
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، نزدیک ۶ ماه از روزی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده «ناوگانی زیبا از نیروهای خود را عازم منطقه کرد تا تکلیف ایران را مشخص کند»؛ میگذرد و در این مدت، تقریبا همه جهان در یک بلاتکلیفی عجیب گرفتار شده است. «پیروزی سریع بر ایران و پایان دادن به برنامه هستهای ایران» گرچه اهداف اعلامی هیات حاکمه آمریکا از رئیسجمهور تا وزیر جنگ بود اما عدم تحقق آنها ابتدا ترامپ را به آتشبس، سپس تفاهم اسلامآباد، نقض این تفاهم و بینتیجه بودن این عهدشکنی و در حال حاضر به سیاست فشار اقتصادی حداکثری رساند.
رئیسجمهور آمریکا با توقف در هریک از این ایستگاهها در ۶ ماه گذشته، تلاش کرد به نوعی آن را توجیه و حتی نشانهای از پیروزی بداند. در ایستگاهی که این روزها متوقف شده و بر مبنای آنچه از اظهارات مقامات آمریکا و رسانههای غربی میدانیم؛ قرار است «فشار اقتصادی جایگزین حملات نظامی شده و ایران را تسلیم کند». این جایگزینی اما با توجه به شرایط حاکم بر جهان از چالشهای اقتصادی تا ابهامات سیاسی، به این راحتی نیست و رئیسجمهور آمریکا معمولا آنچه را که راحت نمیتواند بپذیرد، در قالب ادعاهایی فرافکنی میکند؛ ادعاهایی که شدت تناقض و عجیب بودن بسیاری از آنها به اندازهای است که کاخ سفید مجبور میشود، هماهنگ با آن مواضع رسمی خود را به سرعت تغییر دهد یا نزدیکترین مشاورانش گاه ناچار میشوند ساعاتی پس از اظهارنظرهای او، سخنانش را تکذیب یا «شوخی» توصیف کنند.
آخرین نمونه این پریشانی را باید در اظهارات اخیر ترامپ درباره تنگه هرمز جستوجو کرد. رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی در نیویورک اعلام کرد که پس از پایان جنگ، تنگه هرمز را «قلمرو ایالات متحده» خواهد خواند؛ ادعایی که به گفته خبرنگار والاستریت ژورنال حاضر در جلسه، ترامپ ابتدا آن را با خنده بیان کرد اما سپس با لحنی جدیتر تاکید کرد که واقعیت دارد. با این حال، تنها چند ساعت بعد یک مقام ارشد کاخ سفید اعلام کرد که ترامپ پیش از این اظهارنظر، هیچ نشستی با مشاورانش درباره این موضوع نداشته و نباید این حرف را جدی گرفت. در نمونهای دیگر ترامپ مدعی جریان آزاد عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز شده و این در حالی است که نه قیمت بنزین در آمریکا و نه دیگر شاخصهای اقتصادی در جهان چنین ادعایی را تایید میکنند. …













