
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، حمیده چوبک هر روز، ۴۰ دقیقه پیاده در دل مسیرهای ناهموار، رد پایی از امید بر جای میگذاشت؛ نه برای رسیدن به مقصدی ساده، بلکه برای بازگرداندن شکوه «الموت» به آغوش جهان. او تنها یک مرمتگر نیست؛ حمیده نگهبان تاریخ است که با هر قدم، کلام فراموش شده این قلعه را دوباره به زبان آورد و سرانجام، با تلاشهای او و وزارت میراث فرهنگی، سیامین اثر ایران با عنوان «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت و اینگونه نام الموت را با ثبت بر لوح جاودانگیِ جهان حک شد.
او با صبرِ ماه و استقامتِ سنگ از میان رنجهای طولانی، شکوهی را بیرون کشید که جهان را به حیرت واداشت. اکنون الموت ایستاده است، نه فقط چون قلعهای بر فراز کوه، که چون نمادی از عشق زنی که هرگز از مسیر، بازنگشت.
الموت پناهگاه اسرار و میراث نیاکان
هزار سال پیش، در میان مه و سکوت درهها، با معجزهای از سنگ و دانش، دژی به نام الموت یعنی «آشیانه عقاب» زاده شد. قلعهای با معماری بیهمتایی که گویی با جادوی کوهستان عجین شده، نه تنها یک قلعه که یک پناهگاه اسرار بود
هزار سال پیش، در میان مه و سکوت درهها، با معجزهای از سنگ و دانش، دژی به نام الموت یعنی «آشیانه عقاب» زاده شد. قلعهای با معماری بیهمتایی که گویی با جادوی کوهستان عجین شده، نه تنها یک قلعه که یک پناهگاه اسرار بود. در میان دیوارهای استوارش، جایی که سیاست و جنگ، سرنوشت سرزمینها را رقم میزد، سکوت کتابخانهای عظیم، حکمفرما بود. چهارصد هزار جلد کتاب، که هر کدام دریچهای به سوی دانشی کهن و گمشده بودند؛ گویی الموت، همزمان هم قلبی بود که از جنگ میتپید و هم مغزی که از دانش، روشن میشد.
مدیر پایگاه میراث جهانی الموت در پاسخ به این پرسش که آیا پلههای سنگی دامنه کوه الموت اخیرا ایجاد شده است، گفت: قبل از اینکه گروه باستانشناسی کار خود را در مجموعه الموت آغاز کنند مسیر تصدیع شده بود اما دیوارها وجود نداشت، شیب مسیر تند و ماهیت آن خاکی و تردد دشوار بود. گاهی برخی افراد هم با ورود به باغهای شخصی اهالی، مزاحمت ایجاد میکردند. مرحوم کوچنانی که از مهندسان خوب الموت بود با الگوی شیب پلههای الموت را درست و دیوارسازی هم انجام داد که در صورت تامین …








