
رویداد۲۴ | منیره چگینی: لکههای نفتی در آبهای اطراف قشم و سواحل جنوبی ایران در روزهای اخیر به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات زیستمحیطی منطقه تبدیل شده است؛ موضوعی که علاوه بر نگرانیهای محیطزیستی، اکنون با ادعایی جنجالی درباره منشأ این آلودگی نیز همراه شده است.
در شبکههای اجتماعی و برخی رسانههای خارج از کشور، ادعایی مطرح شده مبنی بر اینکه لکههای نفتی ممکن است ناشی از «سرریز یا رهاسازی نفت از چاههای نفتی» باشد؛ ادعایی که می گوید محدودیتهای صادرات نفت و ظرفیت ذخیرهسازی میتواند در شرایطی موجب شود نفت تولیدشده «تعمدا» به دریا راه پیدا کند.
برخی چاههای قدیمی در صورت توقف عملیات برداشت ممکن است آسیب جدی ببینند یا حتی از مدار تولید خارج شوند و خسارتهای بسیار سنگینی به بار آورند. بنابراین، مدعیان این فرضیه میگویند ممکن است در چنین شرایطی، دولت تصمیم می گیرد نفت را به جای توقف تولید، به دریا منتقل کند.
با این حال، این ادعا تاکنون با سند فنی، گزارش رسمی، مختصات دقیق یا تصویر ماهوارهای مستقلی که منشأ لکه را به یک چاه نفتی مشخص مرتبط کند، اثبات نشده است. مقام محیط زیست: سرریز چاه نفتی با این حجم بعید است
امید صدیقی مدیر کل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی معاونت محیط زیست دریایی در گفتوگو با رویداد۲۴ با رد این فرضیه تأکید میکند که چنین حجمی از آلودگی را نمیتوان بهسادگی به سرریز یک چاه نفت نسبت داد.
او میگوید برای بررسی این موضوع، تصاویر ماهوارهای میتواند یکی از مهمترین ابزارهای راستیآزمایی باشد؛ چراکه با بررسی تصاویر در بازههای زمانی مختلف میتوان مسیر حرکت لکه و حتی منشأ احتمالی آن را بررسی کرد. کارشناس چاههای نفتی: «یک درصد هم احتمال نمیدهم»
سعید ساویز، کارشناس حوزه چاههای نفتی، نیز در گفتوگو با رویداد۲۴ فرضیه سرریز چاههای نفتی را بسیار بعید میداند.
او میگوید حتی اگر به دلیل خطا، حادثه یا سهلانگاری مقداری هیدروکربن وارد آب شود، این مسئله با یک نشت عظیم نفتی تفاوت دارد.
به گفته این کارشناس، قوانین زیستمحیطی مربوط به عملیات نفت و گاز بسیار سختگیرانه است و در صورت وقوع حادثه در یک چاه، خط لوله یا تأسیسات نفتی، معمولاً نشانهها و پیامدهای حادثه قابل رصد خواهد بود.
ساویز تأکید میکند که برای ایجاد چنین لکه عظیمی نمیتوان صرفاً فرض کرد نفت به شکل عادی و بدون وقوع یک حادثه مشخص از یک چاه وارد دریا شده است.
او میگوید اگر یک چاه دچار حادثه جدی، انفجار یا شکستگی خط لوله شده باشد، انتظار میرود آثار آن در گزارشهای رسمی و رصدهای دریایی نیز دیده شود.
از نظر این کارشناس، حجم آلودگی مشاهدهشده با فرض نشت معمولی از یک چاه نفتی همخوانی ندارد و اگر چنین حجمی واقعاً از تأسیسات نفتی وارد آب شده باشد، باید یک حادثه مشخص و قابل شناسایی در منشأ آن وجود داشته باشد. تصاویر ماهوارهای چه می گویند؟
یکی از نکات مشترک در اظهارات کارشناسان، نقش تصاویر ماهوارهای در تعیین منشأ و مسیر حرکت لکه است.
به بیان ساده، اگر مشخص شود لکه ابتدا در نقطهای خاص ایجاد شده و سپس تحت تأثیر جریانهای دریایی و باد به سمت مناطق دیگر حرکت کرده است، میتوان محدوده منشأ را دقیقتر بررسی کرد.
ساویز نیز معتقد است برای راستیآزمایی این ادعا میتوان تصاویر ماهوارهای مربوط به بازه زمانی پیش از مشاهده لکه تا روزهای پس از آن را بررسی کرد. نقش ROPME؛ نهادی که میتواند به ابهام پاسخ دهد
یکی از مهمترین مسیرهای راستیآزمایی میتواند استفاده از دادههای نهادهای منطقهای مسئول پایش آلودگی دریایی باشد.
سازمان منطقهای حفاظت از محیطزیست دریایی، موسوم به ROPME، به دلیل مسئولیت منطقهای خود در حوزه محیطزیست دریایی خلیج فارس، دریای عمان و مناطق پیرامونی، از جمله نهادهایی است که دادهها و ظرفیتهای فنی مرتبط با پایش آلودگی دریایی را در اختیار دارد.
بنابراین، نسبت دادن لکه نفتی به «سرریز چاههای نفتی» بدون شواهد مستقل، از نظر حرفهای قابل دفاع نیست.
در عین حال، برای رد قطعی این فرضیه نیز باید مستندات فنی ارائه شود. پاکسازی ادامه دارد، اما آلودگی تمام نشده است
بیشتر بخوانید: هر بار پاکسازی کنیم موج تازه نفت از راه میرسد | نهاد نظامی اجازه پرواز پهپاد و ورود شناور پاکسازی به قشم نمیدهد
یکی دیگر از مسائل مهم، وضعیت عملیات پاکسازی است.
امید صدیقی میگوید عملیات پاکسازی در برخی مناطق انجام شده، اما نمیتوان گفت آلودگی بهطور کامل برطرف شده است.
به گفته او، مشکل اصلی این است که آلودگی جدید همچنان به برخی مناطق وارد میشود و بخشهایی که پاکسازی اولیه شدهاند، دوباره با نفت آلوده میشوند.
در چنین شرایطی، پاکسازی کامل تنها به جمعآوری نفت روی سطح محدود نمیشود. بخشی از آلودگی ممکن است وارد بستر، رسوبات و زیستگاههای ساحلی شود و پس از پایان عملیات جمعآوری سطحی نیز آثار آن باقی بماند.
به همین دلیل، پاکسازی یک لکه نفتی میتواند هفتهها و حتی ماهها ادامه پیدا کند و پس از آن نیز مرحله احیا و بازسازی زیستگاه آغاز شود. چرا استفاده از «نانومواد» هنوز راهحل قطعی نیست؟
در جریان عملیات پاکسازی، پیشنهادهایی درباره استفاده از فناوریهای جدید، از جمله مواد نانویی، مطرح شده است.
ساویز توضیح میدهد که روشهای متعددی برای مقابله با آلودگی نفتی وجود دارد، اما انتخاب روش به ابعاد لکه، نوع نفت، شرایط دریا، جریان آب و حساسیت زیستمحیطی منطقه بستگی دارد.
از روشهای شناختهشده میتوان به استفاده از بومهای مهارکننده، اسکیمرها برای جمعآوری نفت از سطح آب و برخی روشهای زیستی اشاره کرد.
او همچنین به برخی روشهای آزمایشگاهی و دانشگاهی اشاره میکند که در آنها از مواد خاص برای جذب نفت و سپس جمعآوری آن استفاده میشود؛ اما تأکید میکند هر روش جدید باید مراحل استاندارد و تأییدهای لازم را طی کرده باشد.
در شرایط اضطراری، استفاده از روشی که هنوز از نظر استاندارد و ایمنی محیطزیستی به تأیید نهایی نرسیده، میتواند خود به یک ریسک جدید تبدیل شود. ردپای یک حادثه دریایی در لکه نفتی
نخستین گزارشهای مردمی از مشاهده آلودگی نفتی در سواحل قشم شامگاه ۱۹ مرداد منتشر شد. آلودگی ابتدا در محدوده سوزا، شیبدراز و نقاشه گزارش شد و سپس به بخشهایی از جنگلهای حرا رسید. اما تصاویر ماهوارهای نشان میدهد لکه پیش از رسیدن به ساحل، در آبهای اطراف قشم وجود داشته است.
تصاویر Sentinel-2 مربوط به ۱۰ اوت، وجود لکهای گسترده در جنوب قشم را نشان دادهاند. رویترز وسعت و شکل این لکه را بررسی کرده و به نقل از متخصصان تحلیل تصاویر ماهوارهای، احتمال وجود نفت کوره سنگین در بخشی از آن را مطرح کرده است.
عکس هوایی از آلودگی نفتی در نزدیکی سواحل قشم مربوط به ۱۰ اوت
همزمان، یک حادثه دریایی مهم نیز پیش از مشاهده لکه ثبت شده است. کشتی فلهبر Minoan Pioneer با پرچم لیبریا در سوم اوت، هنگام عبور از محدوده تنگه هرمز و نزدیکی سواحل عمان، هدف یک پرتابه قرار گرفت و آسیب دید. بر اساس گزارش رویترز، یک نفر از خدمه این شناور نیز مفقود شد.
برخی منابع تخصصی ردیابی نفتکشها و یک منبع امنیت دریایی، لکه نزدیک قشم را احتمالاً مرتبط با نشت از همین شناور دانستهاند.
این خط زمانی اهمیت زیادی دارد: سوم اوت، حادثه برای Minoan Pioneer؛ دهم اوت، ثبت لکه نفتی در تصاویر ماهوارهای جنوب قشم؛ و ۱۱ اوت، انتشار ویدئوهایی از رسیدن ماده نفتی به ساحل قشم. چند روز بعد نیز گزارشهای میدانی از گسترش آلودگی در سواحل قشم و جنگلهای حرا منتشر شد.
این شواهد، فرضیه سرریز چاه نفتی را بهتنهایی اثبات یا رد نمیکند، اما نشان میدهد پیش از نسبت دادن آلودگی به چاههای نفتی، حادثه دریایی و مسیر حرکت لکه نیز باید بهطور جدی بررسی شود.
از سوی دیگر، اگر قرار است فرضیه نشت از شناور آسیبدیده نیز قطعی تلقی شود، آن هم نیازمند راستیآزمایی فنی است. بهترین ابزار برای این کار، تطبیق تصاویر ماهوارهای در روزهای مختلف با موقعیت شناور، مسیر جریانهای دریایی و زمان وقوع حادثه است.
در واقع، تصاویر ماهوارهای میتوانند مشخص کنند لکه از چه محدودهای آغاز شده و چگونه به سمت قشم حرکت کرده است.
بنابراین، در حال حاضر دو ادعا در برابر یکدیگر قرار دارند: یک ادعا منشأ آلودگی را به چاههای نفتی نسبت میدهد و ادعای دیگر، حادثه یک شناور آسیبدیده را محتمل میداند. هیچکدام نباید بدون داده مستقل بهعنوان واقعیت قطعی معرفی شوند.
آنچه میتواند این ابهام را پایان دهد، انتشار تصاویر ماهوارهای خام و تحلیلشده، دادههای پایش دریایی، مختصات اولیه لکه، گزارشهای مربوط به حوادث دریایی و نتایج نمونهبرداری از ترکیب نفت است. این اطلاعات میتواند مشخص کند آیا نفت موجود در سواحل قشم از یک تأسیسات نفتی، یک شناور آسیبدیده یا منبع دیگری وارد دریا شده است. تصویر ۵ اوت؛ نفت از کجا نشت کرده است؟
تصاویر ماهوارهای ۵ اوت نشان میدهد نشت در بخشی از محدوده دریایی وجود داشته، اما منشأ قطعی آن مشخص نیست. اگرچه وضوح تصاویر Sentinel-2 محدودیتهایی دارد، این احتمال مطرح شده که دو کشتی کوچکتر نیز با برخی از تودههای نفت قابل مشاهده ــ که با رنگ سبز و زرد مشخص شدهاند ــ مرتبط باشند.
تصاویر ماهوارهای ۵ اوت
در این تصاویر، پایگاههای نیروی دریایی سلطنتی عمان در جزیره گوت و دیدامار، کشتی Minoan Pioneer و دو کشتی کوچکتر احتمالی در کنار لکههای نفتی دیده میشوند.
جریان جزر و مدی در تنگه هرمز شدیدتر از داخل خلیج فارس است و تمایل دارد از شمال تنگه به سمت داخل و از بخش جنوبی به سمت خارج جریان یابد. شوری در خلیج عمان کمتر از خلیج فارس است، اما نیروهای اختلاط جزر و مدی قویاند و بهسرعت شوری را متعادل میکنند؛ مکانیسمی که میتواند به پراکندگی نفت کمک کند.
بنابراین تصویر ماهوارهای Sentinel-2 در ۵ اوت ۲۰۲۶، کشتی فلهبر Minoan Pioneer و آثار لکه نفتی در اطراف آن را نشان میدهد؛ پنج روز بعد، در ۱۰ اوت، لکه نفتی گستردهای در جنوب قشم ثبت شده است. این توالی زمانی و مکانی، احتمال ارتباط میان حادثه کشتی و آلودگی قشم را مطرح میکند. با این حال، برای اثبات قطعی منشأ لکه، تطبیق تصاویر ماهوارهای، جریانهای دریایی و نتایج نمونهبرداری ضروری است. حملات هشتم اوت ۲۰۲۶ و ایجاد لکههای نفتی
مهدی زارع، استاد زمینشناسی و پژوهشگر مخاطرات طبیعی، در گفتوگو با رویداد۲۴ با استناد به مدارک و تصاویر ماهوارهای، ضمن رد ادعای سرریز چاههای نفت، گفت حملات آمریکا به کشتیها در نزدیکی جزیره قشم در هشتم اوت ۲۰۲۶ باعث ایجاد لکههای نفتی قابلتوجهی در امتداد آبهای ساحلی خلیج فارس شده است.
به گفته او، وسعت و تأثیر آلودگی در جزیره قشم طی اوت ۲۰۲۶ با تصاویر ماهوارهای Copernicus Sentinel-2 قابل مشاهده است و یک لکه نفتی بزرگ را نشان میدهد که تقریباً ۱۶۰ کیلومتر در امتداد ساحل جنوبی جزیره قشم گسترده شده است.
زارع میگوید نفت کوره سنگین در امتداد سواحل نزدیک سوزا به آب رسیده و مناطق دریایی اطراف را تحت تأثیر قرار داده است.
به گفته او، آلودگی به بخشهایی از ذخیرهگاه زیستکره حرا، واقع در تنگه خوران بین جزیره قشم و سرزمین اصلی ایران نیز رسیده است.
زارع همچنین میگوید وزارت امور خارجه ایران این آلودگی را به تجاوز نظامی خارجی و عملیات نظامی آمریکا مرتبط دانسته و خواستار ایجاد یک چارچوب بینالمللی برای مدیریت محیطزیست ساحلی شده است.
به گفته او، سازمانهای ردیابی دریایی مانند TankerTrackers و برخی تحلیلگران مستقل گزارش دادهاند که لکه نفتی قشم احتمالاً از یک کشتی تجاری آسیبدیده، بهویژه Minoan Pioneer، سرچشمه گرفته است؛ کشتیای که در جریان درگیریهای نظامی در تنگه هرمز در سوم اوت ۲۰۲۶ مورد اصابت قرار گرفت و در پی آن نفت کوره به سمت شمال و قشم حرکت کرد.
زارع میافزاید تصاویر ماهوارهای دیگری نیز لکههای نفتی کوچکتری را در نزدیکی جزیره سیری و آبهای عمیقتر خلیج فارس مرکزی شناسایی کردهاند؛ لکههایی که به گفته او میتواند ناشی از حملات هدفمند به زیرساختها و آسیب به کشتیها در طول درگیری باشد.






