
به گزارش سیاست خارجی ایرنا، «آرون بلیک» تحلیلگر شبکه سیانان در گزارشی در این باره نوشت: این اهداف در ابتدا شامل تسلیم کامل ایران، تغییر نظام سیاسی، جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای و پایان حمایت تهران از گروههای همسو با خود در خاورمیانه، از جمله حزبالله لبنان، بود.
اکنون که جنگ وارد ششمین ماه خود شده است، این فهرست اهداف به شکل محسوسی تغییر کرده و کوتاهتر شده است. «جیدی ونس» معاون رئیسجمهور آمریکا نیز اخیرا این اهداف را به شکلی قابل توجه محدود کرده و سخنان او تازهترین نشانهای است که نشان میدهد دولت ترامپ ممکن است خود را برای دستیابی به نتیجهای بسیار محدودتر از اهداف اولیه آماده کند.
«اگر بازگشت به وضعیت موجود پیش از جنگ واقعاً اکنون «هدف شماره یک» دولت آمریکا باشد، این موضوع نشان میدهد جنگ تا چه اندازه دستاورد اندکی برای واشنگتن به همراه داشته است.» ونس روز پنجشنبه در گفتوگو با شبکه فاکس نیوز، در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی پایان جنگ، تنها دو هدف را مطرح کرد.
او گفت: «اطمینان از اینکه کشورهای خلیج فارس همچنان نفت و گاز را به اقتصاد جهان صادر کنند تا ثبات قیمت انرژی را داشته باشیم.»
ونس در ادامه افزود: «این هدف شماره یک است: نفت و گاز برای آمریکاییها در سراسر کشورمان ارزان بماند.»
معاون ترامپ سپس گفت: «و بعد، بدیهی است که هدف شماره دو این است که اطمینان حاصل کنیم ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.»
این فهرست با فهرست قدیمی اهداف دولت ترامپ تفاوت دارد و ترتیب قرار گرفتن این دو هدف نیز قابل توجه است.
«کارولین لیویت» سخنگوی کاخ سفید روز جمعه در واکنش به اظهارات ونس گفت که «هر دو هدف برای رئیسجمهور به یک اندازه اهمیت دارند.»
دولت ترامپ تقریباً همواره جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را مهمترین دغدغه خود معرفی کرده است. حتی اگر واقعاً هر دو هدف از نگاه دولت آمریکا اهمیت یکسانی داشته باشند، گنجاندن موضوع قیمت نفت و گاز در فهرست اهداف، آن هم بدون اشاره به بسیاری از اهداف دیگر، نشاندهنده تغییر قابل توجهی در رویکرد دولت ترامپ است.
در واقع، ترامپ در ماه مه صراحتاً قیمتها و وضعیت مالی آمریکاییها را هدف خود در تلاش برای پایان دادن به جنگ ندانسته بود. هنگامی که از رئیسجمهور آمریکا پرسیده شد آیا وضعیت اقتصادی آمریکاییها را در تصمیمگیری برای پایان دادن به جنگ در نظر میگیرد، ترامپ پاسخ داده بود: «حتی ذرهای.»
ترامپ روز جمعه نیز بر همین موضع تأکید کرد و گفت با توجه به اهمیت مسائل مرتبط با ایران، هرگز بابت اینکه آمریکاییها اندکی بیشتر برای بنزین هزینه کنند، عذرخواهی نخواهد کرد. اهداف متغیر دولت ترامپ
تحلیلگر سیانان در ادامه یادآور شده است که در ماه مارس درباره این موضوع نوشته بود که دولت ترامپ معمولاً چهار هدف اصلی را برای جنگ با ایران مطرح میکرد، اما این چهار هدف بسته به اینکه چه کسی درباره جنگ صحبت میکرد، مرتباً تغییر میکرد.
برای نمونه، برخی فهرستها شامل پایان دادن به تأمین مالی گروههای همسو با ایران بود، در حالی که در فهرستهای دیگر چنین هدفی مطرح نمیشد. برخی از فهرستها نابودی زیرساخت موشکی ایران را دربرمیگرفتند، اما برخی دیگر این موضوع را نادیده میگرفتند.
همچنین برخی مقامهای دولت ترامپ از بین بردن نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران سخن میگفتند، در حالی که در فهرستهای دیگر تنها به نیروی دریایی اشاره میشد. به نوشته بلیک، وضعیت به گونهای بود که گویی دولت ترامپ همزمان با ادامه جنگ، فهرست اهداف خود را در لحظه تنظیم و آزمایش میکرد. با این حال، نکته مهم این است که هیچیک از این فهرستها شامل پایین نگه داشتن قیمت نفت و گاز در آمریکا نبود.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ باز بود، هدف جدید مطرحشده از سوی ونس را میتوان صرفاً بازگشت به وضعیت موجود پیش از جنگ دانست؛ در چنین شرایطی، تنها هدفی که میتواند دستاوردی جدید محسوب شود، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است. کاهش تدریجی اهداف واشنگتن
تحلیلگر سیانان تأکید کرده است که تأکید جدید برخی مقامهای دولت ترامپ بر پایین نگه داشتن قیمت بنزین، تازهترین نشانه کاهش اهداف آمریکا و آماده شدن دولت برای پایان دادن به جنگی است که احتمالاً نتیجه آن فاصله زیادی با اهداف اولیه ترامپ خواهد داشت.
تا ماه مه مشخص شد که دولت آمریکا دیگر بر برخی از اهداف اولیه خود تأکید نخواهد کرد. در ماه ژوئن نیز دولت ترامپ با ایران وارد تفاهمنامهای شد که در آن تقریباً اشارهای به برخی از اهدافی که پیشتر از سوی آمریکا به عنوان محورهای اصلی جنگ مطرح شده بود، وجود نداشت.
همچنین طی بیش از دو ماه گذشته، اظهارات ترامپ بارها این برداشت را ایجاد کرده است که او ممکن است از خواستههای هستهای سختگیرانه خود در قبال ایران عقبنشینی کند.
سخنان اخیر جی.دی.ونس تازهترین نشانهای است که نشان میدهد دولت ترامپ ممکن است خود را برای دستیابی به نتیجهای بسیار محدودتر از اهداف اولیه آماده کند. دولت آمریکا پیشتر بر تحویل دادن اورانیوم غنیشده ایران تأکید میکرد، اما ترامپ اخیراً درباره این احتمال سخن گفته است که شاید برنامه هستهای ایران به اندازه کافی آسیب دیده باشد و مواد هستهای این کشور نیز در عمق زمین دفن شده و دسترسی به آنها دشوار باشد.
رئیسجمهور آمریکا همچنین گفته است دولت این کشور میتواند از طریق ماهوارهها وضعیت را زیر نظر داشته باشد تا اطمینان حاصل کند ایران برای بازیابی این مواد اقدام نمیکند.ترامپ حتی مدعی شده است که ایران «همین حالا» خلع سلاح هستهای شده است.
به نوشته بلیک، مجموعه این اظهارات نشان میدهد ترامپ احتمالاً دریافته است که نمیتواند ایران را وادار کند یک توافق هستهای بسیار محدودکننده را بپذیرد.
از این منظر، مطرح کردن قیمت انرژی به عنوان «هدف شماره یک» از سوی دولت ترامپ ـ حتی اگر خود ترامپ چنین اولویتی را مطرح نکرده باشد با روندی که دولت آمریکا طی ماههای گذشته در جهت فاصله گرفتن از اهداف سختگیرانه و غیرقابل انعطاف اولیه خود طی کرده، همخوانی دارد.
تحلیلگر سیانان در پایان نوشت: اگر بازگشت به وضعیت موجود پیش از جنگ واقعاً اکنون «هدف شماره یک» دولت آمریکا باشد، این موضوع نشان میدهد جنگ تا چه اندازه دستاورد اندکی برای واشنگتن به همراه داشته است.






