
رویداد۲۴| علیرضا نجفی- در روز سوم خرداد ۱۳۶۱، پرچم ایران بار دیگر بر فراز خرمشهر برافراشته شد؛ شهری که برای ایرانیان به نماد مقاومت و برای عراقیها به نماد یک شکست تحقیرآمیز بدل شده بود. در همان روزها، صدام حسین که از فروپاشی نظامیاش در جنوب به وحشت افتاده بود، بهیکباره از موضع تهاجم به موضع صلح و مذاکره رسید؛ نیروهایش را عقب کشید، آتشبس یکطرفه اعلام کرد و نوید عقبنشینی کامل از خاک ایران را سر داد. تاریخنگاران داخلی جنگ اغلب این نقطه را «سرِ دوراهی» مینامند؛ لحظهای که ایران میتوانست جنگی را که با تجاوز عراق آغاز شده بود، در اوج پیروزی و با کولهباری از مشروعیت بینالمللی به پایان برساند. اما داستان به گونهی دیگری رقم خورد. آنچه در پی آمد، شش سال دیگر جنگ، صدها هزار کشته و مجروح، ویرانی گستردهی زیرساختها، رویارویی مستقیم و خونین با نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس، و نهایتا پذیرش قطعنامهای بود که آیتالله خمینی آن را «جام زهر» خواند؛ قطعنامهای که در بسیاری از شرایط اصلیاش تفاوت چندانی با آنچه در سال ۱۳۶۱ در دسترس بود نداشت. این نوشتار به روایت و تحلیل این مسیر میپردازد: از تصمیم ادامهی جنگ در پی فتح خرمشهر تا فروپاشی جبههها در بهار ۱۳۶۷ و پذیرش دیرهنگام قطعنامهی ۵۹۸؛ مسیری که در آن، غرور راهبردی و آرمانهای بلندپروازانه، بارها فرصتهای واقعگرایانه برای پایان جنگ را زیر پا گذاشت. سوم خرداد ۱۳۶۱؛ لحظهای که تاریخ میتوانست تغییر کند
آزادسازی خرمشهر توازن روانی و میدانی جنگ را یکسره به سود ایران تغییر داد. شورای امنیت سازمان ملل که در تمام دوران اشغال خرمشهر از سوی عراق، حتی یک قطعنامهی جدی برای خروج نیروهای متجاوز صادر نکرده بود، ناگهان و تنها هجده روز پس از این فتح، در ۲۱ تیر ۱۳۶۱ قطعنامهی ۵۱۴ را تصویب کرد؛ قطعنامهای که خواستار آتشبس و بازگشت نیروها به مرزهای بینالمللی بود، بیآنکه اشارهای به هویت متجاوز یا غرامت داشته باشد. این واکنش شتابزدهی جامعهی بینالمللی، خود گواهی بود بر این حقیقت که تا پیش از پیروزی ایران، هیچ فوریتی برای پایان جنگ احساس نمیشد.
صدام حسین، که ژنرالهای نامدارش، از جمله «جواد شیتنه» و «صلاحالقاضی»، را پس از شکست خرمشهر اعدام کرده بود، در بیستم خرداد ۱۳۶۱ آتشبس یکطرفه اعلام کرد و نوید داد ظرف …











