
به گزارش خبرنگار ایرنا، در دنیای رسانه، ما مدام از مسئولیتپذیری، اخلاق حرفهای و حمایت از کادر رسانه سخن میگوییم، اما وقتی نوبت به یکی از همکاران همیشگی و پرشور میرسد، واقعیت تلخ میان سکوت نهادها گم میشود.
داستان سعیده ساعدی روایت فروپاشی یک قلم نیست، بلکه روایت ناتوانی برخی ساختارهای حمایتی در برابر طوفانی است که یک خبرنگار فعال را از پای درآورده است.
سعیده ساعدی، متولد سال ۱۳۶۴، از آن دسته خبرنگارانی بود که با شور و حرارت، مسیر حرفهای خود را با عشق طی کرد.
او که در سال ۱۳۷۳ پدر خود را از دست داد، از همان سالهای جوانی با پشتکار، مسیر دشوار خبرنگاری را برگزید.
در دهههای ۸۰ و ۹۰ نام او در میان خبرنگاران «باشگاه خبرنگاران جوان» و صدایی در رادیو و سایتهای مختلف، با انرژی و اشتیاقی مثالزدنی میدرخشید.
او قلمی داشت که برای بازتاب صدای مردم و ثبت وقایع، هرگز از حرکت نمیایستاد. اما از اوایل سال ۱۳۹۴ سرنوشت مسیر دیگری را پیش رو گذاشت؛ بیماری پیشرونده ای ال اس (ALS) با بیرحمی، توان و جانی را که سعیده برای حرفهاش گذاشته بود، به چالش کشید.
اخیرا، دیداری که با حضور بزرگان و خبرنگاران برجسته عرصه رسانه با او برگزار شد، فراتر از یک عیادت ساده بود؛ آن جمع در واقع مراسمی برای تکریم فداکاریهای این بانوی بزرگوار بود.
حاضران در آن جمع، نه تنها برای تسلی خاطر او آمده بودند، بلکه برای آن بودند که یادآور شوند نام و مجاهدتهای او در حافظه جمعی رسانه حک شده است، اما این تجلیل و تکریم، باید از فضای عاطفی و صمیمانه فراتر رفته و به یک اقدام عملی از سوی مسئولان تبدیل شود.
امروز سعیده در ۴۰ سالگی، در حالی که بیماری بخش بزرگی از مغز، حافظه و تکلم او را از میان برده، در میان حصار بیماری و مشکلات بیشمار، اسیر تختخواب شده است.
او که زمانی موفقیتهای دیگران را با قلم خود روایت میکرد، اکنون در یک آپارتمان اجارهای، در حالی که تنها برادرش (سعید) در کما به سر میبرد و مادر سالخوردهاش زیر بار سنگین مراقبت از او و مدیریت خانواده کمر خم کرده است، تنها به یک چیز نیاز دارد؛ آن جوهره حمایتی که روزگاری خودش برای دیگران مینوشت.
دستان این خبرنگار دیگر توان …








