
در روزهایی که جنگ، امنیت زیرساختهای حیاتی کشور را هدف گرفته بود، روشن ماندن چراغ یک بیمارستان یا ادامه جریان آب در یک روستای مرزی بخشی از نبرد برای حفظ زندگی عادی مردم به شمار میرفت آن هم در شرایطی که وزارت نیرو با مشکلاتی چون ناترازی مزمن آب و برق، کمبود منابع مالی و دشواری تامین تجهیزات نیز روبرو بود.
عباس علی آبادی وزیر نیرو با مرور آنچه در بیش از یک سال اخیر بر صنعت آب و برق کشور گذشته است، افزایش ظرفیت تولید، پراکندهسازی منابع انرژی، هوشمندسازی مصرف و ایجاد مسیرهای جایگزین برای آب و برق را مهمترین اقدامات این وزارتخانه می داند و از افزایش ۹۷۷۴ مگاواتی ظرفیت تولید برق، نصب ۲.۷ میلیون کنتور هوشمند، اجرای ۷۳ پروژه عبور از تنش آبی و آبرسانی به ۴۱۹۰ روستا سخن میگوید که کمک کرد شبکههای حیاتی کشور در یکی از سختترین سالهای خود سرپا بمانند.
این گفت و گو به شرح زیر است:
افزایش ۹۷۷۴ مگاواتی ظرفیت تولید برق
فاصله مرداد ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ برای صنعت آب و برق، دورهای عادی نبود. کشور هم جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشت و هم جنگ رمضان را تجربه کرد. در چنین شرایطی چگونه میان تأمین فوری برق و حفاظت از زیرساختهای حساس تعادل برقرار کردید؟
واقعیت این است که مدیریت انرژی در دوره جنگ، فقط به این معنا نیست که میزان تولید و مصرف را با هم متعادل کنیم. در چنین شرایطی باید همزمان چند مسأله را ببینیم؛ باید برق مردم و مراکز حیاتی تأمین شود، شبکه در برابر اختلالهای ناگهانی پایدار بماند و از زیرساختهای تولید و انتقال نیز حفاظت شود. این مجموعه، کار را بسیار پیچیده میکند.
در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، زیرساختهای تولید و انتقال انرژی با تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم روبهرو شدند. از همان ابتدا، اولویت ما این بود که نگذاریم شبکه از تعادل خارج شود. اگر شبکه برق در شرایط بحرانی دچار فروپاشی شود، مسأله فقط خاموش شدن خانهها نیست؛ آبرسانی، بیمارستانها، مخابرات، حملونقل، مراکز امدادی و بسیاری از خدمات دیگر نیز با مشکل مواجه میشوند. به همین دلیل، تلاش کردیم حاشیه اطمینان شبکه را افزایش دهیم. افزایش ۹۷۷۴مگاواتی ظرفیت تولید برق، بخشی از همین برنامه بود. این ظرفیت اضافه، مانند یک لایه دفاعی برای شبکه عمل کرد و به ما امکان داد در لحظات حساس، از خاموشی گسترده یا همان بلکاوت جلوگیری کنیم.
البته فقط بر افزایش تولید تکیه نکردیم. تقویت واحدهای موجود، توسعه ظرفیتهای پراکنده، مدیریت بار و آماده نگه داشتن مسیرهای جایگزین نیز همزمان دنبال شد. هدف این بود که اگر انتقال برق در بخشی از کشور با مخاطره روبهرو شد، شبکه همچنان بتواند برق بخشهای حیاتی و مصرفکنندگان متعارف را تأمین کند.
افزایش ۹۷۷۴ مگاواتی ظرفیت تولید در یک سال، آن هم در شرایط جنگ و کمبود منابع مالی، عدد بزرگی است. این افزایش ظرفیت از چه مسیرهایی به دست آمد؟
رسیدن به این میزان افزایش ظرفیت در سالی که هم با آثار جنگ روبهرو بودیم و هم محدودیتهای جدی مالی داشتیم، نتیجه مجموعهای از اقدامات فنی و مدیریتی بود. ما نمیتوانستیم منتظر بمانیم تا همه منابع مالی مورد نیاز فراهم شود و بعد کار را آغاز کنیم. شبکه هر روز به ظرفیت تازه نیاز داشت و زمان هم به سود ما نبود.
بخش مهمی از این افزایش ظرفیت از سه مسیر اصلی حاصل شد. اول، ۳۲۵۸مگاوات از طریق ارتقای نیروگاههای حرارتی به دست آمد. دوم، ۱۹۷۴ مگاوات با رفع محدودیت نیروگاههای بخاری و ارتقای واحدهای گازی محقق شد. سومین بخش نیز توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر بود که سهمی حدود ۴۲۰۰ مگاواتی داشت. در کنار این موارد، ظرفیتهایی نیز از مسیرهای دیگر وارد مدار یا برای شبکه قابل استفاده شد.
محدودیت مالی، یکی از جدیترین مشکلات ما بود. صندوق توسعه ملی در گشایش اعتبار اسنادی یا LC آنگونه که انتظار داشتیم همراهی نکرد و شبکه بانکی نیز در پرداخت تسهیلات با محدودیتهایی روبهرو بود. بنابراین ناچار شدیم منابع موجود را با دقت بیشتری هدایت کنیم.
تمرکز ما به سمت پروژههایی رفت که زودتر به نتیجه میرسیدند، بازده بیشتری داشتند و میتوانستند در مدت کوتاهتری به پایداری شبکه کمک کنند. ارتقای نیروگاههای موجود و رفع محدودیت واحدها، نمونه همین رویکرد است. اجرای این پروژهها معمولاً سریعتر و کمهزینهتر از ساخت یک نیروگاه کاملاً جدید است.
از سوی دیگر، توسعه ۴۲۰۰ مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر فقط یک اقدام اقتصادی یا زیستمحیطی نبود. این نیروگاهها به دلیل پراکندگی جغرافیایی، در دوره جنگ یک مزیت امنیتی جدی برای شبکه ایجاد میکنند. به بیان ساده، ما تلاش کردیم با همان امکاناتی که در اختیار داشتیم، بیشترین ظرفیت ممکن را به شبکه اضافه کنیم.
تاب آوری شبکه برق در برابر نوسان
نیروگاههای حرارتی معمولاً تأسیسات بزرگ و متمرکزی هستند و در شرایط جنگی نیز حساسیت بالایی دارند. ارتقای ۳۲۵۸ مگاواتی این نیروگاهها چگونه به پایداری شبکه کمک کرد؟
نیروگاههای حرارتی ستون فقرات شبکه برق کشور هستند. بخش عمده برق پایدار شبکه را این نیروگاهها تأمین میکنند و به همین دلیل، عملکرد آنها در شرایط خاص اهمیت دوچندان دارد. ارتقای این نیروگاهها فقط برای آن نبود که چند مگاوات بیشتر برق تولید کنیم؛ هدف مهمتر، بهبود رفتار شبکه در برابر شوکها و نوسانهای ناگهانی بود.در دوره جنگ، ممکن است یک خط انتقال، یک پست یا حتی بخشی از ظرفیت تولید بهطور ناگهانی از دسترس خارج شود. در این وضعیت، شبکه باید بتواند در کوتاهترین زمان ممکن خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. اگر واحدهای تولیدی از آمادگی فنی لازم برخوردار نباشند، اختلال یک بخش میتواند به بخشهای دیگر سرایت کند.
ما با ارتقای نیروگاههای حرارتی، توان پاسخگویی آنها به تغییرات ناگهانی بار و کنترل فرکانس را افزایش دادیم. به زبان سادهتر، نیروگاهها آمادهتر شدند تا اگر بخشی از تولید یا انتقال ناگهان از مدار خارج شد، جای خالی آن را سریعتر جبران کنند.این اقدام همچنین به افزایش اینرسی شبکه کمک کرد. شاید این اصطلاح فنی باشد، اما معنای سادهاش این است که شبکه در برابر نوسانهای ناگهانی مقاومتر میشود و با هر حادثهای، بهسرعت تعادل خود را از دست نمیدهد. در شرایط جنگی، همین چند ثانیه یا چند دقیقه واکنش سریع میتواند از گسترش خاموشی جلوگیری کند.
در کنار نیروگاههای حرارتی، ۱۹۷۴مگاوات ظرفیت نیز از طریق رفع محدودیت نیروگاههای بخاری و ارتقای واحدهای گازی ایجاد شد. آیا این اقدام بخشی از برنامه پدافند غیرعامل بود؟
بله، این بخش ارتباط مستقیمی با امنیت انرژی و پدافند غیرعامل داشت. واحدهای گازی، بویژه به دلیل قابلیت راهاندازی سریع، در مدیریت بحران بسیار مهم هستند. ممکن است در شرایط عادی، برخی از این واحدها با تمام ظرفیت کار نکنند یا به دلایل فنی با محدودیت روبهرو باشند؛ اما در زمان بحران، هر مگاوات ظرفیت آماده میتواند تعیینکننده باشد.
ما تلاش کردیم محدودیتهای فنی نیروگاههای بخاری را برطرف کنیم و توان واحدهای گازی را افزایش دهیم. نتیجه این کار، دستیابی به ۱۹۷۴ مگاوات ظرفیت قابل اتکاتر بود؛ ظرفیتی که میتواند هنگام خروج ناگهانی یک واحد بزرگ یا اختلال در شبکه اصلی، سریعتر وارد عمل شود.
مزیت دیگر این واحدها آن است که در برخی شرایط میتوانند بهصورت جزیرهای فعالیت کنند؛ یعنی اگر ارتباط بخشی از شبکه با شبکه سراسری قطع شد، واحد تولیدی محلی همچنان برق منطقه یا زیرساختهای حساس آن را تأمین کند. این قابلیت برای بیمارستانها، مراکز امدادی، تأسیسات آبرسانی و دیگر مراکز حیاتی اهمیت زیادی دارد.
بنابراین، این ۱۹۷۴ مگاوات را نباید فقط بهعنوان افزایش عددی ظرفیت تولید دید. این ظرفیت، نوعی ذخیره راهبردی و عملیاتی برای لحظات بحرانی است؛ ذخیرهای که قدرت مانور مدیران شبکه را افزایش میدهد.
تامین امنیت انرژی از مسیر پراکندگی نیروگاهها
شما به توسعه ۴۲۰۰ مگاوات انرژی تجدیدپذیر اشاره کردید. این نیروگاهها در زمان جنگ تحمیلی چه مزیتی نسبت به نیروگاههای بزرگ و متمرکز دارند؟
مهمترین مزیت انرژیهای تجدیدپذیر، پراکندگی آنهاست. در شبکهای که تولید برق در چند نیروگاه بزرگ متمرکز شده باشد، آسیب دیدن یک نیروگاه یا یک خط انتقال اصلی میتواند بخش بزرگی از مصرف را تحت تأثیر قرار دهد. اما وقتی صدها نیروگاه خورشیدی و بادی در نقاط مختلف کشور فعال باشند، ریسک نیز میان نقاط بیشتری توزیع میشود.
در شرایط جنگی، خطوط انتقال بزرگ و طولانی میتوانند آسیبپذیر باشند. اگر برق یک منطقه فقط از یک مسیر دوردست تأمین شود، هر اتفاقی در طول مسیر ممکن است خدمترسانی را مختل کند. توسعه تولید محلی و پراکنده به ما کمک میکند بخشی از نیاز هر منطقه در همان نزدیکی تأمین شود.
افزایش ۴۲۰۰ مگاواتی ظرفیت تجدیدپذیر، دقیقاً در همین چارچوب اهمیت دارد. نیروگاههای خورشیدی و بادی، تولید را از حالت کاملاً متمرکز خارج میکنند. اگر بخشی از شبکه انتقال آسیب ببیند، این نیروگاهها میتوانند دستکم بخشی از نیاز مصرفکنندگان محلی را پاسخ دهند و فشار را از روی مسیرهای اصلی بردارند.
ما این رویکرد را «امنیت انرژی از مسیر پراکندگی» میدانیم. البته تجدیدپذیرها نیز محدودیتهای خود را دارند و تولید آنها به شرایط تابش و باد وابسته است، اما در کنار نیروگاههای حرارتی، ذخیرهسازها و شبکه هوشمند، میتوانند تابآوری کل سیستم را بهطور محسوسی افزایش دهند.
نصب ۲.۷ میلیون کنتور هوشمند
یکی دیگر از اقداماتی که به آن اشاره کردهاید، نصب ۲.۷ میلیون کنتور هوشمند فهام است. این کنتورها در لحظات حساس جنگ چه کمکی به شبکه کردند؟
کنتورهای هوشمند را میتوان چشمهای شبکه برق دانست. در گذشته، اطلاعات مصرف با فاصله زمانی بیشتری در اختیار مدیران قرار میگرفت و امکان مداخله دقیق و لحظهای محدود بود. اما وقتی کنتور هوشمند نصب میشود، میتوانیم بفهمیم مصرف در هر منطقه چگونه تغییر کرده، فشار اصلی روی کدام بخش شبکه است و گلوگاهها کجا شکل گرفتهاند.
در جریان جنگ رمضان، این اطلاعات برای ما بسیار ارزشمند بود. الگوی مصرف در شرایط جنگی ممکن است ناگهان تغییر کند؛ جمعیت در بعضی شهرها افزایش پیدا میکند، فعالیت برخی مراکز بیشتر میشود و ممکن است در نقطهای از کشور بار شبکه بهسرعت بالا برود. اگر این تغییرات بهموقع دیده نشوند، خطر خروج تجهیزات یا گسترش اختلال وجود دارد.
نصب ۲.۷ میلیون کنتور هوشمند به ما امکان داد مصرف را با دقت بیشتری رصد کنیم و بهجای تصمیمهای گسترده و یکسان، مدیریت هدفمندتری داشته باشیم. این کنتورها فقط وسیلهای برای صدور صورتحساب نیستند؛ بخشی از سامانه کنترل و مدیریت لحظهای تقاضا محسوب میشوند.
وقتی مدیر شبکه بداند بار اضافی دقیقاً در کجا ایجاد شده، میتواند پیش از آنکه مشکل گسترش پیدا کند، اقدام کند. همین دید لحظهای کمک کرد از ریزش توان در مناطق حساس و تبدیل اختلالهای محدود به خاموشی گسترده جلوگیری شود.
استفاده از لیمیترها یا همان محدودکنندهها برای کنترل مصرفهای نامتعارف چه نقشی در حفظ پایداری شبکه داشت؟
در شرایط عادی شاید چند کیلووات مصرف اضافه چندان مهم به نظر نرسد، اما وقتی شبکه در وضعیت بحرانی قرار دارد، مجموع همین مصرفها میتواند فشار زیادی ایجاد کند. در دوره جنگ، هر میزان برقی که از مصرف غیرضروری کم شود، میتواند برای یک بیمارستان، مرکز امدادی، ایستگاه پمپاژ یا زیرساخت ارتباطی مورد استفاده قرار گیرد.
ما برای بیش از سه میلیون مورد از لیمیترها استفاده کردیم تا مصرفهای نامتعارف و غیرضروری را مهار کنیم. هدف این نبود که مصرف عادی مردم را محدود کنیم؛ تمرکز اصلی بر مصارفی بود که از الگوی متعارف خارج شده بودند و فشار غیرضروری به شبکه وارد میکردند.
این اقدام به ما فضای مانور بیشتری داد. برق آزادشده میتوانست به سمت بخشهای اولویتدار، از جمله بیمارستانها، مراکز پدافندی، تأسیسات آبرسانی و مراکز فرماندهی هدایت شود. به






