در یکسال گذشته، صنعت انرژی ایران یکی از پیچیدهترین و پرتنشترین دورههای خود را پشت سر گذاشت؛ دورهای که نهفقط با فشارهای مزمن مصرف، ناترازی و محدودیت سرمایهگذاری، بلکه با دو مقطع جنگی نیز همراه بود: جنگ ۱۲روزه خرداد ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰روزه رمضان در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵.
فاصله میان این دو رویداد، تنها فاصلهای زمانی نبود؛ صنعت نفت در این مدت ناچار بود هم آثار حملات و آسیب به برخی زیرساختها را جبران کند، هم پاسخگوی تقاضای رو به افزایش سوخت باشد و هم برای احتمال تکرار اختلال در زنجیره تأمین، ظرفیتهای جایگزین خود را فعال کند. در چنین وضعیتی، بنزین و گاز تنها فرآورده یا حامل انرژی نبودند؛ بلکه به مسألهای مربوط به تداوم زندگی روزمره، حملونقل، تولید و آرامش بازار تبدیل شدند.
آنچه این دوره را از سالهای قبل متمایز میکند، صرفاً وقوع جنگ نیست؛ بلکه همزمانی جنگ با شرایطی است که شبکه انرژی پیش از آن هم با فشار مصرف و ناترازی روبهرو بود. یعنی صنعت نفت با زیرساختی وارد بحران شد که از قبل نیز در حال کار با حداکثر ظرفیت بود.
جنگ اول؛ آزمون شبکهای که از قبل زیر فشار بود …













