرود
دفاع پزشکیان از حذف ارز ترجیحی و انتقال یارانه به مصرفکننده نیز از همین جنس است. او استدلال کرد که پرداخت یارانه در ابتدای زنجیره، فساد و رانت گسترده ایجاد میکرد …












