به گزارش ایرنا، روزگاری از کلاسهای کنکور، جزوههای رنگارنگ، اینترنت و انبوه منابع آموزشی خبری نبود و تعداد پذیرفتهشدگان پزشکی هم با امروز قابل مقایسه نبود. دانشجو باید خودش میخواند، خودش جستوجو میکرد و خودش را برای امتحان آماده میکرد.
جوانی با الگوگیری از برادر پزشک خود که متخصص اطفال بود، سال ۱۳۴۶ کنکور داد و تحصیل در رشته پزشکی را در دانشگاه دولتی آغاز کرد، پس از پایان دوره عمومی به خدمت سربازی رفت و سال ۱۳۵۸ وارد دوره رزیدنتی داخلی دانشگاه تهران شد؛ دورهای که با انقلاب فرهنگی و تعطیلی سهساله دانشگاهها، شکل متفاوتی پیدا کرد. چهار سال رزیدنتی او در شرایطی گذشت که همزمان باید در بیمارستانهای مختلف دانشگاه تهران کار میکرد، اجاره خانه میداد و با حقوقی که حتی از اجاره خانهاش کمتر بود، زندگی را میچرخاند.
پس از فارغالتحصیلی در دی ۱۳۶۳، راهی زادگاه خود در شاهرود شد، شهری که در آن زمان متخصص داخلی چندانی نداشت.
او میگوید که در سالهای نخست، بخش بزرگی از مسوولیت بیماران اورژانسی شهر بر دوش او بود؛ از خونریزی مغزی و سکته گرفته تا مسمومیت، مشکلات قلبی و خونریزیهای گوارشی.
یکی از خاطراتی که پس از سالها هنوز برایش زنده است، مربوط به بیماری است که در نبود سونوگرافی، سیتیاسکن و امآرآی، تنها با معاینه بالینی تشخیص داد که بارداری خارج رحمی عامل خونریزی شدید داخلی است. تشخیصی که بهموقع انجام شد و جان زن را نجات داد.
در این گفتوگو، دکتر حسنی از مسیر ورودش به پزشکی، سختیهای رزیدنتی، سالهای طبابت در شاهرود، جنگ تحمیلی، رابطه پزشک و بیمار، توصیهاش به جوانان، زندگی خانوادگی و عشقی میگوید که به باور او شرط نخست پزشکی است. ایرنا: چه شد که پزشکی را انتخاب کردید؟
متخصص بیماریهای داخلی: من در ابتدا رشته ریاضی بودم، اما بعدها این ایده در ذهنم شکل گرفت که من هم وارد پزشکی شوم و به همین دلیل از رشته ریاضی به تجربی تغییر رشته دادم. البته برادرم هم که حدود سه سال از من بزرگتر بود، در این مسیر برای من یک الگو بود. ایشان متخصص اطفال بود و بعدها فوت کرد. …












