
«اهل ایران» را پیش از آنکه صرفا یک مجموعه تلویزیونی بدانیم، باید محصول یک موقعیت ویژه دانست. مجموعهای که در شرایط جنگی شکل گرفته و تلاش کرده است با فاصلهای بسیار کوتاه، بخشی از تجربه زیسته جامعه در دوران جنگ رمضان را به تصویر بکشد.
بازگشت محمدحسین مهدویان به تلویزیون پس از سالها ـ در جایگاه طراح و خالق پروژه ـ یکی از مهمترین ویژگیهای «اهل ایران» است. مجموعهای که با حضور نویسندگان و کارگردانهای مختلف شکل گرفت اما شاید مهمتر از همه این باشد که بدانیم ۱۴ قسمت این مجموعه در جریان جنگ رمضان و در کمتر از یک ماه تولید شد! زمانی بسیار کوتاه برای پروژهای با این تعداد قسمت و البته با چنین شرایطی. همین مساله، هم نقطه قوت «اهل ایران» است و هم به پاشنه آشیل آن بدل شده.
«اکنون» باید روایت میشد!
در تولیدات نمایشی معمول، فاصله میان شکلگیری ایده تا رسیدن اثر به آنتن، فرصت قابل توجهی برای نگارش، بازنویسی، پیشتولید و اصلاحات فراهم میکند. «اهل ایران» اساسا از چنین فرصتی برخوردار نبوده است.اینکه یک مجموعه نمایشی تصمیم میگیرد به جای آنکه سالها بعد و با دکورهای ساختگی به سراغ یک واقعه برود، در همان زمان وقوع دست به روایت بزند، جسارتی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت این مجموعه در شرایطی تولید شده که جنگ، بسیاری از قواعد معمول تولید را کنار زده و سرعت، به یکی از مهمترین الزامات پروژه تبدیل شده است.
در چنین شرایطی طبیعی است که برخی ایدهها فرصت پیدا نکنند به اندازه کافی پرداخت شوند و بعضی اپیزودها مانند «نفس» بیشتر بر یک موقعیت یا ایده مشخص استوار باشند تا یک درام کاملا پرورده. این مساله را میتوان در فیلمنامههای مجموعه نیز دید. در بعضی قسمتها نظیر «برادرم» ایده اولیه جذاب است و موقعیت ظرفیت تبدیلشدن به داستانی اثرگذار را دارد، اما به دلیل محدودیت زمانی، شخصیتها و روابط آنها مجال کافی برای عمق پیدا نمیکنند.
با این حال، همین تلاش برای روایت «اکنون» ارزشمند است. اینکه یک مجموعه نمایشی تصمیم میگیرد به جای آنکه سالها بعد و با دکورهای ساختگی به سراغ یک واقعه برود، در همان زمان وقوع دست به روایت بزند، جسارتی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
مهدویان و تجربهای متفاوت از بازگشت به تلویزیون
حضور محمدحسین …











