
دادستان یزد: خبرنگاران، مطالبات مردم را پیگیری کنند

گور ایرانی در حال گسترش قلمرو
گور ایرانی که روزگاری در برخی زیستگاههای کشور منقرض شده بود، حالا در شرایطی قرار گرفته که افزایش جمعیت آن، چالش تازهای برای حفاظت ایجاد کرده است؛ گورها در برخی زیستگاهها به نقطه اوج جمعیتی رسیدهاند و برای یافتن منابع غذایی و آب، بهصورت طبیعی راهی مناطق اطراف میشوند. حالا محیط زیست به جای محصور کردن این گونه، به دنبال باز کردن مسیرهایی است که گورها قرنها در آنها رفتوآمد کردهاند؛ کریدورهایی از فارس و بهرام گور تا کرمان و یزد.
در این راستا معصومه صفایی - معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیطزیست - با اشاره به آخرین وضعیت گور ایرانی گفته است: شواهد ظاهری و رفتار گورها نشان میدهد جمعیت این گونه در محدوده پارک ملی قطرویه و منطقه حفاظتشده بهرام گور تقریباً به پیک جمعیتی رسیده است و گورها اکنون بهصورت طبیعی و دستهای در حال جابهجایی به سمت کرمان و حتی یزد هستند.
وی میافزاید: در چنین شرایطی نیازی نیست برای گور ایرانی مانند یوزپلنگ محیط محصور ایجاد کنیم بلکه باید کریدورهای مهاجرتی این گونه را امن کنیم. مسیرهایی که از پارک ملی قطرویه و منطقه حفاظتشده بهرام گور به سمت کرمان و یزد امتداد دارد، مسیر تاریخی مهاجرت گورها بوده است اما مداخلات انسانی و توسعه ناپایدار باعث شده رفتوآمد آنها در این مسیرها کاهش پیدا کند.
جمعیتی که حالا باید راهش را پیدا کند
پروژه حفاظت از گور ایرانی در استان فارس با حدود ۶۰ فرد آغاز شد و امروز جمعیت این گونه در این منطقه به بیش از ۱۲۰۰ رأس رسیده است. همین افزایش جمعیت، فشار بیشتری بر زیستگاه وارد کرده است.
صفایی با اشاره به جمعیت حدود 1000 رأسی گور در منطقه حفاظتشده بهرام گور میگوید: به دلیل محدود شدن گورها در این منطقه، چرای مفرط ایجاد شده و پوشش گیاهی در حال آسیب دیدن است. در نتیجه، گورها بهتدریج از زیستگاه خارج میشوند.
به گفته او، جابهجایی گورها اکنون بهصورت طبیعی در حال رخ دادن است و شواهد آن را میتوان در استانهای کرمان و یزد نیز دید. از فارس تا کرمان؛ گورها دوباره در حال پیمودن راههای قدیمی
یکی از نمونههای این جابهجایی در قرق اختصاصی و حفاظتگاه مردمی منصورآباد کرمان دیده شده است؛ جایی که طی سه سال گذشته گور مشاهده شده است.
صفایی میگوید: با امن شدن زیستگاههای فارس، گورها به سمت کرمان حرکت کردهاند و این موضوع نشان میدهد اگر زیستگاهها و مسیرهای ارتباطی آنها امن باشند، گور ایرانی میتواند بدون دخالت مستقیم انسان دامنه پراکنش خود را گسترش دهد.
به همین منظور، کارگروهی با حضور استانهای فارس، کرمان و یزد تشکیل شد تا راههای تردد این گونه شناسایی و ایمن شود. ایجاد مناطق شکارممنوع، حفاظت مشارکتی و توسعه حفاظتگاههای مردمی و قرقهای اختصاصی از جمله راهکارهایی است که در این کارگروه دنبال میشود.
معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان حفاظت محیطزیست تأکید میکند: هرچه گستره پراکنش گور ایرانی بیشتر شود، امنیت این گونه نیز افزایش پیدا میکند. بازگشت گور به پارک ملی کویر
گور ایرانی فقط در فارس مسیر بازگشت را پیدا نکرده است. این گونه که در سال ۱۳۶۳ در پارک ملی کویر منقرض شده بود، پس از چند دهه دوباره به این منطقه بازگشت.
برنامه بازمعرفی گور ایرانی به پارک ملی کویر از دهه ۸۰ مورد توجه سازمان حفاظت محیطزیست قرار گرفت و در نهایت با انتقال تعدادی گور از توران و یزد، پروژه احیای این گونه در پارک آغاز شد.
در یکی از مراحل اولیه، ۱۰ رأس گور از توران به پارک ملی کویر منتقل شدند اما تنها پنج رأس آنها زنده به مقصد رسیدند. چهار رأس دیگر نیز از یزد به این منطقه منتقل شدند و تکثیر در اسارت با ۹ رأس آغاز شد.
جمعیت گورها تا سال ۱۳۹۹ به ۱۶ رأس رسید و پس از آن، تصمیم به رهاسازی آنها در طبیعت گرفته شد. در ادامه نیز ۱۲ رأس گور از کرمان به پارک ملی کویر منتقل شدند.
حالا حدود ۵۰ رأس گور ایرانی در پارک ملی کویر زندگی میکنند؛ حدود ۲۰ رأس از بیرون به این منطقه منتقل شده و حدود ۳۰ رأس نیز در همین پارک متولد شدهاند.
امسال نیز دست کم ۱۰ زایمان گور ثبت شده که ۹ مورد آن موفق بوده است. طبیعت برای گورها بهتر از اسارت بود
تجربه پارک ملی کویر یک نکته مهم دیگر را هم نشان داده است؛ گور ایرانی در طبیعت عملکرد بهتری نسبت به شرایط اسارت دارد.
به گفته رضا شاهحسینی - رییس پارک ملی کویر گرمسار- نرخ زادآوری موفق گورها در شرایط اسارت حدود ۲۵ درصد بوده اما پس از رهاسازی در طبیعت، از هر پنج زایمان، چهار مورد موفق بوده است.
این آمار نشان میدهد گور ایرانی توانسته خود را با شرایط طبیعی زیستگاه سازگار کند و در صورت تأمین امنیت، امکان ادامه حیات و افزایش جمعیت در طبیعت را دارد. گورها برای آب و علوفه راه میافتند
در پارک ملی کویر نیز تأمین منابع آب یکی از بخشهای مهم حفاظت از گورهاست. آب در فصل سرد ذخیره و در فصل گرم مورد استفاده قرار میگیرد. یک مخزن بتنی ۷۰ هزار لیتری و چند مخزن پلیاتیلن ۳۰ هزار لیتری برای تأمین آب حیاتوحش مورد استفاده قرار میگیرد.
پارک ملی کویر چند چشمه دائمی نیز دارد، هرچند دبی بسیاری از چشمهها پایین است و به همین دلیل پایش منابع آبی اهمیت زیادی دارد.
با این حال، اگر جمعیت گورها افزایش پیدا کند و منابع آب و علوفه موجود پاسخگوی آنها نباشد، جابهجایی آنها به مناطق دیگر اجتنابناپذیر خواهد بود. گور ایرانی؛ گونهای که دوباره صاحب قلمرو میشود
گور ایرانی زمانی در بخشهایی از ایران از بین رفت و زیستگاهش به محدودههای محدودی از مناطق بیابانی و نیمهبیابانی کشور محدود شد اما افزایش جمعیت در سالهای اخیر، ورق را تا حدی برگردانده است.
امروز در منطقه بهرام گور و قطرویه بیش از ۱۲۰۰ رأس گور زندگی میکنند، در پارک ملی توران حدود ۲۵۰ رأس گور وجود دارد و جمعیت گورهای پارک ملی کویر نیز به حدود ۵۰ رأس رسیده است.
با این حال، افزایش جمعیت بهتنهایی ضامن بقای گونه نیست. اگر گورها نتوانند میان زیستگاههای مختلف حرکت کنند، افزایش جمعیت میتواند فشار بر منابع طبیعی را بیشتر کند.
صفایی میگوید: مهمترین نیاز گور ایرانی، امنیت کریدورهای مهاجرتی است؛ کریدورهایی که در طول تاریخ مسیر حرکت این گونه بودهاند و حالا قرار است دوباره به روی گورها باز شوند.
شاید مهمترین نشانه موفقیت برنامه حفاظت از گور ایرانی این نباشد که چند رأس گور در یک منطقه داریم بلکه این باشد که گورها بتوانند بدون کمک انسان، خودشان مسیرهای قدیمیشان را دوباره پیدا کنند.
نقش مرموز این زن در کاخ سفید ؛ «تو ترامپ برای من همهچیز هستی» + عکس
رابطه نزدیک این دستیار جوان جنجالی با ترامپ در روزهای اخیر، بهویژه به دلیل نقش گسترده او در حلقه اطراف رئیسجمهوری آمریکا و میزان نفوذش بر ارتباطات و امور روزمره او در کاخ سفید، خبرساز است. رسانه های آمریکایی می گویند: مقامهای کاخ سفید نیز اذعان کردهاند که افزایش حملات و انتقادها علیه این دستیار، برخلاف انتظار، توجه عمومی را بیش از گذشته به رابطه نزدیک او با ترامپ معطوف کرده است.
شبکه خبری سیانان روز جمعه به وقت محلی، در گزارشی با اشاره به نقش پررنگ هارپ در حلقه نزدیک ترامپ، از رابطه بیش از حد صمیمانه میان این دستیار و رئیسجمهوری آمریکا پرده برداشته است.
در این گزارش آمده است: نامههای ناتالی هارپ، دستیار نزدیک ترامپ، نشان میدهند که رابطه نزدیک میان آن دو تا چه اندازه عمیق است.
هارپ در دستکم دو نامه خطاب به رئیسجمهوری آمریکا، نهایت وفاداری خود به او را ابراز کرده است. این نامهها ابتدا از سوی «دیلی بیست» منتشر شدند؛ آن هم در شرایطی که رابطه نزدیک هارپ با ترامپ بیش از پیش زیر ذرهبین قرار گرفته است.
هارپ در یکی از نامهها که چاپ و امضا شده بود، نوشت: «میخواهم همیشه همهچیز میان ما خوب باشد.» این نامه با عبارت «جناب آقای رئیسجمهور» آغاز شده و با این جمله به پایان رسیده بود: «با تمام قلبم، ناتالی.»
حضور مستمر هارپ در کنار ترامپ، این هفته پس از آن در کانون توجه قرار گرفت که «جان اوسوف»، سناتور دموکرات ایالت جورجیا، در سخنانی که بهسرعت در فضای مجازی فراگیر شد و در آن به ترامپ حمله کرد، نام او را بر زبان آورد.
این سناتور، رئیسجمهوری آمریکا را به دلیل «سفر با ناتالی در آن هواپیمای بسیار مجللی که امیر قطر به او هدیه داده است» مورد طعنه قرار داد.
این اظهارات به همراهی هارپ با ترامپ، در کنار گروه بسیار محدودی از دستیاران، هنگام خروج مخفیانه ترامپ از ترکیه با یک هواپیمای کوچکتر در ماه ژوئیه با ادعای تهدید ایران انجام شد.
سی ان ان در این گزارش آورده است: هارپ در نامهای مربوط به سال ۲۰۲۳ همچنین نوشته است«من هرگز نمیخواهم چیزی جز شادی برای تو به ارمغان بیاورم. متأسفم که تمرکزم را از دست دادم. تو برای من همهچیز هستی. نمیخواهم هرگز ناامیدت کنم. از تو سپاسگزارم که در این زندگی سرپرست و محافظ من هستی.»
هارپ در نامه دیگری از رابطهشان زمانی که مجری شبکه خبری محافظهکار «وان آمریکا» بود، یاد کرد. هارپ نوشت: «دلم برای روزهایی تنگ شده است که در دوران اجرای برنامه گفتوگوییام با من تماس میگرفتی و درباره همهچیز و هیچچیز صحبت میکردیم. میخواهم به همان هماهنگی برگردیم. نباید همیشه درباره کار صحبت کنیم!»
هارپ در همان نامه افزود: «و لطفا، وقتی شکست میخورم، به من بگو. اگر لازم بود و زمانی که مستحقش هستم، کاملا حق داری سرزنشم کنی چون هیچکس به اندازه تو مرا نمیشناسد و به اندازه تو به من اهمیت نمیدهد.»
اشبکه خبری سیانان در ادامه آورده است: این شبکه خبری بهطور مستقل تایید نکرده است که هارپ این نامهها را در سال ۲۰۲۳ نوشته یا برای ترامپ ارسال کرده باشد. «دیلی بیست» اعلام کرده است که «مایکل ولف»، نویسنده، این نامهها را زمانی به دست آورده که مشغول نگارش کتابی درباره کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بوده است.
«دِیویس اینگل»، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای که در اختیار سیانان قرار داده است، از هارپ دفاع کرده و گفته است او «یکی از وفادارترین و سختکوشترین دستیاران در تیم رئیسجمهور ترامپ» است.
با این حال، مقامهای کاخ سفید در روزهای اخیر در محافل خصوصی اذعان کردهاند که حملات گستردهتر و تندتر علیه هارپ، برخلاف انتظار، نتیجهای معکوس داشته و موجب جلب توجه بیشتر به رابطه او با ترامپ شده است.
سیان ان می گوید: نزدیکی هارپ به ترامپ تا حدی است که او در اکتبر ۲۰۲۳ برای همراهی با رئیسجمهوری در جلسه دادگاه در شهر نیویورک، یکبار در صندوق عقب یک خودروی شاسیبلند نشست. جایی برای او در خودرو وجود نداشت، اما هارپ اصرار داشت که ترامپ شخصا از او خواسته است در این جلسه حضور داشته باشد و مصمم بود که از همراهی با او بازنماند.
مقامهایی که با نقش هارپ آشنا هستند به سیانان گفتهاند که او تقریباً همهجا در حلقه اطراف ترامپ حضور دارد. اما برخلاف منشیها شخصی و دستیاران پیشین رئیسجمهوری از جمله «مادلین وسترهاوت»، دبیر شخصی سابق ترامپ که در دوره نخست ریاستجمهوری او نیز بهطور مشابه نقش دروازهبان اطلاعات رئیسجمهور را ایفا میکرد، هارپ خارج از دفتر بیضیشکل نمینشیند، بلکه در داخل آن حضور دارد. هارپ بخش زیادی از روز را در کنار ترامپ سپری میکند، در نشستها حضور دارد و دائما با او در ارتباط است.
به گفته این مقامها، هارپ تا دیروقت شب با ترامپ درباره مطالبی که قرار است در شبکههای اجتماعی منتشر شود گفتوگو میکند. هارپ همچنین کانالی برای رهبران خارجی است که میکوشند با رئیسجمهوری آمریکا ارتباط برقرار کنند و مامور تماس با افرادی است که ترامپ آنها را در تلویزیون میبیند. هنگامی که ترامپ نمیخواهد شخصا با فردی تماس بگیرد، از هارپ میخواهد برای او یادداشت ارسال کند.
سی ان ان افزود: مقامات گفتند که رابطه کاری آنها به دلیل وفاداری کامل هارپ به رئیس جمهوری بسیار موثر است.
با این حال، بر اساس گفته چندین منبع که رابطه هارپ و ترامپ را توصیف کردهاند، شیوه عملکرد او موجب ناراحتی برخی از دستیاران ارشد شده و در مقاطعی تلاشهایی برای کنار گذاشتن او از حلقه نزدیک رئیسجمهور صورت گرفته است.
این مجری سابق تلویزیون پس از آنکه نجات جان خود را مرهون ترامپ دانست، همکاری با او را آغاز کرد.
هارپ به یکی از اصلیترین کانالهای ارتباطی میان ترامپ و دنیای بیرون تبدیل شده است؛ او پیامهای متحدان را منتقل میکند، دیدارها را ترتیب میدهد، مطالب منتشرشده در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» را برای ترامپ تایپ میکند و نسخههای چاپی مقالاتی را که از رئیسجمهور تمجید کردهاند با خود حمل میکند؛ آن هم در حالی که در تمام ساعات روز در فاصلهای نزدیک از ترامپ باقی میماند.
دستیار جنجالی ترامپ به «چاپگر انسانی» معروف است؛ عنوانی که هارپ در یکی از نامههایش نیز به آن اشاره کرده و گفته است ترامپ در جریان سفری به اسکاتلند و ایرلند او را «مجبور کرد از کار و ارتباطات دیجیتال فاصله بگیرد.»
هارپ نوشت: لازم نبود «چاپگر انسانی» باشم. میتوانستم زمانی را برای لذت بردن از یک گفتوگوی خوب اختصاص دهم و در عین حال، در پایان روز همه کارهایم را انجام داده باشم. در واقع، حتی وقت داشتم صبحها و عصرها پیادهرویهای طولانی داشته باشم و از هر طلوع و غروب آفتاب لذت ببرم؛ هرچند یادم میرفت غذا بخورم و بخوابم!
جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی
فرید بازدار
فعال رسانه
توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.
در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.
اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.
مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.
توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.
موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.
انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.
مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.
در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولتها است

تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسبوکار ایرانیان چه کرد؟

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورکتایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

طرح «گارانتی مسکن» گارانتی اجرا میخواهد

صعود بورس به صنایع بزرگ رسید | صدرنشینی داروییها در بورس

