
از شکست نظامی تا جنگ اقتصادی؛ روایتی از بنبست ترامپ در برابر ایران


مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟
جدیدترین اقدام دونالد ترامپ برای پرهیز از تشدید تنشهای نظامی با ایران، در حالی صورت میگیرد که طرف آمریکایی معتقد است مذاکرات میان ایران و عمان که به نظر میرسید مسیری نادر و ثمربخش برای گفتوگو باشد طی روزهای اخیر متوقف شده است.
به گزارش روز نو به نقل از semafor، یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به وبسایت «سمافور» (Semafor) مدعی شدند که دولت آمریکا بر این باور است که گفتوگوهای ایران و عمان هفتهها پیش به بنبست رسیده است. این مذاکرات با مطرح کردن احتمال نوعی توافق یا سازوکار مربوط به عوارض عبور و مرور در تنگه هرمز، موجب ناخشنودی ترامپ شده بود.
سفارت عمان به درخواست اظهار نظر درباره دیدگاه آمریکا نسبت به این مذاکرات، پاسخی نداد.
با این حال، ترامپ فعلاً وضعیت در قبال ایران را «بسیار خوب» توصیف میکند و همچنان خوشبین است که فشار اقتصادی میتواند تهران را به میز مذاکره بازگرداند؛ هرچند او انجام هرگونه گفتگوی آتی را برای آیندهای قابل پیشبینی منتفی دانسته است.
ترامپ دیشب در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، ایران را به «جنگ اقتصادی» تهدید کرد و گفت که ایالات متحده علیه هر کشوری که با تهران تجارت کند، مجازاتهایی اعمال خواهد کرد.

ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان شکست خورده/ این مذاکرات به دلیل احتمال وضع عوارض برای عبور از تنگه هرمز و پیش بردن مسیری که جدا از مذاکرات تهران و واشنگتن بود، موجب نارضایتی ترامپ شده بود
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.
به گزارش انتخاب، رسانه «سمافور» به نقل از یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید ادعا داد که دولت آمریکا معتقد است مذاکرات ایران و عمان چند هفته پیش شکست خورده است.
این مذاکرات به دلیل مطرح شدن احتمال وضع عوارض برای عبور از تنگه هرمز و همچنین پیش بردن مسیری که به نظر میرسید جدا از مذاکرات متزلزل ایران و آمریکا باشد، موجب نارضایتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شده بود.

نیویورکتایمز: تهدیدهای ترامپ برای وادار کردن ایران به امتیازدهی، نتیجه معکوس داشته است
به گزارش تجارت نیوز، روزنامه «نیویورکتایمز» در گزارشی درباره وضعیت روابط ایران و آمریکا نوشت: ۲ کشور نه در حال مذاکره جدی هستند و نه در جنگ تمام عیار، بلکه در وضعیتی ناپایدار و بینابینی قرار گرفتهاند که میتواند یا به بازگشت درگیری نظامی منجر شود یا به یک بنبست طولانی تبدیل شود.
به نوشته این روزنامه آمریکایی، مقامهای ایرانی معتقدند مقاومت در برابر فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، بیش از دادن امتیازات بزرگ در یک توافق مذاکرهشده برای تهران منفعت دارد. در مقابل، واشنگتن ظاهراً شرط بسته است که تشدید فشار اقتصادی بتواند کاری را انجام دهد که حملات نظامی از انجام آن عاجز ماندهاند.
آتشبسی که ۲ ماه پیش میان طرفین برقرار شد، قرار بود مسیر دستیابی به توافقی گستردهتر ظرف ۶۰ روز را باز کند؛ توافقی که برنامه هستهای ایران و رفع تحریمهای آمریکا را در بر بگیرد. اما این مهلت در هفته جاری به پایان رسید و ترامپ روز سهشنبه اعلام کرد هیچ «مذاکره یا گفتوگویی» در جریان نیست و برنامهای نیز برای آن وجود ندارد.
نیکول گراجوسکی استادیار مرکز مطالعات بینالمللی ساینسپو در پاریس وضعیت موجود را «برزخی دائمی» توصیف کرد و گفت در چند ماه گذشته، جز «تثبیت بیشتر موضع ایران و تلاشهای مکرر و تاکنون ناموفق آمریکا برای یافتن نوعی راه خروج»، تغییر بنیادین چندانی رخ نداده است. شروط ایران برای تنگه هرمز
نیویورکتایمز نوشت تهران در ماه جاری فهرستی از مطالبات خود از واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده است؛ از جمله لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و پرداخت غرامت جنگی.
شرایط مشابهی پیش از این نیز بهعنوان بخشی از یک توافق احتمالی میان طرفین مطرح شده بود و در تفاهمنامهای که ماه ژوئن مورد توافق قرار گرفت اما خیلی زود از هم پاشید، به آنها اشاره شده بود.
طبق این گزارش، ایران طی هفتههای گذشته با عمان نیز درباره نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز مذاکره کرده است.
مهرزاد بروجردی رئیس کالج هنر، علوم و آموزش دانشگاه علوم و فناوری میزوری گفت: «تهران پس از عبور از شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را نشان دهد. استفاده ایران از تنگه هرمز بهعنوان یک سلاح و چانهزنی سخت آن در مذاکرات موازی با آمریکا و عمان را باید در همین چارچوب درک کرد.» تهدیدهای ترامپ نتیجه معکوس داد
نیویورکتایمز در بخش دیگری از گزارش خود نوشت لحن ترامپ طی چند ماه گذشته میان «تهدید به نابودی» ایران و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.
این روزنامه سپس به نتیجه این راهبرد پرداخت و نوشت اگر هدف چنین رویکردی ترساندن مقامهای ایرانی و وادار کردن آنها به امتیازدهی بوده، ظاهراً نتیجهای معکوس داشته است.
به گزارش نیویورکتایمز، فشار نظامی نتوانسته واشنگتن را به اهداف خود برساند و آمریکا اکنون بر تشدید فشار اقتصادی علیه ایران تأکید دارد.
«جرد کوشنر» داماد و فرستاده ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت مقامهای ایرانی تمایلی به پذیرش شرایط مطلوب آمریکا ندارند. او در پاسخ به سوالی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی با هدف وارد کردن ضربه بیشتر به اقتصاد ایران اشاره کرد و آن را محور فعلی تمرکز ترامپ دانست.
ترامپ نیز روز سهشنبه اعلام کرد این محاصره همچنان بهطور کامل برقرار است.
اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا نیز اخیراً در گفتوگو با نیوزمکس گفت وزارتخانه تحت مدیریت او قصد دارد اقداماتی علیه ایران اعمال کند که به ادعای او «در تاریخ انزوای اقتصادی» یک کشور سابقه نداشته است.
در عین حال، نیویورکتایمز یادآوری کرد که ایران پیش از این نیز فشارهای اقتصادی بینالمللی را پشت سر گذاشته است. بسیاری از کارشناسان بینالمللی نیز یادآور شدهاند که دولت آمریکا در سالهای گذشته تمام ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک خود را برای اعمال فشار بر تهران به کار گرفته و گزینه جدیدی روی میز ندارد.
نیویورکتایمز در ادامه نوشت در صورت آغاز دوباره یک درگیری گسترده، پیامدهای آن به ایران محدود نخواهد ماند.
به گزارش این روزنامه، ازسرگیری جنگ احتمالاً زیرساختهای انرژی منطقه، پایگاههای آمریکا در غرب آسیا و کشتیرانی تجاری را نیز وارد درگیری خواهد کرد.
با این حال، در شرایط فعلی ادامه بنبست نیز به همان اندازه محتمل است و مسائل اصلی اختلاف، از جمله برنامه هستهای ایران و سرنوشت تنگه هرمز، همچنان بدون راهحل باقی ماندهاند.
گراجوسکی با اشاره به شکست تلاشهای واشنگتن برای یافتن راه خروج هشدار داد هرچه این وضعیت طولانیتر شود، مواضع طرفین نیز سختتر خواهد شد.
او گفت: «هرچه این وضعیت برزخی بیشتر ادامه پیدا کند، بیشتر تثبیت میشود و ساختن یک راه خروج که هیچیک از طرفین مجبور نباشد آن را بهعنوان امتیازدهی معرفی کند، دشوارتر خواهد شد.»
منبع: ایسنا

هشدار امارات به واشنگتن؛ فشار بیشتر بر ایران به اقتصاد خلیج فارس ضربه میزند
رویداد۲۴| روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد که آمریکا از امارات خواسته فشارهای اقتصادی علیه ایران را تشدید کند.
به گزارش مهر، این در حالیست که مقامات اماراتی بیم آن دارند راهبرد آمریکا در قبال ایران به بخشهای اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس ضربه وارد کند.
بر اساس این گزارش مقامات اماراتی تمایل دارند برخی از کانالهای ارتباطی خود را با تهران حفظ کنند تا بتوانند از ابزارهای سیاسی در صورت شکست این راهبرد بهره ببرند.
پیشتر مدیر اداره ارتباطات راهبردی در وزارت خارجه امارات از تعلیق معاملات تجاری و مالی با ایران خبر داده بود.
این اقدامات آمریکا بعد از شکست تجاوز نظامی علیه ایران و ناکامی در بازگشایی تنگه هرمز صورت میگیرد.

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینههای دیگری میروند
صفحه اصلی شبکه بیبیسی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتابدهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانعتراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایشهای نظامی با این کشور خبر داد.»
این دو تیتر بازتابدهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانهای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.
اورشلیمپست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یکونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون بهشدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.
آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان میدهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند. حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمیگردد
تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بیثبات و غیرقابل پیشبینی ببینند. گزارشها چه میگویند؟
روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیسجمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپسگیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایشهای مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریاییهای هستهای شده است.»
این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سهشنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامهریزیشده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاستجمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدتهاست دنبال میکنند.»
لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکمتر میکند و تقویت توانمندیهای خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش میدهد.»
این اظهارات نشان میدهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه میتواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.
روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمیگردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود میداند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمیگردد. آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی
یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتیهای جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.
ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرنها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بینالمللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرنسازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای در سالهای بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصهای بود که پیش از آن قدرتهای استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.
ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرنسازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعهطلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.
این تصمیم ژاپن پس از سالها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت میکرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال میکرد.
پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.
پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگهای کره و ویتنام انجامید؛ جنگهایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمیدانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت. سفر سرنوشتساز به چین
یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسهتونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.
این دوره، دوران تنشزدایی و دیپلماسی سهجانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بینالمللی پیدا میکرد.
چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته میشود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانهتر عمل میکند. چه کسی میتوانست پیشبینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی میتوانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟ سردرگمی در سیاستهای آسیایی آمریکا
آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلافهای خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیتهای دریایی خود به خاورمیانه است.
دولتهای متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا میدانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.
برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم میدانند. حتی برخی استدلال میکنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینههای جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.
سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی میتوانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز میتواند یکی از همین نقاط عطف باشد.
