
بازدید فرمانده سنتکام از ناو آبراهام لینکلن همزمان با تشدید نگرانیها درباره خدمه

ادعای حمله موشکی امارات؛ سناریوی آمریکا برای تخریب روابط ایران با همسایگان
صفحه سیاست-
در میانه هفته گذشته، ارتش امارات مدعی شد دو موشک بالستیک را شناسایی و رهگیری کرده و این موشکها از سوی ایران شلیک شدهاند. ابوظبی بدون ارائه جزئیات روشن درباره مسیر پرواز یا اهداف احتمالی موشکها، در ادامه اعلام کرد روابط تجاری و مالی خود با ایران را متوقف خواهد کرد.
این ادعا با واکنش فوری تهران مواجه شد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اتهام امارات را کاملاً مردود دانست و آن را اقدامی خلاف حسن همجواری و تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد میان کشورهای منطقه عنوان کرد.
نکته مهم در این میان، فاصله کوتاه میان طرح ادعای حمله موشکی و اعلام تصمیم اقتصادی امارات است؛ فاصلهای که از نگاه منتقدان میتواند نشانهای از پیوند میان یک روایت امنیتی و تصمیم سیاسی و اقتصادی باشد. آمریکا و سناریوی تخریب روابط ایران با همسایگان
رضا میرابیان، سفیر پیشین ایران در کویت و تحلیلگر مسائل غرب آسیا، معتقد است تحولات اخیر امارات را نمیتوان جدا از فضای منطقهای پس از جنگ اخیر بررسی کرد.
از نگاه او، آمریکا پس از آنکه در جنگ نتوانست به اهداف موردنظر خود دست پیدا کند، به سمت ایجاد آشفتگی در روابط ایران با کشورهای همسایه حرکت کرده است. در این چارچوب، طرح اتهامات علیه ایران میتواند با هدف کاهش اعتماد میان تهران و پایتختهای عربی و ایجاد زمینه برای فشارهای بیشتر انجام شود.
میرابیان همچنین حوادثی را که به گفته او در اقلیم کردستان عراق و امارات رخ داده، در چارچوب عملیات موسوم به «پرچم دروغین» تحلیل میکند؛ ادعایی که البته نیازمند بررسی مستقل شواهد و اطلاعات موجود است و نباید صرفاً بر مبنای اظهارات طرفهای درگیر درباره آن قضاوت کرد. تصمیم امارات چقدر مستقل از واشنگتن است؟
یکی از پرسشهای اصلی درباره رفتار ابوظبی این است که آیا توقف روابط اقتصادی با ایران تصمیمی مستقل بوده یا تحت تأثیر فشارهای آمریکا و ملاحظات امنیتی واشنگتن اتخاذ شده است.
میرابیان معتقد است امارات در تصمیمات راهبردی منطقهای نمیتواند کاملاً جدا از آمریکا عمل کند و اقدامات اخیر را بخشی از یک طراحی بزرگتر میداند. از منظر این تحلیل، واشنگتن تلاش میکند کشورهای عربی منطقه را در موقعیتی قرار دهد که در صورت افزایش تنش با ایران، از سیاستهای آمریکا تبعیت کنند.
در مقابل، واقعیت روابط کشورهای عربی با ایران پیچیدهتر از یک دوگانه ساده «ایران ـ آمریکا» است. کشورهای حوزه خلیج فارس از یک سو به همکاریهای امنیتی با آمریکا وابستهاند و از سوی دیگر، ایران را به عنوان یک همسایه دائمی و بازیگری مهم در معادلات منطقهای نمیتوانند نادیده بگیرند. چرا کشورهای منطقه میان ایران و آمریکا گرفتار شدهاند؟
این وضعیت یک تناقض اساسی برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است. آنها از یک طرف نمیخواهند روابط امنیتی و نظامی خود با آمریکا را از دست بدهند و از طرف دیگر، میدانند که جغرافیای سیاسی منطقه قابل تغییر نیست و ایران همچنان یکی از بازیگران اصلی خلیج فارس و غرب آسیا خواهد بود.
میرابیان با اشاره به همین مسئله میگوید کشورهای منطقه به این واقعیت واقفاند که «ایران ماندنی و آمریکا رفتنی است»، اما کاهش وابستگی به واشنگتن فرآیندی زمانبر خواهد بود.
این نگاه را میتوان یکی از مهمترین مؤلفههای سیاست خارجی کشورهای عربی در سالهای اخیر دانست؛ سیاستی که در آن تلاش برای حفظ رابطه با آمریکا، همزمان با گسترش مناسبات با قدرتهای دیگری مانند چین و روسیه و مدیریت روابط با ایران دنبال میشود. کاهش نقش اقتصادی امارات در تعاملات ایران
در بخش اقتصادی نیز میرابیان معتقد است نقش امارات در مناسبات مالی ایران نسبت به گذشته کاهش یافته و تهران در ماههای اخیر تلاش کرده بخشی از مسیرهای تجاری و مالی خود را به دیگر کشورهای همسایه منتقل کند.
اگر چنین روندی ادامه پیدا کند، فشار اقتصادی ناشی از تصمیمهای ابوظبی الزاماً به معنای توقف کامل تجارت منطقهای ایران نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بازآرایی مسیرهای تجاری و افزایش نقش سایر همسایگان منجر شود.
به همین دلیل، تصمیم امارات را باید همزمان از دو زاویه بررسی کرد؛ نخست به عنوان یک اقدام سیاسی در واکنش به ادعای امنیتی اخیر و دوم به عنوان بخشی از روند تغییر مسیرهای اقتصادی ایران در منطقه. آیا عملیات «پرچم دروغین» به ابزار جنگ روایتها تبدیل شده است؟
یکی از مهمترین ابعاد تحولات اخیر، جنگ روایتهاست. در شرایطی که یک حادثه امنیتی میتواند در مدت کوتاهی به بحران سیاسی تبدیل شود، نحوه روایت حادثه گاهی به اندازه خود حادثه اهمیت پیدا میکند.
ایران با رد اتهام امارات، از کشورهای منطقه خواسته است از اتهامزنی بدون ارائه شواهد خودداری کنند. در مقابل، ابوظبی نیز ادعای خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی مطرح کرده است.
در چنین شرایطی، هرگونه نسبت دادن یک حمله یا حادثه امنیتی به یک کشور، بدون انتشار شواهد قابل بررسی، میتواند به افزایش سوءظن و تشدید فضای بیاعتمادی منجر شود؛ همان عاملی که در نهایت میتواند روابط میان کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. آیا حضور آمریکا در منطقه در حال تغییر است؟
میرابیان در بخش دیگری از تحلیل خود بر کاهش توان و نفوذ آمریکا در منطقه تأکید کرده و معتقد است کشورهای خلیج فارس باید در ارزیابی خود از کارآمدی حضور نظامی آمریکا تجدیدنظر کنند.
او همچنین به خرید تجهیزات دفاعی از کشورهای آسیایی توسط برخی کشورهای منطقه اشاره میکند و آن را نشانهای از تلاش برای متنوع کردن منابع تسلیحاتی میداند.
با این حال، حتی اگر کشورهای منطقه به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود حرکت کنند، به نظر میرسد خروج کامل آمریکا از معادلات امنیتی خلیج فارس در کوتاهمدت اتفاقی محتمل نیست. پایگاههای نظامی، همکاریهای اطلاعاتی، قراردادهای تسلیحاتی و روابط سیاسی چند دههای، شبکهای از وابستگی ایجاد کرده که تغییر آن به زمان نیاز دارد. فرافکنی؛ تلاش برای حفظ تصویر قدرت آمریکا
از نگاه میرابیان، فشارهای رسانهای و امنیتی اخیر بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ تصویر قدرت خود در منطقه است؛ بهویژه در شرایطی که هزینههای نظامی و سیاسی حضور آمریکا افزایش یافته و توانایی این کشور برای تحمیل اراده خود با چالشهایی مواجه شده است.
در این چارچوب، ایجاد نگرانی درباره تهدید ایران، برجسته کردن حوادث امنیتی و متهم کردن تهران میتواند به آمریکا امکان دهد نقش خود را به عنوان تأمینکننده امنیت منطقه توجیه کند.
اما مسئله مهمتر این است که چنین رویکردی اگر با افزایش بیاعتمادی میان کشورهای منطقه همراه شود، میتواند دقیقاً برخلاف روندی باشد که در سالهای اخیر برای کاهش تنش و توسعه روابط همسایگی شکل گرفته است. آینده روابط ایران و کشورهای خلیج فارس چه خواهد شد؟
تحولات اخیر نشان میدهد روابط ایران با کشورهای عربی منطقه همچنان در معرض فشارهای خارجی قرار دارد. از یک سو، تهران تلاش میکند روابط همسایگی و اقتصادی خود را حفظ کند و از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش همچنان از ابزارهای امنیتی و سیاسی برای اثرگذاری بر معادلات منطقه استفاده میکنند.
در این شرایط، مهمترین چالش برای کشورهای منطقه جلوگیری از تبدیل حوادث امنیتی به بحرانهای سیاسی و اقتصادی است. هر اندازه تصمیمهای راهبردی بر اساس شواهد روشن، گفتوگو و سازوکارهای منطقهای اتخاذ شود، امکان سوءاستفاده بازیگران خارجی از اختلافات میان همسایگان کاهش خواهد یافت.
ادعای اخیر امارات، صرفنظر از صحت یا نادرستی روایتهای مطرحشده درباره منشأ موشکها، یک واقعیت مهم را دوباره آشکار کرده است: خلیج فارس همچنان صحنه رقابت میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است و هر حادثه امنیتی میتواند به ابزاری برای بازتعریف موازنه سیاسی تبدیل شود. از همین رو، حفظ کانالهای ارتباطی میان ایران و همسایگان و جلوگیری از شکلگیری روایتهای شتابزده، میتواند یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از بازگشت منطقه به چرخه تازهای از تنش باشد.
ولی نصر: فشار اقتصادی بیشتر، بدون پیشنهاد توافق، نتیجهای ندارد
به نقل از Philadelphia Inquirer، نصر در تحلیل شرایط کنونی تأکید کرده است که فشار اقتصادی بیشتر، لزوماً ایران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار نخواهد کرد و حتی میتواند به تشدید درگیری منجر شود. این روزنامه در گزارش خود نوشته است که ایران با وجود مشکلات اقتصادی جدی، هنوز در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار ندارد و به همین دلیل ممکن است افزایش فشار را با تشدید اقدامات خود پاسخ دهد.
نصر در توضیح محاسبات تهران گفته است مشکل اصلی تهدید ترامپ برای افزایش فشار اقتصادی این است که در شرایط فعلی «توافق قابلقبولی» برای ایران وجود ندارد.
بر اساس این تحلیل، ایران عملاً با دو گزینه مواجه است؛ یا خواستههای آمریکا را بپذیرد و به توافقی تن دهد که از نگاه تهران امتیازات سنگینی به واشنگتن میدهد، یا به ادامه رویارویی و تحمل هزینههای اقتصادی و نظامی آن تن دهد.
نصر پیشتر نیز در گفتوگویی با شبکه CNN گفته بود که برای ایران، مسئله تنگه هرمز و رویارویی با آمریکا ماهیتی «وجودی» پیدا کرده است. به گفته او، تهران حاضر است سختی و فشار بیشتری را تحمل کند، زیرا از نگاه مقامهای ایرانی، تسلیم شدن در این مرحله به معنای پذیرش کامل خواستههای آمریکا خواهد بود.
دبی میدان نبرد اقتصادی ترامپ با ایران
روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت: آمریکا هفتههاست که از امارات متحده عربی میخواهد فشار اقتصادی خود بر ایران را افزایش دهد. امارات روز سهشنبه اعلام کرد که فعالیتهای مالی و تجاری خود با ایران را متوقف کرده است.
در حالی که امارات روز چهارشنبه تعلیق تمام فعالیتهای تجاری، مبادلات و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی اعلام کرد، اقدامی بیسابقه که فصل جدیدی را در روابط اقتصادی میگشاید، سوالاتی را درباره میزان آسیب احتمالی به اقتصاد ایران و برعکس، آنچه دبی از تشدید محدودیتها بر شبکه تجاری و مالی که دههها با آن در ارتباط بوده است، از دست خواهد داد، مطرح کرده است.
این تصمیم امارات پس از آن اتخاذ شد که وزارت دفاع این کشور مدعی شناسایی دو موشک بالستیک شلیک شده از ایران شد به ادعای این وزارتخانه، کشتیرانی دریایی را هدف قرار داده و در خلیج فارس فرود آمده بودند. این در حالی است که تهران پرتاب آنها را تکذیب کرد.
در این باره اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه ادعای امارات متحده عربی مبنی بر پرتاب موشک از سوی ایران به سوی این کشور را کاملا مردود دانست و با ابراز تاسف از اتهامزنی به جمهوری اسلامی ایران، این رفتار را خلاف اصل حسن همجواری و مخل تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد بین کشورهای منطقه و جلوگیری از تشدید ناامنی در منطقه دانست.
سخنگوی وزارت امور خارجه از همه طرفهای منطقهای درخواست کرد با در نظرگرفتن پیچیدگیهای موجود به دلیل شرارتهای ادامهدار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت منطقه، بهویژه سابقه عملیاتهای متعدد پرچم دروغین، از اتهامزنی بیاساس علیه جمهوری اسلامی ایران خودداری کنند.
این اقدام امارات در حالی صورت میگیرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تهدید کرده هر کشوری که به ایران «کمکرسانی» کند، با «عواقب اقتصادی عظیم» مواجه خواهد شد.
هدف آمریکا از این فشارها، قطع کانالهای مالی و تجاری ایران است که دبی به عنوان یکی از مهمترین مراکز آن محسوب میشود. امارات در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد از واردات ایران حدود ۲۱ میلیارد دلار را تامین میکرد و شبکههای پنهانی برای دور زدن تحریمها در این کشور فعال هستند.
با این حال، امارات نگران تاثیر منفی این سیاست بر اقتصاد خود به ویژه بخش گردشگری و تجارت و همچنین احتمال تلافیجویی نظامی ایران به دلیل میزبانی از پایگاهها و تاسیسات نظامی واشنگتن است. مقامات اماراتی ترجیح میدهند گامبهگام پیش بروند و در عین حال، کانالهایی برای گفتوگو با تهران حفظ کنند تا در صورت ناموفق بودن فشار آمریکا، ابزار دیپلماتیک در اختیار داشته باشند. کارشناسان معتقدند که قطع کامل این مسیرهای مالی دشوار است و نظارت بر تمام فعالیتهای پنهان در هفت امارت، کاری محدود و پیچیده خواهد بود.
روابط تجاری ایران و امارات ریشهای دیرینه دارد و حتی پیش از تاسیس کشور امارات در سال ۱۹۷۱ شکل گرفته بود. پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، موج جدیدی از تجار و متخصصان ایرانی به دبی مهاجرت کردند و این شهر به یکی از مهمترین مراکز تجاری و مالی ایران تبدیل شد.
اهمیت این رابطه فراتر از تجارت دوجانبه کالا بین ایران و امارات بوده است؛ امارات مهمترین بازار صادرات مازوت ایران نیز به شمار میرفت. دادههای شرکت کپلر نشان میدهد ایران روزانه حدود ۲۵۶ هزار بشکه مازوت صادر میکرد که حدود ۷۰ درصد آن به امارات میرفت.
طرح ترامپ برای فشار به اقتصاد ایران شکست میخورد
تلاش رئیسجمهور آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران تا سرحد تسلیم، به شدت به مهار یکی از بزرگترین شریانهای حیاتی اقتصادی این کشور بستگی دارد: دبی.
امارات متحده عربی اواخر روز سهشنبه اعلام کرد که تراکنشهای مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده است که به طور بالقوه دسترسی تهران به یک منبع بزرگ واردات و یک راه پشتی مالی به جهان را تهدید میکند.
این اقدام پس از هفتهها تحریک دولت ترامپ در امارات برای مقابله با شبکههای مالی ایران که در این کشور فعالیت میکنند، صورت میگیرد. همچنین به گفته افراد مطلع، ایالات متحده در طول جنگ علیه ایران، امارات را نیز تشویق کرده است که اقدامات سختتری علیه نهادهای تحریمشده ایرانی و سایر شبکههایی که به طور پنهانی در امارات فعالیت میکنند، انجام دهد.
اجرای تهدید اقتصادی علیه ایران دشوار خواهد بود. احکام تحریمی آمریکا در سالهای اخیر نشان میدهد که درآمدهای نفتی، معاملات ارزی و پرداختهای مربوط به نهادهای ایرانی، مدتهاست که از طریق شرکتهای صوری و صرافیهای دبی انجام میشود، اغلب بدون اینکه نام ایرانی در تراکنش دیده شود.
قطع ارتباط با ایران همچنین مستلزم آن است که مقامات اماراتی بسیار تهاجمیتر با فعالیتهای مبهم مالی و تجاری برخورد کنند که این امر خود میتواند به نقش دبی به عنوان یک مرکز جهانی آزاد برای تجارت، سرمایه و صادرات مجدد آسیب بزند.
«مکس میزلش» مقام سابق تحریمهای آمریکا که اکنون پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیهاست، گفت: «وقتی به دور زدن تحریمهای ایران و توانایی ایران برای کسب درآمد از فروش غیرقانونی نفت نگاه میکنید، دبی یک مرکز اصلی برای جریانهای مالی غیرقانونی است. اقدام امارات علیه تجارت مستقیم و فعالیتهای مالی مهم است، اما واقعیت این است که حجم زیادی از فعالیتهای غیرمستقیم از طریق بانکهای دبی جریان دارد که از عملیات بانکداری سایه و تأمین مالی غیرقانونی ایران حمایت میکند.»
به گفته افراد مطلع، مقامات اماراتی جدیدترین اقدامات را به عنوان بخشی از یک تشدید تدریجی میبینند، نه یک قطع کامل روابط با تهران. انتظار میرود امارات گامبهگام پیش برود، با محدودیتهای جدید بر محمولههای کالایی آغاز کند و به طور بالقوه به سرکوب گستردهتری علیه نهادهای مرتبط با ایران این وضعیت را گسترش دهد.
قانونگذاران اماراتی نگرانند که راهبرد واشنگتن برای وارد کردن فشار اقتصادی عمیقتر به ایران، بتواند به بخشی از اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس که به گردشگری و تجارت متکی است، آسیب بزند و در نهایت تلافیجویی نظامی بیشتری از سوی ایران را برانگیزد. مقامات اماراتی همچنین میخواهند برخی کانالها با تهران را باز نگه دارند تا در صورت شکست کارزار فشار ترامپ، گزینه دیپلماتیک را در اختیار داشته باشند.
برای سختتر کردن فشار بر ایران، آمریکا به مشارکت امارات نیاز دارد. امارات درست در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و پیوندهای عمیق تجاری، تاریخی و فرهنگی با همسایه بزرگتر خود دارد، حتی اگر دو دولت اغلب با یکدیگر در تضاد بودهاند.
انتهای پیام

عکس؛ منیر الحدادی با قراردادی دو ساله به آلباسته (لالیگا ۲) پیوست

بحران بدهی در واشنگتن، طوفان در بازارهای شرق آسیا

تکذیب شایعه بنزین ۸۰ هزار تومانی

ملیپوش پرسپولیس قصد جدایی ندارد

عراق وارد مرحلهای جدید پس از خروج آمریکا میشود

